Machine transcription
( ٩١٩ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
ومسافت يك منزل از فروه کاه اردوی او رسیده فرو کش کرده بودند بدون سپاه نزد موصوف استمزا (۱) پرداخته با هم قرار دادند که چون کشیدن تمامت سپاه در یکجا دشوار است میباید هر کدام بالشکر تحت رایتش در مقامی شده جای گزینند چنانچه میرعطا خان مواضع ورث و تخت و سرخ جوی را اختیار کرده کرنیل غلام حیدر خان در دای کندی و تر کد امیر محمد خان در مجاب جای گزیدند و مقارن ایحال میرعباس بيك در موضع ملچقور نزد جنرال میرعطا خان حاضر آمده اویش با وردن قرار يك مأمور کرد چنانچه در عقب او شده با آنکه هر دو با هم برادر بودند بامید نجات خویش او را مقید و مغلول پیش جنرال میرعطا خان آورد و همچنین محمد رضا بيك برادر زادهٔ ابراهیم بيك سر جنگل وا تول بيك هم قاسم بيك سنك تخت و فيض بيك اسبين چشمه تلخك در موضع مذكور از راه امانت و در اطاعت نزد جنرال میرعطا خان آمدند و اوايشا را تسلیت داده مامور بدر آوردن گوسپندانشان رعیت کرده همه را بمنزل ومأوای ایشان باز گردانید و درین اثنا حسين بيك بن صادق بيك تيزنى كا با اهل وعيالش از راه فرار در نواحی قندهار شده قرار گرفته بود و در ترکستانی بسر می برد بدست سواران نظام افتاده خودش محبوس وعیال واطفالش نامستور امن اقدس شخصی از مردم تیژان مفوض گشت و دریلان کار همه در کابل آمده داخل اسرا (۲) شدند و از جانب دیگر در عین این شور وشر میر محمود بيك يا ياص جنرال میرعطا خان مأمور تسلیت و بجای باز آوردن فرار شدگان گردیده بود از قفای میران شرارت انتما بکار دره خودی حادثیهای صحرای بخودی کشته بودند راه برگرفته در عرض راه هیات با اشرار دو چار گردیده ایشان بگریختند و او از جمله دختر میرابراهیم بيك را بدریاس استر و نه توپ يك اسیر گرفته نزد جنرال میرعطا خان آورد و او آن دختر را بمجرد وصول در آغوش خویش کشیده متصرف شد و ازین گونه امور بود که دریلان کار چنانچه بیاید گرفتار شحنه عتاب پادشاهی گردیده سخت محبوس شد ومقارن ایحال اشراریکه در غار لیکن پناه گزیده بودند از عسرت وذلت مرك را برزندگی ترجیح داده خود را تسلیم هوا خواهان دولت کردند و اغز الاسمي بيست و هفت تن از سر کشان و بزرگان هزاره که بدست افتادند بامر حضرت والا در دامنه کوه قرق واقع مغربی قلعه ها شمرخان چنانچه بیاید بگیجا هدف گلوله تفنك هلاك شدند و محمد و جلال اختلال هزارگان در بلخك كما مقال رجال مشغول قتال وجدال بودند جنرال میرعطا خان خواهران و دختران مهدی بيك كور كه و مصطفى بيك پسر عم او ويعقو بعلى بيك و ظفر على بيك برادر او ومحمد توفيق بيك وفيض الله بيك برادر آغوش کشیده و از بوس و کنار ایشان شگفته خاطر گردیده با آنکه از اشرار بودند ایشان را گرفتار نکرده که از گریه و فغان دختران و خواهران موصوفه ایشان عیش او منغص نگردد تا که حضرت والا از عریض وقایع نگاران اردوی تحت رایت او بماجرای آگاه گردیده فرمان کرد که همه را محبوس و گسیل کابل نماید چنانچه جنرال موصوف ایشانرا در کابل فرستاده بر استر سیدند وجنرال مزبور باكتفا بزن و دختر گرفتن هزاره نکرده دست تصرف بمال ومتاع ایشان نیز دراز کرد چنانچه میر محمد رضا بيك الغانی را که مصدر خطا و خیانتی نشده طریق خدمت دولت پموده و می پیمود سه روز محبوس نموده و چهار هزار روپیه نقد الزام وشش هزار روپیه از ملا حسين هزاره بيك گرفته هر دو تن را ر هاداد و ازین قبیل مال و منال زیادی را مالك و متصرف شد و هم در خلال وقایع این ایام از عريضه واسطه بای سلیمان محمد خان بن شنبه خان توکی ودین محمد خان بن میرزا خان قوم او و پیر محمد خان و محمد محسن خان اندری که در حین فتنه طوائف اندری و توکی وعلى خيل روى از دولت و سعادت برتافته از راه بغاوت در شالکوت شتافته بودند قرین عفو گردیده بفرمان اجازت با اهل وعیال باوس خان بموطن اصلی خویش باز آمده رهین احسان دولت شدند و هم درینوقت از عریضه سردار عبدالله خان حکمران قندهار بعالی رای والا شد که او از جمله ششصد و نوزده تن زن و مرد و پسر و دختر که از اشرار هزاره چوره و پهلوان ارزگان و فولاده و کسان در سال گذشته اسیر و دستگیر شده و در قندهار محبوس بودند دوسدو نودو دو تن فوت شده و ده تن را که بزرك وستر کرده ایشان بودند گسیل کابل نموده و هفده تن را ضامن گرفته از حبس رها داده و دو صدو چهل و چهار تن دیگر در املاك خالصه دولت واقع قندهار مأمور
(۱) مواصرت کی مشورت کردن
(۲) اسرا جمع اسیر یعنی محبوسان
ذکر خود سری نمودن حکمران قندهار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
