Machine transcription
جلد دویم
۹۷
کتاب الشهاده
بهذه البينة ام لاكانت واقعة الفتوى وينبغي ان تقبل (جامع الفصولین) دعوی کرد
مالی را که در دست مردی بود و مدعی اراده کرد حاضر اوردن ان مال را در مجلس قضا پس نچار اورد
مدعی علیه از انیـکه در دست وی همان مال باشـد پس مدعی آورد دو شاهدا
کہ گواهی دادند کہ بدرستی همین مال در دست مدعی علیه بود پیش ازین در زمان
مدت یکسال آیا قبول می شود این گواهی و جبر کرده میشود مدعی علیه بحاضر کردن
آن مال بهمین گواهی گواهان یا نه و این مسئله ایست که در ان فتوی واقع شده
فایده
پیش از حکم کردن قاضی بگواهی گواهان
دو تن گواهی دادند که این گواهان
رجوع کرده اند از گواهی خود حکم
نکند قاضی بگواهی ایشان
است و میشاید اینـکه قبول شود همین گواهی ایشان عن ابن سماعه عن ابي يوسـف
اذاشهد شاهدن علی رجل بمال فقبل ان يقضى القاضى بشهادتهما شهد علیهمار جلان
بانهما رجعاعن شهادتهما ان كان الذي اخبر عن رجوعهما يعرفه القاضي ويعدله
وقف في امر هماولم ينفذ شهادتها كـذافى المحيط (عالمكيرى)
روایت شده از ابن سماعه که روایت کرده است از امام ابو یوسف رحمہ اللہ کہ اگر گواهی
دادند دو گواهان بر مردی بمالی پس پيـش از حکم کردن قاضی بگواهی ایشان دو مردان
گواهی دادند بر ان شاهدان بر اینـکه بدرستی ایشان رجوع کرده بودند از گواهی
خود اگر بود این كـسی که خبر داده است از رجوع کردن ایشان که میشناخت قاضی
اور او عادل میدانست او را توقف نماید قاضی در کار آن گواهان و قبول نکند گواهی
ایشان را، همچنین ذکر شده است در كتاب محيط رجل ادعى دارا واقام البينة
فابطل القاضى بينته ثم جاء بعد عشرين سنة يشـهد انها لآخـر
فشهادته باطلة وكـذا لو قال هذه الدار لفلان لاحق لي فيها
ثم شهد انها لفلان آخـر لا يقبل كـذا في الخـلاصة (عالمكيرى)
فایده
دعوی کرد بر انکه این سرای از من ست
و رد کرد قاضی گواهان او را بعد از
مدت بیست سال گواهی داد بانکه
ین سرای از فلان دیگرست تقبل
نمیشود گواهی او
الراجي الى الله ملا عبدالقادر
غفر له غفر الله
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
