Machine transcription
جلد دویم
۱۵۱
کتاب الشهادة
فائده
مسئله محمده الخانی
گواهی ذمی بر دیگر
ذمی قبول است
کرده شده واجب میشود حد قذف بر شاهدان الخلاصة لوادعی مسلم عبداً فی
ید ذمی انه عبده وشهد کافران ان عبده قضی به القاضی
فلان لم تقبل لكونها شهادة علی القاضی للمسلم (محیط) مسئله پنجم
ازان مسئلهائیکه گواهی ذمی بر دیگر ذمی قبول نیست آنست که اگر مسلمانی دعوی کرد
غلامی را که در دست ذمی بود که بدرستی این غلام غلام منست و دو کافر گواهی دادند که
بدرستی این غلام او راست فلان قاضی بآن حکم کرده است برای او قبول نمیشود گواهی
ایشان از جهت اینکه این شاهدی گواهی کافران ست بر قاضی مسلمان وفی المحیط
فائده
گواهی کافر بر غلام خود
که تاجر مأذون باشد
قبول است و عکس این
قبول نیست اگر چه
خواجه او کافر باشد
تقبل شهادة الكافر على العبد الكافر التاجر وان كان مولاه
مسلماً وعلى العكس لا تقبل والوكيل مع الموكل بمنزلة العبد مع المولى (بدایع)
و در کتاب محیط ذکر شده است که گواهی کافر بر غلام کافر که تاجر باشد رواست اگرچه
خواجه مسلمان باشد و بر عکس این گواهی کافر بر غلام مسلمان اگرچه خواجه او کافر بود قبول نمیشود وکیل
با موکل بمنزله غلام است با خواجه او یعنی قبول میشود گواهی کافر بر وکیل کافر اگر چه موکل او مسلمان باشد
و بر عکس اینکه گواهی کافر بر وکیل مسلمان باشد اگر چه موکل او کافر باشد روا نمیشود
فائده
گواهی کافر بر مسلمان
قبول نمیشود مگر در سفر
یا ضرورت در دو مسئله
طی مصنفه غریب
ولا تقبل شهادة كافر على مسلم الا تبعا كما مر او ضرورة في مسئلتين
في الايصاء شهد کافران علی کافرانه اوصى الى كافر واحضر
مسلما عليه حق للميت وفي النسب شهدان النصراني ابن الميت
فادعى على مسلم بحق وهذا استحسان (درمختار) وجه الاستحسان ان المسلمين
لا يحضرون موت النصارى والوصايا تكون عند الموت غالبا وسبب ثبوت النسب
النكاح وهم لا يحضرون نكاحهم فلو لم تقبل شهادة النصارى على المسلم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
