Machine transcription
( ٧٩٠ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
که از راه خدمت دولت وارد كیزاب شده اقامت داشتند از مشاهدۀ اینحالت بغات هزاره را چیره دست
وهواخواهان دولت رادرستی و شکست تصور کرده همگنان بجانب مسکن ومقام خویش شده پرا گنده گشتند
ومقارن اینحال سردار عبدالله خان حکمران قندهار که رهسپار محال هزاره اشرار شده بود وارد موضع خاکریز
گردیده واز آنجا بتعجیل وشتاب راه نوردیده در منزل بافك فرود گشت و درین وقت غلام نبی خان حاکم ترین
(١) توهین که با هزار كان فتنه گزین گرفتار آئین كین و حالتش از شفت قریب توهین (١) بود ازسردار عبدالله خان معاونت
بمعنی سستی طلبید واوسیدنی اثر پیادگان ساخلو را از راه امداد او مأمور رفتن موضع جوره کرده پیام داد که نارسیدن
و خواری و سپاه کینه خواه استواری دژ پایداری را ازدست نداده بهر حیلتیکه بداند وبتواند خود داری کند چنانچه خود
ذلت است سردار مذ کور از فضای نیاد كان ساخلو مزبور براه جوره برگرفته در منزل كچور فروکش کرد وبغات هزاره
جوره در روز دوازده هم ماه ذیقعده روی یورش بسوی لشكر فوجل زائی از مردم ملکی قوم درانی نهاده
باهم در آویختند و سه تن از هزارکان کشته گشته غالب و تومید از چنگ روبرتافته مغلوبانه جانب کهسارا دبار شتافتند
وفرداى این روز كه روز سیزده هم ماه مذكور باشد هزاركان مفسدت توامان دوباره هجوم آورده از ساعت
ذکر فتنه هشت تا دوفل زائیان طرح مقاتله انداخته تا ساعت سه بعد از نصف روز هنگامه پیکار را گرم ساختند و هفت تن
هزارۀ قلعۀ از فوفل زائیان بقتل رسیده از هزار كان چند تن مقتول شده در نیاد کار رو بهزیمت نهادند وهوا خواهان
نو و مردم دولت غالب گردیده قلاع هزار كانرا متصرف شده وآتش زده تمام بسوختند و در اثنای اینحال لشکر ملکی
فیروز کوه مردم زمین داور با لارى عبد الرحمن خان وعبد الحكيم خان داخل علاقه ترین شده سردار عبدالله خان نیز
هيات
هشتصدتن از پیاده كان ساخلو را که در اردویین حاضر بودند باستمداد او سوازان درانی بسر کرد کی غلام
(٢) احشام سرور خان حاکم سابق کلات مأمور رفتن ترین کرد و در خلال این اختلال مردم هزارۀ قلعۀ نواز مضافات
نو کران و هرات نیز تمرد ورزیده و باشرار ایلات واحشام (٢) فیروز کوه که هنگامه طلب و فرصت جو بودند در شرارت
خدمتکاران متفق گردیده با علیمردان خان سوارۀ نظام رساله شاهی که بخدمت مال شماری قیام و اقدام داشت از طریق کراهی
در آویخته اسپ سواری و اسلحه سرکاری اورا با یکهزار و هفتصد و چهل روپیه ازمال دولت که در نزد او بود و سه راس
اسپ وسلاح تبعه اوبغارت متصرف شدند و همچنین جمال خان سوارۀ نظام رساله شاهی را که برای خدمت
(٣) شقاق دولت دران نواحی روی ببرخی بره آزار و اذیت کرده واو از راه فرار اول داخل علاقۀ قادس گردیده بعد در بین
ناسازگاری مردم سکنه جبال فیروز کوه در آمد و آن مردم نفاق کیش شقاق (٣) اندیش که باهزارۀ قلعة نودر شرارت متحد
وهمجلوشده بودنداسپ وسلاح اورا باسه هزار روپیه ازمال دولت که در نزوش بودغارت کرده خودش را بحالت خراب
بیرون کشیده او نزوسپہسالارغلام حیدر خان درترکستان رفته ماجرا و چنانچه بیایدشرحمیداوردن اسلحه هزاره بیك اولنك
(٤) غلا و و لعل وسر جنگل مشغول ومواظب گشت و سپہسالارفرامرزخان از شرارت مردم هزاره قلعه نووفیروز کوه آگاه گردیده
زری دبیری یکفوج پیاده ودویست تن سوارۀ نظام باچهار ضرب توپ با لارى ركد عبدالاحد خان و نظام الدینخان
کمیدان از هرات بجانب قلعة نو گسیل کرد و هم قاضی سعد الدینخان حکمران آنجا بعزم اطفای نایره فتنه هزاره
(٥) انابت مذکوره از هرات خیمه بیرون زده چون وارد منزل چهارده باغ قلعه زمان شد سه روز در نك كرده باهنگ
باز گشتن مردم هزاره قلعه نو وقادس ولشکر علم حاصل کرده از شرارت ومفسدت همکنسان نيك دانسته شد که بجهالت
مراد ازان
ر جوع و وضلالت خویش محکم و استوارند و لیکن آنمردم غلاوزی (٤) نخت بیدار از توجه بر كد عبد الاحد خان
عذر خواهی واو خبر دار گردیده از راه اطاعت درقلعه ریمان فراهم آمده آماده انابت (٥) وخواهش مغفرت نشستند تا که
است حکمران هرات وارد موضع الرباطی (٦) گردیده از آنجا وارد تکاب رباط شد ایشان نزد او حاضر آمده زبان ضراعت
بانابت و طلب مغفرت کشودند واو همه را تسلی های وافیه دلهای آورده بقرب دریاچه واقع کنار قلعه
(٦ ) نام ریمان فرود کفت و درینجا تمامت بزرگان احشام و ایلات هزاره وغیره آن نواحی بتوسط میرزا محمد عمر خان کرخی
موضعى
باستقبال اور بغایت ضمایم درده بتقديم رسانیدند واو چندروز جهت انتظام مهام آنمردم در آنجا توقف ورزیده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
