Machine transcription
(۸۰۹)
(جلد سوم)
(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان)
(سراج التواریخ)
پیشگاه حضور انور نمود و حضرت والا آن سرقت پیشه را بفرمان طالب محبوس در کابل خواسته داخل
زندان سیاستش فرمود واز آنسوی پسر شیر افضل خان که در وقت گریختن پدرش از بدخشان جانب چترار سی
راس از اسپان دولت را با خود برده بود و در پشوت که وارد زیباک شده چنانچه آنجا گذشت خرج و جای
اقامت در قلعه زغی جی برایش معین گشت او خلاف امر والا کرده از زیباک در وخان رفته چون سد راس اسپ
با خود داشت و از جمله سی راس از ملك دولت بود و هم خلاف امر والا کرد و حضرت والا از عریضه عبد القادر
نام نوکر ملا ادریس اندیجان قافله باشی برماجرا آگاه کشته جنرال سید شاه خان را فرمان کرد که اسپان او را
از خلاف ورزیدن خودش ضبط کرده و خود او را در کابل ارسال دارد که در آنحدود فتنه حادث نکرده با پدرش
در کابل باشد چنانچه در کابل آمده با پدرش یکجا گشت و مقارن اینحال عبد الله خان از حضور انور بحکومت شغنان مامور
وسرافراز شد و هم بهاء الدین نام افغان که همواره از راه جاسوسی در بدخشان وغیره ولایات آمده واردات را بکار
گذاران روس برده از حالت صدد و افغانستان خبر میداد در موضع وغمان گرفتار گردیده و بفرمان طلب محبوسا در کابل
آمده بسیاسترسید و همدر ینوقت چهل و هشت خانه وار از مردم قرغیزا ور گنج که از جور و ستم کار گذاران دولت
شرح حال
روس در زحمت و رنج افتاده روی امید بسوی سایه حمایت ایندولت نهاده بورد وارد حضرت امام شد. و محمد اسلم خان
مهاجرین
حاکم آنجا بامر و فرمان حضرت والا ایشانرا در غوزی و بغلان فرستاده حاکم آنجا باندازه کفایت مؤنت ایشان علوفه
اورگنج
و مزرعه از جانب دولت داده آسوده حال ساخت و همدرین ایام شش تن و هلی مدد و قربان و زمان و استاد حسن
و ارباب شریف والله ياربيك وسيد عظيم شاه نامان که از اخیار حاجی خان نام سرچشمه به تهمت اینکه مال و متاع
شرح عدالت
محمد بيك سرهنگ هزاره هوا خواهان سردار محمد اسحق خان در نزد ایشانست محبوس شده بودند به ثبوت
حضرت والا
نرسیده همه ایشان بامر اقدس رها گردیده حاجی خان بمکافات اخبار دروغش محبوس گردید. اجوره ایام محبوسی
هر هشت تن که از شش ماه در زندان بودند از وی گرفته بایشان داده شد و ازین قبیل هزاران تن محبوس ورها
گردیده اجوره ایشان از روی عدالت داده شد و از جمله یکی ثبت تاریخ گردید که مصداق اجرای آئین عدالت
این پادشاه باشد و مقارن اینحال در روز بیست و هفتم ماه جمادی الثانی حضرت والا پسران حضرت علیخانرا
مشمول
که در جلال آباد اقامت گزیده شرف اندوز عتبہ بوس علیا شده بودند مشمول عواطف شاهانه فرموده ده هزار
مراحم ملو
و چهل روپیه نقد و پانزده خروار گندم جهت امر معیشت سالیانه ایشان عنایت فرموده آسوده حال و فارغبال
کانه شدن
ساخت و همدر روز مذکور جناب عصمت مآب حرم محترم اعلیحضرت امیر کبیر امیر محمد افضل خان
پسران
که ملقب به بی بی صاحبه لنگانی بودند پدرود جهان کرده نعش او را برکد امیر محمد خان پسر حضرت والا
حضرت علی
خان اسپار
با چند تن از کسان و خدمه خویش حمل و نقل داده در رکاب قبرستان آبا و اجدادش دفن کرد و همدرین اوقات
شرح
دلك وهشت هزار و چهارصد و هشتاد و پنجروپیه از وجوه بقایا بنام عمال وضباط و رعایای سمت شمالی و مشرقی
وجوهيكا از
اسه صد و هفتاد و پنج خروار غله از دفتر سنجش تحصیل میر اسمعیل خان رساله دار حواله شده همچنین نوزده
دفتر سنجش
لك و دواز ده هزار و هجده روپیه نقد و هشت هزار و نود و دو خروار جنس در کابل و اطراف آن بتحصیل قلندر
حواله و
حصول شد
خان رساله دار حواله گردیده بمحصول پیوست اما خلقی در تزلزل افتاده تاربخت وصول رقمها کشیده مشقتها
دیدند و همدرین اوان منشی محمد نذیر خان هندی که بمواجب کافی و منصب مهتممی تعمیرات دولتی مفتخر ومباهی
شرح طمع
بود از غلو حرص و آز دهن طمع باز کرده شرحی از فوت پسر و دختر و بیماری زن وتنك دستی وقلت هستی
منشی محمد
نذیر خان
خویش معروض حضور انور نموده خواهش افزودن تنخواه و هزار روپیه قرض و بخشش وجوه رسوم تعمیرات
هندی
را برای خود کرد و چون وجوه بسیاری را بمعامله ربود و پنه ترین داده بود و حضرت والا خبر داشت در عریضه
او بقلم خاص بر نگاشت که موشی نکشته و صاحبقران شده تنخواهش را داده ام اگر خوش نباشد هندوستان
قدغن شدن
دور نیست برود و او که در يك تنخواه ایندولت را در آنجا ندیده و نمی یافت مهر سکوت بردهن نهاده
مصارف
نوکر خود را بیاد نداد و همدرین هنگام از عریضه میرزا عبد الحسین خان سر دفتر میمنه بمسامع فيض مجامع
گرفتن حکام
از رعیت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
