Machine transcription
( ٩١٨ )
(جلدسوم) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
وقند و جنس تحويلي آندوش رو از سعادت نیافتگان میراحمد شاه خان بخطائی منسوب گردیده بچنین شخص
جليل محبو س ونمات مال ومتاعش ضبط دیوان سلطنت گشت و آخر الامر پادشاه جرم بخش خطا پوش آن
فعل را از جبلت و مكیدت معاندین السید جلیل فهمیده عفو و مبذول مرحمتش نمود و مقارن اینحال از عرایض
وقايع نگاران علاقه كيزاب و ارز کان بمسمع فیض مجمع حضرت والا رسید که از روزيكه جنرال شير محمد خان
از ارز کان وارد کيزاب شده دست ستم بمال و متاع سُغناي رعيت دراز كرده و چشم جور بكرفتن رشوه وپاره
باز نموده بازپرس را نیز ترك كرده است چنانچه بعضی از سپاهیان دو تن از زنان شو هردار هزاره را با كراه متصرف شده
او هیچ نپرسیده بلکه دواب ومواشی اردوی تحت رأيتش را از بتلف وعلف نمودن زراعت آندردم بیدریغ مانع
نکردیده و در روزی صد پشتواره هیمه و چوب دمی که مماس ومت پشتواره برف از کوهیکه بغایت از فرودگاه
لشکر بعید است با هفت مشك دوغ بدون بها از فقراء استمراراً گرفته وميكيرد واين هم اکتفا نكرده يكتن سپاهی
که در موضع تاخ خود را بآب انداخته هلا ك شده بود مجسد رويه حاكم كيزاب ومجسد رويه ديكر جنرال
موصوف باسم جرم از مردم آنجا گرفته و نيز پنجاه تن را در هر روز بیگوه فرستاده علف كوهی برای اسپانش
می آورند و حضرت والا سخت بر آشفته جنرال شیرمحمد خان را بقلم تنبيه وتهديد فرمان كرد كه دولت او
وغیره افسران را با سپاه مامور باقامت مواضع مستعده هزارجات نموده برای آنست که یکی بردیکری زبر دستی
وستم نکنند نه اینکه خودرا كرك آدم خوار قرار داده ضعفاء و زیردستان را پست و نابود كنند باری خودرا
مورد بازخواست دانسته قبل از آنکه حكمي شرف نفاذ يابد رضامندی رعایارا بمهر وقمی ومفتی آنجا حاصل و ارسال
پایه سلطنت نماید والا آماده زجر و توبیخ باشد و او بر طبق امر اقدس رضانا مه در کابل فرستاده دست از ستم
باز کشید و از ديگرسوي در آثنای این كفتكوی برکه محمد اسحاق خان که داخل نهران شده بود میر محمد رضاءبيك افغان
از راه خدمت تردد و حاضر گردیده او مأمو رش نمود كه مردم كوه وشنه سنك سوراخسفيلت داده بعسا کر ایشان
باز گرداند و همچنین عباس بيك كور كه را باسهات مردم غضر تاخته اکثر از سر گشتگان وادی جهالت
وضلالت را بمنازل ومساکن ایشان رجعت داد مکر چندن فت جوی مفسده خو که از کردار ناهنجار خويش
سپر خجلت نزد هواخواهان در پیش داشتند فرار کردند ديگران بجایهای خود قرار كرفتند و كيدان فتح محمد
خان بفرمان حضرت والا که بنام جنرال شیر محمد خان شرف اصدار یافت و اوپیش با امداد طرف كرجستان هزاره
مأمور كرد چنانچه وی راه بر گرفته و دو منزل از دره میش گذشته چون بقرب سیاه بند رسید از کاردار موضع
كيزاب كه نامه نزدوی فرستاد آگاه گردید که اشرار هزاره از راه میش جانب شال کوت متمم قرار كرده اند
واو ازشنيدن این خبر عنان از رفتن جانب سیاه بند باز كشيده جانب میش مراجعت كرد و در تسدید راه فرار
هزار کان مواظب كشت ومقارن اينحال حضرت والا از عرایض ده نورد ان خدمت دولت که درهزار جات
بودند با هنك فرار كردن اشرار نکوهیده کار آگاه شده حکام وضباط ترکستان و هرات وفراه و پشت رود وقندهار
وكلات ومقر وغزنين را فرامين عديدة اكيدۀ اصدار فرموده امر کرده در انسداد و انضباط سرحضات ومعابر بك
مواظب بوده نگذازند که احدی از اشرار هزاره از مملکت خارج شوند و با وجود این كونه استعكام مردم هزاره چون
خودرا قطر بگرداریه بادولت کرده بودند سزاوار هلاك و دمار ديده از بیابان و کهسار فرار نموده هزاران تن
در ماوراء النهر وخراسان وسيستان وبلوچستان وسند وهند رفته ملازم خدمت مردم خارج مملكت شدند و از جانب
ديكر سپهسالار غلام حیدر خان که راه دستگیر کردن هزار کان که در کهسار خضر پناه گزیده مصمم فرار
بودند برگرفته چون وارد موضع ده شیر شد اشرار از انجا مخيال اينکه تار گزستان لیکن در امامند روی بدانجانماده
و اطراف غار را چنانچه كذشت از ابطال رجال که جنرال میرعطا خان استحكام داده بود مسدود دیده ناچار فرار
و پراگنده کهساراد بار شدند و سپهسالار كوه پرشدگان رعیت را از تسلیت دل بجای آورده در منازل ومساکن
ایشان اقامت داد ومیرعطان خان وشير محمد خان جنرالان را با برکه محمد صادق خان که هر كدام در موضعی بفاصله
شرح جود
جنرال شیر
محمد خان
بمردم هزاره
خاتمة كار
اشرار هزاره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
