Machine transcription
جلد دویم
۹۶
كتاب الشهاده
گفت که آن کنیز برده است و یا گفت که فروخته ام او را و قدرت ندارم بر رد كردن او اگر شخصی
از او غصب کرده شده او را رستگوی کرد در آن قول او و خواست از و قیمت اور ا قاضی حكم كند براي
او قیمت کنیز و اكر در و تكذيبی كرد او را بند می کرده شود آن غصب كننده تا آنکه بکند در مانکه ظاهر شود نزد قاضی
اینکه بدرستی او عاجز است از رد کردن آن کنیز ادّعيٰ له رهن عند هذا ثوباً وٰبَهَ
منه فشهد الشهود بذلك فقالوا انا لا نعرف الثوب قبلت شهادتهم
و بيان الثوب الى الغاصب والمرتهن كذا فى المضمرات (عالمكيرى)
اگر دعوی کرد مردی که گرو نهاده ام نزد این کس جامه را یا گفت که این کس
غصب کرده است جامه را از من پس گواهان گواهی دادند بر گرو کردن جامه یا
غصب کردن آن پس گفتند که نمی شناسیم آن جامه را قبول میشود گواهی
ایشان و معلوم کردن آن جامه بر غصب کننده است و بر آن کسی است
که گرو گرفته است همچنین ذکر شده است در كتاب مضمرات والمنقول القایم
ان امكن احضاره مجلس الحكم فالقاضی لايسمع الدعوى ولا شهادة الّا بعد
احضار المدّعيّت اليه المدّع والشهود بجامع الفتويّ چيز منقولی که قایم و موجود باشد پس اگر ممکن
بود حاضر کردن آن در مجلس حکم قاضی پس قاضی نشنود دعوی مدعی را
و نه گواهی گواهانرا مگر پس از حاضر آوردن آنچیزی که واقع شده در آن دعویٰ
در مجلس حکم برای آنکه مدعی و شاهدان اشارت کنند بسوی آن چیز
ادّعى عينا فى يده واراد احضاره مجلس الحكم فانكر
المدّعى عليه كونه فى يده فبرهن المدّعي انه كان
فى يد المدّعى عليه قبل هذا التاريخ بسنة هل تقبل ويجبر المدّعى عليه على احضا
فایده
اگر مدعی علیه گفت که مدعی در دست
من نیست و گواهان گفتند که پیش
ازین یکسال در دست او بود
قبول میشود شاهدان او و بران غاصب
جبر میشود که حاضر کند
عبیدالله
محمد قاسم الدین
زنجارى
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
