Machine transcription
( ٨٧٥ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
مستعمره از روضه متبرکه برآورده وضع و رفع وتصنيف و شریف ملکی ونظامی را در وقت افطار از خوان احسان
او ملنذ(۱) وشیرین کام ساختند وهم در ینوقت نامزد فرمان حضرت والا شهر شاهی را در مزار شریف عبدالرحمن خان اور (۱) ملذذ یعنی
سیر مهندسی کرده از ابتدای آن ناموضع تکيه جيش سی هزار کام زمین را پیموده شروع بحفر نموه و رعایای تمام لذت یابنده
ترکستان صغیر متعلق افغانستان از راه معاونت دولت بدون تکلیف سلطنت بطوع ورغبت بکار پرداخته با ندك مدت
حفر نهر
جاری ساختند و اراضی زیادی را در تحت آن بمحل زرع آورده بپرداختند و مقارن اینحال از عرایض وقایع نگاران شاهی در
ترکستان شرحی متضمن برهفت فصل از جور و ستم حکام و ضباط و عمال و قضاة ومحصلین حواله دفتر سنجش بعرض مزار شریف
دادنیوش کمبری منش حضرت و الأرسيده سخت برآشفت وبخامه تنبیه و تهدید سردار محمد عزیز خان حکمران
آنحارا در روز هشتم ماه رمضان ارقام فرمود که بخیالت میرسد که سرکار ما از مملکت وحالت رعیت بخبر است تنبیه و تهد
و امور جزئیه وکلیه را که کسی مرتکب آن شود نمی پرسد شما ها را خواب غفلت ربوده از عرصه بیداری و هوشیاری ید حکمران
بیرون برده که بامور حکومت و دیوان نمی پردازید چنانچه حکام وعمال وضباط وقضاة وغيره هر چه میخواهند ترکستان
درباره رعیت میکنند باری سرکار ما صدور همه امور خلاف را که از جمهمور کار پردازان بظهور رسیده و میرسد
از شما می پرسد زنهار که عذر عدم اطلاع را در میان نیاورده انکار نکنید که در باب اینگونه امور باید زبیدارتر از
شکار یافته وثبت همه فرامین و احکام که در بخصوص صادر گردیده ابد در دار الانشای پایه سریر سلطنت موجود
است وشما که مامور خدمت دولت میباشید و از بیت المال تنخواه می بربم باید از کل و جزو کارها آگاه باشید و پاسداری
بیت المال مسلمانان و غور دادیخواهان را نيك رعایت کنید و بخواب وراحت وغفلت عادت نگیرید که از باز پرس
حالت رعايا آگاه نشده بازمانید بهر حال اینرا نگوئید که مرا خبر نکرده فصول هفتگانه وقایع نگارانرا نیز درج
اینفرمان نموده امر کرد که حقیقت هر کدام را بمصداق بمرقوم ومعروض دارد تابر وفق صواب ظفر بستگان جور
(۲)
اندیشگان مواخذه معاقب (۲) شوند که دیگری بمباشر امر خلاف نشود و از پرتو وصول افگندن این منشور بود مؤاخذه
که قیامت جور اندیشان گرفتار شکنجۀ عتاب آمدند ومقارن اینحال دو بچه بازوبك چله جره با يكزوج چنا ول و معاقب
نقره و دو زوج چناول طلا که میرابو طالب خان برسم تحفه از آقچه کښیل در گاه عالم پناه نموده بود از پیشگاه حضور گرفتار و
اقدس شرف گذارش یافته چنان مطبوع طبع مملکت آرا گشتند که بدریعه فرمان يك بچه بازوبك چله جره دیگر عقوبت کرده
از میرابو طالب خان خواسته و از آنجا در کابل فرستاده شد نیز هم در ینوقت يك لك و چهارده هزار و دو صد و هفتاد و پنجنیم شده را
تنگه از وجوه فروعات میمنه را سردار محمد سرور خان حکمران آنجا در کابل فرستاده تحویل خزانۀ عامره شد گویند
و هم شانزده هزار روپیه از بابت محمد شریف خان مویمینه که بنام میرزا عبدالرحمن خان بود واز و گرفته پانزده
هزار و سه صد و نود تنگه خمس اموال غنیمت اشرار میمنه که بدست سپاه نظام افتاده بود بکابل رسیده تحویل خزانۀ
عین المال گشت وهمدرین ایام کرنيل خواجه امرا لله خان مؤدب ولالای شهزاده غلام علیخان بکراس اسب از شود و پنج
راس از شهزاده ممدوح هدیه ارسال پایه سر پر سلطنت نموده منظور نظر عاطفت گستر شدند و مقارن اینحال يكصد شرح حال
و بیست تن از اشرار فیروز کوه که گرفتار دست هواخواهان دولت شده در تحت حراست جنرال غوث الدینخان بودند او اشرار
همه را در مزار شریف نزد سپهسالار غلام حیدر خان فرستاده با زندانیان آنجا پیوستند و از جمله فتنه جویان فیروز کوه
شمس الله نامی نزد پسر نیکوخان حاکم کرزیوان بپای مطاوعت حاضر آمده اظهار کرد که محمود نامسعود فیروز
آکوهی باچند تن بزرك وكوچك وزن وفرزندش در عقب کوه خواجه هشتمین در مغاره پناه گزینست و پسر حاکم کشته شدن
ازین اظهار او با مردم خویش با مردم کرزیوان و نوکران خودرامان نامر پیش گرفته از قفای او خود نیکوخان محمود فیروز
باستی محکمہ شرعیه روی بڈالسوی نهاد و چون پیشینگان بدر غار رسیدند محمود را بتکلیف بیرون شدن از غار کوهی
کردند و او بایاوران خویش طریق جنك پیش گرفته سخت بکوشید تا که خودش با دو تن خسرزادگانش کشته
شده تن پسر و دختر وزن و فرزندانش دستگیر گشته همه را در میمنه نزد جنرال غوث الدین خان فرستادند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
