Machine transcription
جلد دوم
۱۰۸
کتاب الشهاده
فشهد ابنوة احدهما بعينها اى انه اقربهاني صحته لم تقبل عنده ولو شهدان
الثانية اخت الميت قبل الشهادة الاولى وبعدها او معها لاتصل بالاجماع (ردالمحتار)
شخصی مرد واز وی ماند یک عم و دو عمه و دو کنیز و دو غلام پس عم و غلام را آن عمه برده آزاد کرد
پس آن دو غلام شاهدی دادند بدختر بودن یکی معلوم ازان دو کنیز یعنی شاهدی دادند که نامبرد
در حال تندرستی خود اقرار کرده بود بدختر بودن او قبول نمیشود این گواهی ایشان نزد امام اعظم رحمة الله
و اگر آن دو غلام شاهدی دادند که آن کنیز دوم خواهر آن مرده است خواه پیش از شاهدی اولی
باشد یا بعد ازان یا با ان یکجا قبول نمیشود این گواهی ایشان باتفاق امام اعظم صاحبین رحمهم الله تعا
الشاهد اذا ردت شهادته لعلة ثم زالت لعلة فشهد في تلك الحادثة لم تقبل
الابعد العبد والكافر على المسلم والاعمى والصبى اذا شهد وا فردت تم زال المانع
فشهد و ا تقبل كذا في الخلاصة سواء شهد عند من رده اوغيره وسواء كان
بعد سنین اولا كما في القنية (اشباه ونظاير فعلى هذا لا تقبل شهادة الزوج
والاجير والمغفل والمتهم والفاسق بعد ردها ولا بد
من حكم القاضی برد شهادته (بحر رائق) وقتی که رد شد گواهی شاهد بسبب
علتی و بعد ازان آن علت از او دور شد پس گواهی داد در همان حادثه قبول نمیشود
گواهی او مگر قبول می شود گواهی چهار کس اول غلام دوم کافر که گواهی بدهد
بر مسلمان سوم کور چهارم کودک وقتی که ایشان گواهی بدهند پس رد شود گواهی
ایشان و بعد از ان انچیز منع کننده قبول گواهی بود دور شود یعنی غلام آزاد
شود و کافر مسلمان و کور بینا و کودک بالغ شود پس گواهی بدهند قبول می شود
گواهی ایشان چنانکه در کتاب خلاصة الفتاوی آورده است برابرست اینکه مکردلهم
علی ج۲
طواف میں وعلى بعالم الله ایچ
حسه عهده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
