Machine transcription
(۸۷)
(جلد اول)
( ذکر سلطنت ثانویه اعلیحضرت شاه محمود )
(سراج التواريخ)
وسیر میکرد ملا زمان شادخان مأمور بحفاظت و نگهبانی شاه بودند که دور دور دوروی را داشته پاسداری می نمودند
که مبادا نجا تی رود ومقارن این احوال از عرایض کاشتهایکه بربط وضبط مداخل علاقه جا تیکه رنجیت
سنگهه در وقت انعقاد معاهده بشاه سپرده بود خاطر نشان شاه شد که حکام وعمال رنجیت سنگهه مواضع
موعوده معهوده را بدیشان نسپردند وشاه این عطای اورا پشیمانیتی و اقالت دانسته از عدم اجرای حکم
آنرا کره وجواب شنید که حاصلات امساله آنها را کار پردایان شاه واگذار شده بعد ازین را مستمراً متصرف
شود وعلاوه بر همه چون نقض عهد پیشهاد خاطر رنجیت سنگهه بود و بهانه می طلبید قاضی ملا شیر محمد را
که امام نماز شاه بود متهم بدان ساخت که چند مکتوب بسردار محمد عظیم خان حکمران کشمیر نگاشته او را
در لاهور طلبداشته است و برطبق اظهار خویش چند قطعه خط نزد شاه ابراز کرد و چون ملای مذکور عاری
ازین غداری بود هر چند سو گند یادکرد رنجیت سنگه، نپذیرفته به غل وزنجیرش انداخت و در واقع ونفس الامر خطوط
مذکوره را خود رنجیت سنگه بواسطه سه نفر از مردم افاغنه لاهور به تعلیم ملاحقیر نامیکه خزانه شاهی را قبل
ازین چنانچه مذکور گشت از پتك پانوه برده نزد رنجیت سنگهه نوکر شده بود ساخته و مصحوب آند ن روانه
کشمیر نموده از عرض راه محبوساً رجعت داده ملا شیر محمد را بقرار مذکور محبوس ساخت وزیر چوب انداخته
بشکنجه گونه گونه عذابش گرفتار وتعلیم همی کرد که بگوید شاه شجاع آن خطها را از طرف ملا شیرمحمد مرقوم
ومرسول داشته است و آن بیگناه که هیچ آگاه نبود هر قدر زهر عذاب چشید ولطمه چوب عتاب دید اعتراف نکرد
تا که شاه شجاع پیست هزار روپیه کفاره خطای نا کرده او داده از زندان بیرونش کشید و شاه مدتی بدینمنوال بسر برده
آخر الامر از رنجیت سنگهه رخصت رفتن بمملکت دیگر خواست واو التماس را نپذیرفته مکر برفتن باغ شاله
ماه اجازت داده محافطین از ملا زمین شادخان باطراف باغ کاشته که راه بیرون شدن بدیگر جانب ندهند
*ذکر در آویختن رنجیت سنگهه*
با سردار محمد عظیم خان حاکم کشمير ومغلوب شدنش
ذکر محاربة
رنجیت
باسردار محمد
عظیم خان
و هزیمت او
چون وزیر فتح محمد خان بقراریکه ذکر شد ثلث مالیات کشمیر را برنجیت سنگهه وعـده داده بود وتا این
وقت ایفای وعده ازادای سه يك ماليه آنجا ندید نگشت رنجیت سنگهه بر آشفته جانب كشمير لشكر كشيد
وباسردار محمد عظیم خان بمحاربه گرائید وشمشیر از تن از سپاه رنجیت عرصه شمشیر کشته هزيمت يافته خائب
و خاسر مراجعت کرد و آلات و ادواتش بتصرف سردار محمد عظیم خان در آمد وچون رنجیت سنگهه هزیمت یافته
خسارت دید از درديکه بواسطه این هزیمت در ضمیرش جایگیر گشت سامان تسخیر پشاور ساز کردن گرفت و اینجا
سفر کشته بشاه محمود رسید واو و نیر فتح خانرا بالشکر شایان از کابل گسیل پشاور نمود و آنگاه که مشارالیه وارد
پشاور شد رنجیت سنگهه از لاهور بعزم پشاور کوچ کرده راه راولپندی بر گرفت وازمنزل رحناس بواهمه اینکه مبادا
شاه شجاع در غیاب وی فتنه برانگیزد کسی نزد او فرستاده پیام داد که درین سفر همعنان وی رهسپارباشد وشاه شجاع
با آنکه بدردگلو گرفتار بود پرده نشینان حرم الم توام خویش را در باغ شمله ماه گذاشته در منزل مذکور نزدرنجیت
سنگهه رفت وازانجا هم رکاب او براه افتاده وارد را ولپندی شد و ازین سوی وزیر فتح خان از پشاور حرکت
کرده در کنار نهر اتك فرود آمد وجانبین باهم در آویخته خونها ریختند ود رحین گیر ودار از حرارت آفتاب
و کثافت پیکار لشکر اسلام از عطش در اضطراب افتاده بخودانه روبآب نهادند و از نهمی سپاه رنجیت سنگهه
چیره دست گشته افواج وزیر فتح خان را شکست دادند و ازان میان خود وزیر فتح خان که فرار را نسبت بخود
ننگ وعار میدانست باسه هزار سوارثبات ورزیده در مقابل چهل هزار سوار خصم استوار ایستاده رزم همی داد
تا که از عطش غشی کرده از زین برزمین افتاد و یکی از خدامش از خاك برداشته در پیش روی خود برزین گذاشته
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
