BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 906

Page 906

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 906 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ٨٧٦ ) مسلمان شدن یکصد و پنجاه و یکتن از کفار ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ ) و همدرین هنگام یکصد و پنجاه و یکتن از مردم کفار طوعا دین مبین سید مختار را اختیار کرده از راه اطاعت دولت در بحر شیر تو دره ارغستان آمده و او همه را در زیران جاو آب ونان داده خودش بفرمان طلب که از همیشه اش شرف اصدار و مخمار سال یافت در کابل آمده جزو تعداد اسامی جدیدالاسلامان را از ذکور و اناث و بزرك و كوچك بمطالعه ساطعه و ملاحظة لامعه حضرت والا رسانیده دستور العمل خوراك ولباس ایشانرا تازمانی از دولت صدور حکم اقدس در باب شمار نفوس افغانستان (١) رزين بمعنی استوار حاصل کرده باز گشت و همه را از امور مؤنت و معیشت با سراقذس آسوده حال و فارغبال ساخت و مقارن انحال از معظم فکر متین و رای رزین(١) اعلیحضرت پادشاه با داد و دین شمار نفوس سکنة مملکت افغانستان طالع گردیده فرامین و اشتهارات عدیده بصدور و انتشار پیوست و در تمامت ولایات و محال محاسب مأمور گشت و تمام نفوس را در قید حساب آورده در بابن کار دفتر جدا گانه باسم دفتر نفوس قرار داده شد که انشاالله تعالی میزان تعداد آن در موقعش با جغرافیای خاص اینمملکت وطوایف وقبايل و نسب نامه افغان چنانچه در صدر جلد اول وعدۀ ذکر آنداده شد بشرح میرود و همدر روز یازدهم ماه رمضان از حضور انور فرمان رهائی میر غلام حسين بيك اشکمش که طریق خدمت دولت بموده و از سبب قرابت قومی محمد نعيم بيك شبرکه که در زندان کابل اورا نزد هواخواهان سلطنت از نزدیکان خود گفته و محمد رحیم خان حاکم نجراب بفرمانیکه بنامش رفته و محبوس کرده بود از عریضه میر محمد حسین بيك بن يوسف بيك لعل گه شرحی از خدمت او را معروض پایه سر بر سلطنت نمود بنام محمد رحیم خان مذکور شرف اصدار و عزاز سال یافته از حبس رها گشت و بفرمانیکه بنام خودش فرستاده شد مخدمن و منصبیکه از پیش بامر شرح حال تاجی خان هزارۀ قلندر پادشاهی داشت موالفت گشت و از آنسوی تاجی خان شریر که بمیان محمد حسن خان بغزم دستگیر کردن او چنانچه گذشت داخل علاقۀ قلندر شد مجدداً بمرغان خم خود را با علیخان پسرش و عیال و اطفال همردوش از راه كرو كان نزذ کیمدان محمد حسن خان فرستاده زبان حیات و بیان معذرت پیام داد که اردو را از اندرون علاقۀ قلندر مراجعت داده در موضع خاك ایران فروکش کنند بعد خوداو قلعه خویش را که اندك خراب ساخته است از بن برانداخته واسلحه را فرو گذاشته با اهل وعیالش حاضر لشکر گاه شود و از آنجا راه کابل بر گیرد و کیمدان محمدحسن خان (٢) مکیدت و خدیعت یعنی مکر و فریب (٣) وقع یعنی درجه کار مکیدت و خدیعت (٢) او نيك آگاه بود پیامش را وقعی (٣) ننهاده پاسخ داد که با با یا دراد از زمانیکه خدا بخش خان پدر خود را نزد جنرال میرعطا خان کمیل داشته با او عهد و پیمان درمیان نهاد که مسکن خود را گذاشته راه کابل بردارد و از آنروز تا کتون سالی پیای رفته صدق از وعده وفائی از عهدش بروی کار نیامده روز کذب بسر برد بنابران از جانب دو لت بیرون ازینکه قلعۀ خود را خراب کرده و اسلحه را سپرده با عیال و اطفالش روی بسوی کابل نهد اجازت باز گردانیدن لشکر نیست و هم عم و عم زاده اش که برسم يرغمل فرستاده اعتماد را نشاید و این پاسخ راسخ و قاسیخ بخص او را فرستاده بعد اهل وعيال عم وعم زادۀ آن وحشی خصال را با عیال رجب نام وميرزا حيدر ومیرزا علی در موضع اوچکان نزد اسمعیل نام رئیس قوم پایه که هواخواه دولت بود گسیل داشته امر نگاهداشتن کرد و خود ایشانرا بعزم اینکه تا وردن تاجی خان کاره در اردو توقیف داد که رفته او را حاضر کنند و چنانچه بیاید آن شریر را بتمهید پیش آورده در کابل فرستاد * ذکر تمرد نمودن و سر از کند اطاعت کشیدن هزارۀ دای زنگی * ( و دای کندی و بعضی از مردم بهسود ) شرح بغاوت کردن و بفتنه گرائیدن هزارۀ دایزنگی وغیره و از آنسوی چون مناشیر و توقیعات از موطن برخواستن و با اهل و عیال در کابل آمدن سادات و کربلائیان و زواران و میرزاد گان و مهتران عموم هزاره از مصلح و مفسد و مطیع و معاند که از پیش بشرح رفت در هزارجات پرتو وصول افکندند مردم هزارۀ دایزنگی ودای کندی و بهسود که در صدی بیست تن سید و کربلائی وزوار و میرزاده ورئیس ده وقریه بشمار می آمدند خود را گرفتار دمار و استيصال تصور و خیال کرده با آنکه در فرامین طالب چنانچه گذشت ارقام رفته بود که از ایشان کسانیکه شایق کار باشند مأمور خدمت دولت شده مابقی را مزرعۀ از دولت در دیگر مواضع مملکت عنایت میشود که بزراعت و فلاحت تحصیل مؤنت کرده روز معیشت بسر برند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 906. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/906 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/906
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record