Machine transcription
جلد دوم
کتاب شهاده
١٠٦
و ناچارست مر صحیح شدن حکم قاضی را از حاصل بودن آزادی مرشاهد را در وقت قضا
اگر قاضی حکم کرد بگوایی شاهدان بعد از ان ظاهر شد که ایشان غلامانند باطل میشود حکم
قاضی و این مسئله خطای قاضی است و ذکر شده در کتاب محیط برهانی که قاضی حکم کرد بوصی
بودن کسی بگذشتن گواهان گرفت آن وصی چیز حرا که بر مردم بود از دینهای مرده بحد
ظاهر شد که آن گواهان غلامانند پس تحقیق خلاص میشوند دینداران از دین ان مرد
واگر مانداین مسئله در وکالت بود خلاص نمیشوند یعنی اگر وکالت بقبض گردید
ثابت شد بگذشتن گواهان و آن وکیل دینهای وکیل گیرنده را قبض کرد از دینداران
بعد از ان ظاهر شد که شاهدان غلامانند خلاص نمیشوند دینداران از دین وکیل گیرند
وفي الجامع استحق عبد ا من زيد بالبينة ثم مقه الخ با لبينة وظهر شهود المستحق الاول
عبید رده الی الاول وان شاهدا للثاني مالى المستحق الأول وهو زيد پس ازین
و ذکر شد در کتاب جامع که کسی استحقاق برد غلامی را از زید بگذشتن گواهان را
با ستحقاق بردانه و شخص دیگر بگذشتن گواهان ظاهر شد اینکه گواهان مستحق اول غلامانند رد کند
آن غلام را بمالک اول که زیدست واگر ظاهر شد که گواهان مستحق دوم غلامانند رد کند اور استحق او
نه بمالک اول و ان زیدست وفى المحيط البوهاني رجل مات و ترک عبدا لا مال له غيره
وقیمته الف ولا يعلم عليه دین فاعتقه الوارث ثم شهد لعبد شهادات او اسقى
بقضا يا ثم اقام رجل البينة على الميت بالدين فان العبد برد رقيقا و يبطل
عنقه و ما شهد به فان ابرا الغريم الميت جاز العتق لا الشهادة والقضاء
الخـدردایت ، و در کتاب محیط برهانی ذکر شده است اینکه شخصی مرد و مترو که گزاشت عظام
و نبود مر او را مالی غیر از انغلام و قیمت هزار درم بود و معلوم نبود که بر شخص مرده دین است پس داشت
الراقي إلى الله موصل من الطرفين ) (۱۲)
عبیدالله غازی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
