Machine transcription
( ٨٧٤ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
از جندول بالشکر روی ستیز بجانب دیر که صفدر خان متصرف شده بود نهاد و قلعه شعور لاورا باقلعه بی بود
بتغلب تصرف کرد وصدرن الزريعة محمد شریف خان را باچهاری از برادران او و چهل ميل تفنك و چندتن از
بزرگان قوم سلطان خیل که از جانب دران وی بودند دستگیر کرده در جندول فرستاد وصفدر خان ازین دست
برد عمراخان و برادرش عاجز وزبون گردیده بپدامن ناتوانی پیچید اما برادرش از موضع شهر با مردم شموزائی
راه انتقام بر گرفته برج واقع حدود قلعه حاجی زمان که عمراخانش آباد کرده باعداد رجال استحکام داده بود حمله
نموده بیست و چهار تن از مردم شموزائی و ده تن از همراهان برادر صفدرخان مقتول و مجروح گشته دو تن از مقیمین
و محافظین برج را جراحت رسانیده بکلن را بکشتند و درینان کار کسان عمراخان نیروی مدافعت را در بازی خود
ندیده امان جان خواستند و برادر صفدر خان همه را از برج کشیده واسلحه ایشان را قبض و تصرف کرده خود
ایشان را نزد عمراخان فرستاده متصرفانه در برج مذکور جای گزید و عمراخان در موضع هنده وصفدر خان در
ناوی بعزم استیصال همدیگر مترصد آله فروکش کرده هريك بتهيه آلات مخاصمت پرداخته چنانچه بیاید علم
مأمور شدن قلع وقمع خویش افراخته درینان کار با جاوررا در حیطه تصرف دولت انگلیس انداختند ومقارن اینحال در روز
میرزا محمد بیست و هفتم ماه شعبان میرزا محمد قاسم خان از جمله ششن ساهجشیان دیوان حضور مامور سردفتری سمت مشرقی
قاسم خان بسر
دفتری سمت شده میرزا سید خلیل شاه خان که تا اینوقت بمنصب مذکور دفتر من بود سرافرازی داشت معزول گشت و از انسوی
مشرقی هر ده تن بزرگان کندار کاموز که از حضور اقدس چنانچه گذشت رخصت حاصل کرده راه مراجعت بر گرفته
بودند در روز بیست و نهم شعبان وارد اسمار شده سپهسالار غلام حیدر خانرا ملاقات کردند و او برطبق منشوریکه
بنامش شرف صدور یافته بود ایشان را اندرز و نصیحت کرده رخصت نمود و ایشان در مسکن و مکان خود شده
نهال اطاعت انندولت را در جویبار ضمیر صغیر و کبیر قندار کاموز غرس نمودن آغاز کردند و مردم کندار ناشد
کام اندیشه و فکر بزرگان کندار کاموز را موافق بمرام خویش دیده از راه اطاعت پیش آمده چون جديد
دین اسلام را قبول کرده بودند از نزد سپهسالار غلام حیدر خان معمام نماز و روزه وغيره امور دينيه
با خود بردند و در اثنای ماجرای مذ کوره حضرت والا از عريضه سپهسالار غلام حیدر خان بر قتال
و جدال عمرا خان وصفدر خان آگاه گشته در روز دو شنبه غره رمضان او را فرمان فرستاده امر کرد
که ده هزار روپیه غیر از مواجب صفدر خان که از دولت دارد بامم معاونت برای او ارسال داشته از استعداد و استطاعت
خصمش مطمئن خاطر سازد اما درینان کارچون اواز دولت و سعادت رو برتافته باردکوردان مخالفت دولت یار تشت
رخ می غلام سپهسالار امتوجه را باونداد و از جانبی دیگر در ضمن این گفتار غلام خان اسمار که با مر عمر اخان در حراست قلعه
خان اسمار
پست واقع علاقه دیر قیام و قرار داشت وصفدر خانش در محاصره انداخته بود بحیلت خود را از گرفتار شدن
دست صفدر خان نجات داده نزد عمر اخان شد و او از سبب آنکه قلعه را بصفدر خان گذاشته فرار کرده بود در نزد خود
جا نداده و تخفيف وتكفيرش کرده از پیش براند چنانچه از عمراخان مأیوس گردیده نزد برادر زاده خالا خان
رفته در بین مردم سالار زائی پناه گزید وانگلیسانیکه از راه اغوای میرچترار داخل آن علاقه شده اور اچنانچه
گذشت فریفته و مستمال ساخته بودند نامه بغلام خان فرستاده در چترار نزدخود دعوتش کردند که او را نیز بفریبند
اسام پاسخ داد که اگر قراری در امور زیست روز کارش نهند ومزده و نوید دهند هر آینه نزد ایشان در چترار
خواهد آمد والا فلا وانگلیسان ازین پیام او استمالتش را بوقت دیگر گذاشته فعلاً لا ولمسى نگفتند و خود را
مبین نووروی
سردار غلام آرام گرفتند و از انسوی کار کسان شهزاده اراده سردار غلام علیخان در روز غره رمضان که روز نوروز واول
علیخان در سال ئیلان ئیل ترکی بود بنده یعنی قلم مرقومنیور حضرت شاه اوليا على ولى كرم الله وجهه را بداب مفروضه در
مزار شريف
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
