Machine transcription
( ۷۸۹ )
( جلد سوم )
( تاریخ سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان )
( سراج التواریخ )
( ذ کرفتنه اشرار سکنه کهسار سرحد و )
( استیصال ایشان )
و در خلال احوال مذکوره و شورش و اختلال مردم هزاره محمد حیدر خان حاکم چکهتو كه لوند و داور نامان
بزد کان اشرار مردم هزار بزد با چند تن دیگر نظر بشرارت و مفسدت ایشان گرفتار زندان کرده بود کسان
داور نام مذکور از راه شرارت کمر باستخلاص او بسته بابرداش از زد محمد حیدر خان بشهر و عنف رها کرده
همه را با خود بردند و او از قضای ایشان بفرمانیکه از حضور انور در جواب عریضه اش شرف اصدار یافت نامه
بآن مردم نکوهیده خوی جنگجو فرستاده پیام داد که اگر گرفتاران را آورده پس نسپرند مترصد وصول
افواج قاهره و آماده دمار روز کار خویش باشند و آنان از ین نامه و پیام خائف و هراسناك كرديده محبوسین
را که با خود برده بودند بمحمد حیدر خان سپردند و او نظر بشرارت آنمردم اکتفا بدادن گرفتار شدگان
نکرده از مردم اند یوان وغندی وهزار درخت يكياك خانوار بگر و کان گرفته و ایشان را ببزدکان احمد خیل
و حسن خیل و چاچی سپرده ضمانت نامه حاصل کرد و گرفتار انرا بفرمان طلب در کابل فرستاده و اشرار را
تسلیت داده رفع فتنه نمود و ازانسوی اخیر محمد جان بارك زائی و تاج محمد خان فوغل زائی از سواران رساله
شاهی که مأمور مال شماری افغان کوچی غلجائی بودند بالشكر ايلجارى مردم نوزاد و ناوه و موسی قلعه و زمین
داور که در دو تن پاس سردار عبدالله خان حکمران قندهار این لشکر را فراهم کرده رهسپار هزار جات شده
بودند بافواج تحت رایت سردار عبدالقدوس خان پیوستند و همگروه پاس سردار معزی الیه با اشرار هزاره
در آویخته سنگرهای هزار کا ترا متصرف شدند و از ایشان محمد عالم خان سواره رساله شاهی زخم برداشته
و عبد الوهاب خان صدباشی بقتل رسیده از اشرار هزاره جمعی بتیغ و گروهی بزنجیر دستگیر شدند و در دو تن پس
از حصول این فتح برخصت سردار عبدالقدوس خان راه خدمت مال شماری بر گرفته لشکر یگاه فراهم آورده بودند
تحت رایت سردار عبد القدوس خان قرار گرفتند و در اثنای این گیر و دار فیض الله خان دفعدار که با سه تن
از سواران نظام بتحصیل مالیات هزاره دهراود قیام و اقدام داشت داخل علاقه کیسا ب شده معتمدین از اشرار
هزاره بر سر او ریخته و بعصیان تغلبش محکم ببستند و مال و متاعش را غارت نموده قصد هلا کش کردند اما سید
شمس الدین نامی از سادات هزاره با چند تن از بزرگان آنقوم شرارت تو امان شفیع گردیده او را با یارانش از
گرفتاری و کشتن برهانید و مقارن اینحال سردار عبدالقدوس خان که راه ارزگان چنانچه گذشت بر گرفته بود
در روز یازدهم ماه ذیقعده وارد موضع شوی از هزاره دای چوپان شده باردوی سردار فقیر محمد خان حاکم
کلات که در آنجا بود پیوست و خواست که کرنیل فرهاد خانرا بالشکر تحت را پتش از نظامی و ملکی سه دسته
هزارۀ جاغوری که با اشرار هزاره قلندر و زوليت ولعل بعسری رد نزد خود طلبیده باقوت ومکنت شایان از
راه هرازار و دره بوباش داخل ارزگان شود و هنوز بامور مکتوبه خاطر خویش نپرداخته و لوای عزم نیفراخته
بود که لشکر ملکی مردم هزارۀ کيزاب و تيزان وسياه بغلام که مأمور شدن ایشان جانب ارزگان از پیش بشرح
رفت بگوتل كشكول(۱) که گروه باغیه استحکامش داده بودند رسیده و بقهر وغالبه وجنگ از آنجا عبور کرده داخل
ارزکان شدند و سپاهیکه در ارزکان محصور هزارکان بودند نتوانستند ایشانرا معاونت کنند و يا علوفه دهند و نه
ایشان توانستند که محصورین را از تنگنای محاصره برهانند تا که چند روز علف خورده متوحیده شدند و با اشرار
هزاره ارزکان از راه عدم چاره متحد و همداستان گردیده قلعه را که متصرف شده بودند با رزگانیان فرو گذاشته
و نان و توشه از ایشان حاصل کرده از راه مراجعت جانب كيزاب و تیزان که موطن و مسکن ایشان بودند بازگشتند
و میر محمد عظم بیگ سه پای را که آتش افروز این فتنه بود از راه التهاب نایره قتال با خود در کیز آب برده زوحيات
وخدمة الآية سردار عبدالقدوس خانرا که از دو شیرکان میران هزاره گرفته و همخوابه خویش ساخته بود همه را
بوی سپردند و او ایشانرا باعزاز واكرام و حفاظت تمام نگاهداشت ولشکر هزاره دای زنگی و دای کندی
وصول لشکر
الوسى مردم
نوزاد و غیره
بلشكر كاه
سردار
عبد القدوس
خان
شرح حال
افوا جيكه
اشرار هزاره
که برفتار
بيكار بودند
و تردهات
مینمودند
ورود سردار
عبد القدوس
خان در
موضع شوی
(۱)
کشکول
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
