Machine transcription
حلد دوم
۱۷۹
کتاب الشهادة
گفته است قاضیخان رحمة الله تعالی وقتیکه بیاید امیر درشهری و برایند مردمان و بنشینند بروا
و انتظار بکشند آمدن اورا گفته است خلف بن ایوب رحمة الله که باطل میشود عادل بودنا
این مردمان مگر وقتیکه برآمده باشند برای عبرت گرفتن پس در ینوقت باطل نمیشود عاد
بودن ایشان و حاصل این حکم آن است که باطل نمیشود عادل بودن ایشان مگر قتیکه
امیر صلاحیت نداشته باشد تعظیم کردن را و نه برآمده باشند برای عبرت گرفتن و مچون
ساقط میکند عادل بودن را سوداگر می کردن بزبان فارس زیرا که اهل فارس طعام از ربا
خورانند سوداگران را و ایشان بدان میدانند وفی فتاوی المصنف
لا تقبل شهادة الجاهل علی العالم لفسقه بترك ما یجب
تعلمه شرعا فحینئذ لا تقبل شهادته علی مثله ولا علی
غیره وللحاکم تعزیره علی تركه ذلك ثم قال والعالم من
استخرج المعنی من التركیب کما یحق وینبغی (در مختار)
و در فتاوای مصنف گفته است که قبول نمیشود گواهی جاهل برعالم از جهت انکه
آن جاهل فاسق شده است بترك کردن او چیزی را که واجب است دانستن
آن در شرع پس در ینوقت قبول نمیشود گواهی جاهل نه بر جاهل دیگر مانند او ونه
بر غیر او که عالم است و مرقاضی را ست تعزیر کردن او بسبب
ترک کردن او آن چیزی را که دانستن آن در شرع واجب
بود بعد ازان گفته است مصنف رح که عالم آن کسی
است که بیرون میکند معنی را از ترکیب الفاظ چنا
لایق و سزاوار آن الفاظ باشد:::::::::
فایده
قبول نیست گواهی
جاهل بر عالم و عالم کسی است
که معنی را از ترکیب بطریق
ان بر آورد و
میتواند
على القديم
الرق الى الله و محمد قیام الدین
خندرمانی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
