Machine transcription
كتاب الشهادة
جلد دوم
١۴١
فی فتاواه فی رجل قاطع علی مال معلوم احتساب قریة هل یصح
ذلك ام لا اجاب لا یصح ذلك باجماع المسلمین فلا یطالب
المحتسب بما التزمه من المال ولا یصح الدعوی فی ذلك ولا
تقام البینة علیه ولا یحل للقاضی سماع مثل هذه الدعوی
سواء وقعت بلفظ المقاطعة او الالتزام ولا فرق بین مقا
طعة الاحتساب ومقاطعة القضاء فعلی المقاطع علی القضا
ما علی المقاطع علی الاحتساب ولا یسأل عن جوازه بل یسئل عن كفر مستحله
ومن غاصبه كما فی البزازیة وتكملة گفته است خیر علی رحمه الله در فتاوای خود در حق مردی که
بمقاطعه گرفته باشد محتسب شدن قریه را بعوض مال معلوم آیا صحیح میشود این مقام
او بانه جواب گفت که صحیح نمیشود این مقاطعه او باتفاق مسلمانان پس طلب کرده
نمیشود از محتسب آن چیزی از مال که بر خود لازم کرده است و صحیح نمیشود دعوای
اجاره دهنده در این مال و نه شنیده میشود گواهانی بر او و حلال نیست قاضی را
شنیدن مانند این دعوی برابرست که دعوای مدعی واقع شده باشد بلفظ مقاطعه یا بلفظ امر
یعنی خواه مدعی در دعوای خود بگوید که مقاطعه گرفته است یا ینقدر مال یا بگوید که لازم کرده است بر خود این
قدر مال را شنیدن آن قاضی را حلال نیست و فرق نیست میان مقاطعه گرفتن محتسنی و مقاطعه گرفتن قضا
پس بر مقاطعه گیرنده قضا هست آنچیز از گناه که بر مقاطعه گیرنده احتساب است پرسیده نشود از حکم
روا بودن آن بلکه پرسید نشود از کفر حلال پندارنده آن و از کفر گیرنده آن کما یا کما فرضوه و یانه
فایده
قبول است سماع گواهی که بظاهرش همچنین ذکر شده است در کتاب باز یه ولا تقبل بالاجماع شهادة من یظهر سب
است مبلد ان سلف رحهم الله تعالی السلف (ہدایه) و (تکمله) كالصحابة وموالات ابعین رض و منهم ابو حنیفة رح
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
