BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 888

Page 888

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 888 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ٨٥٨ ) ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ ) صدور اشتهار در باب صحیح نوشتن و خواندن مکاتیب و در روز هشتم ماه مذکور اشتهارات در باب ثبت بنام قاضی حکام وقضاة و عمال وضباط و نویسندگان و خوانندگان ولایات و محالات با مهر حضرت والا شرف اصدار و محن اشتهار یافت که چون مردم سکنه مملکت افغانستان بالفاظ افغانی و پارسی و ترکی و هزارگی و کافری و هندکی و پشه ی کشمیری و بلچانی و بلوچی و غیره تکلم میکنند و هر زبانرا اصطلاح جدا گانه است که هر کدام از مقام مقامی درج صحائف مکتوبات میشود و بدون اهل آن زبان دیگری مبهم اللفظ ومعنی آنرا نکرده و نمیداند چنانچه شگل (١) نام موضعی از کنر است و آنرا بفتح شین و کاف پارسی با سکون کاف عربی میخوانند و همچنین کاری (٢) نام جائی را بکاف و رای عربی بر زبان میرانند و در هزار جات گیروی منی (٣) نام موضعی را بکاف عربی و واو عطف اطلاق مینمایند و کوشو (٤) نام مقامی را کون نوشته بکاف عربی و سکون واو وضمم مخاطب میخوانند پس بنا بر اختلاف السنه و محاوره مردم افغانستان حکم میرم و امر محتم است که همه نویسندگان و خوانندگان کلماتيه وقصب وجر وضمه وفتحه و کسره و متحرك و ساكن وكاف عربي و پارسی و مفرد و مركب و ناقص و تام و غیره را میدانسته زير و زبر و پیش کلمات مشتبه و هر دو سر کش کاف پارسی را نوشته کوتاهی نکنند که اهل یکی از ان فهم زبان دیگر عاجز نیایند فقط و محمد دین روز ملا عبدالخالق نام قوم تر کی از حضور هدایت دستور حضرت والا مأمور امر معروف ونهی منکر و تنبیه غافل و ارشاد جاهل عموم رعایای اطراف بعضی ولایات شده حکم اقدس نافذ یافت که ده بده و قریه بقریه گردش نموده مردم را بآداب اصول و ارکان و فروع امر مسلمان تحریص و ترغیب کند تا اوامرا لنهی مواظب واز نواهی او تعالی مجتنب شوند و در سالی پنچصد روپیه برای او مواجب معین فرمود و هم از مأموریتش بذریعه اشتهار مردم را آگاه نمود و محمد دین ایام بجمع و پنج هزار روپیه بنام نو کران جان محمد خان خزانه دار که از مال دولت حیف و میل کرده بودند از دفتر سنجش حواله شده بوصول پیوست و عمل دوازده هزار وشانزده روپیه کابلی و سه ربع روپیه نقد و بیست و هشت قطعه الماس بموازنه سیزده و نیم نخود و مقدار یکپاو پنهی نود و شش مثقال و یکدانه قطعات یاقوت و هفده قطعه بموازنه دو مثقال ويك نخود زمرد و چهار قطعه بوزن یکمثقال و چهار و نیم نخود لعل و یک قطعه نیلم و سه قطعه فیروزه و سه دانه طلای ژالکه و هفده دانه طلای محمدزائی و دو صد و شصت و دو مثقال طلای غیر مسكوك و هشتاد و نه مثقال نقره غير مسكوك و يکمیل تفنگچه و پنج طاقه شال خلیلی خانی و دو رأس اسب از مال ومتاع میرسلطان که خودش چنانچه گذشت بپاسا رسیده باجل کش ضبط گردیده بود بتوسط میرزا محمد حسين خان و میرزا عبد الرؤف خان کوتوال وسر دفتران سنجش و تخصیص حاجی کل خان عاید و راجع بدولت گشت و همچنین هشتاد و دو هزار و یکصد و پنجاه روپیه از ملا ابو بکر و حاجی محمد عمر برادرش که از مال دولت گرفته و خورده بودند و بمساعی میرزا محمد حسین خان مذکور از زمان کار داری ملا ابو بکر که در هند مأمور خریداری اشیاه و اسباب کار آمد دولت بود بظهور و ثبوت پیوست بحصول در رسید و محمد دین ایام محمد عمر خان بن حبیب الله خان قر ملی که پدرش در راه خدمت دولت از دست اشرار جدران بقتل رسیده بود از حضور انور بمنصب بزرگی قوم مخای پدرش سرافراز و ممتاز گشت و محمد رضا ضعیف وقایع مذکوره پانزده خانه وار از مردم کافرستان که از شرارت و مفسدت موطن خود را فروهشته در چترار رفته و در وقت گریختن شیر افضل خان از بدخشان و رفتنش در چترار در فتنه با او یار گشته چندین از میرزادگان و غیره بیگناهان آنجا را بکشتند پس از روی آوردن شیر افضل خان از راه اسمار و جلال آباد چنانچه گذشت بسوی کابل ایشان تاب اقامت و توان استقامت را در خود ندیده از چترار راه فرار بجانب دخشان بر گرفته باپسر شیر افضل خان که پدرش وارد کابل شده بود وارد زيباك شدند و حضرت والا از عریضه جنرال سید شاه خان بر ورود ایشان در آنجا آگاه گردیده در روز بیست و یکم ماه جمادی الثانی جنرال مذکور را فرمان کرده در قلعه زغی جی فیض آباد ایشانرا جای اقامت مرحمت نموده باندازه کفایت مؤنت ایشان علوفه از دولت عنایت فرموده امر کرد که در بهار ایشانرا از آنجار هسپار اندراب ساخته مأمور فلاحت و زراعت کند و مقارن اینحال آقا سلطانجانمأم غارانی یکصد و هفتاد و سه قطعه لعل غير محكوك بموازنه چهل و پنج و نیم مثقال از معدن بدخشان و دیده وعلی محمد خان ضابط معادن لعل ولا جورد و آهن وسرب وجوون آنجا از نزد او بظهور آورده ارسال (١) شگلی بکسر شین وکاف فارسی نام موضعی از کنر جلال آباد (٢) کاری بکاف ورای فارسی نام جایی (٣) گیروی منی از اسمای مرکبه اضافی است و آن بکسر کاف فارسی و سکون پای تحتانی و ضم را و سکون واو معروف و پای اضافت وفتح ميم ونون وسكون پای ثانی اخیره نام جائیست و گیر و در اصطلاح هزاره بروی جبل جانب جنوب دره را که رو بشمال است میگوید و منی اسم زنی بوده که مالك آن موضع بوده باسم او گیروی منی گفته می شود (٤) کوشو بفتح كاف فارسى وفتح واو وسكون نون وضم تا وسكون واوثا نيست مشمول عواطف خسروانه شدن پسر شیر افضل خان چتراری

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 888. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/888 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/888
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record