Machine transcription
جلد دویم
۹۹
كتاب الشهاده
خزانة المفتين وذكر في القنية من باب ما يبطل دعوى المدعى قال سمعت شيخ الاسلام
القاضی علاء الدين المروزى رحمه يقول يقع عندنا كثيرا ان الرجل يقر على نفسه
بمال فى صك ويشهد عليه ثم يدعى ان بعض هذا المال قرض وبعضه
ربوا عليه ونحن نفتى انه ان اقام على ذلك بينة تقبل وان كان
مناقضاً لانا نعلم انه مضطر الى هذا الاقرار (اشباه) او ذکر کرده است در کتاب قنیه
در باب آنچه که باطل میکند دعوای مدعی را که گفت شنیدم از شیخ اسلام قاضی علاء الدین
مروزی رحمة الله که میگفت که نزد ما بسیار واقع می شود اینکه مردی اقرار میکند بر نفس خود بما لی
نوشته باشد در وثیقه و گواهان میگیرد بر اقرار خود بعد از ان آن مرد اقرار کننده دعوی
میکند که بعض این مال قرض است بر من و برخی از ان رباست بر من و ما فتوی
میدهیم بر اینکه بدرستی اگر آن مرد گذرانید بران دعوای خود گواهان را قبول کرد
میشود آن گواهان او اگر چه تناقض کننده است در دعوای خود زیر ا که ما میدانیم که او ناچار
باین اقرار اذا شهد على رجل انه اقران اسمه عارية في هذا الدين والمل
لفلان وفلان يدعيه فذلك جايز كذا في الملتقط (عالمگیری) وقتی که شخصی
گواهی داد بر مردی که بدرستی او اقرار کرده بود که نام من درین دین عاریت است
و آن مال مر فلان را است و آن فلان دعوی میکرد آن مال را پس این شاهدی
جایزست همچنین ذکر شده است در کتاب ملتقط وذكر فى الاصل رجل قال لغيره
اودعتك عبد وامة وقال المودع ما اودعتني الامة وقد ماتت فاقا
المدعى شهودا فشهد واعلى انه اودعه عبد وامة ضمن المدعى عليه
قيمة العبد لجموده ايداع العبد ولا يضمن قيمة الامة بهلاكها
فائده
گواهی داد بر انیکه این مرد اقرار
کرده است که نام عاریت است
در این دین و آن دین مر فلانرا است
در حال انکه آن فلان دعوا می کند این
(دین) را میگرد قبول است فتوی
برای افاده اسم قیام ادعای المد
عليه المدعی
عده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
