Machine transcription
( ۷۷۳ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
افتاده چون از دست رفته بود در پی نیل مقصود بازگشتند و از آنسوی فرهاد خان کرنیل که از سنگماشه چنانچه
از پیش اشارت رفت حرکت کرده راه ارزگان بر گرفت حین ورودش در علاقه قلندر مردم شکوهیده سپاهی
سد راه او شده و او لشکر ملکی چهار دستهٔ هزارهٔ جاغوری را در پیش روی سپاه نظام جای رفتن قرار داده
وایشان با مردم همزان قلندر در اویخته چهار تن از خود و چار تن از اشرار را بقتل داده و رسانیده آخرالامر اشرار
نیکو هیده کار از هیبت سپاه نظام و پادشاهی که با انواب اشتیاق از قفای لشکر مردم هزارهٔ جاغوری رهسپار جاده پیکار
بودند هراسیده پشت بجنك داده روی بهزیمت نهادند و اولیای دولت فتحیاب گشته و از گر د راه داخل علاقهٔ
قلندر شده بعلیانه با سپاه نظام فروکش کردند و این محاربه و فتح از عریضهٔ ملا محمد مشکین قاضی و عبد الغفور خان
برادر حاکم مقر که حاضر اردوی پادشاهی بودند بگوش حضرت والا رسیده منشور ملاطفت دستوری بنام
بزرگان هزاره جاغوری ارقام و ارسال فرمود که بر خاطر انور ظاهر و روشن شد که شما مردم باخلاص و صداقت
کمر خدمت بسته و سیورسات بافواج قاهره منزل بمنزل رسانیده و بدرستی آمده گرده و برای سزادهی بیباکان
مردم قلندر خودرا از فوج نظامی پس کشیده و در جنك چهار نفر شما کشته گشته آنچه لوازم خدمت گذاری بوده
برکاب حاکم خود بتقديم رسانیده و میرسانید و خاطر انور ما بدوچیز از شما خرسند شد که اول عقل و دین داشتید
و خود را باجلاف چنار باغیان نمی مجیدید و مرض مهلك آنها بر شما سرایت ننماید دوم همان عهد و پیمان که با سرکار ما
در دارالسلطنه بسته و خدا و رسول او و پنج تن آل عبا را ضامن داده بودید بر عهد خود استوار ماندید و فراموش
نکردید از ین معلوم شد که دین شما دین اسلام است و با پیشوایان دین دروغ نگفته بودید از شما راضی و خرسند شدیم و خوشا
بحال شما که قاضی شرع شهادت مسلمانی و صداقت شما داده و میدهد فقط و مقارن اینحال مردم دایه و فولادهٔ
اجرستان که آوازهٔ شورش مردم ارزگان را شنیده تمرد ورزیده بودند روی ستیز بسوی اردوی کرنیل
محمد الله خان نهاده و بافوج پیاده و سوارهٔ نظام و اتوپایکه در تحت رایت داشت بعزم مدافعه از سنگر بکه برافراخته
بود بیرون خرامیده و با اشرار طرح پیکار انداخته در بیان کار تاب مقاومت و توان مضایقت در خود
ندیده از راه هزیمت در سنگر مراجعت کرد و هزارگان اطراف سنگر را دایره سان گرفته کار را بر کرنیل
مذکور و سپاهش بغایت دشوار ساخته چنان در تنگنای محاصره انداختند که در روز و زال سنگر بیرون نمیتوانستند
شد بلکه سر نمی توانستند بر داشت تا که جنرال شیر محمد خان در روز بیست و سوم ماه رمضان وارد منزلغراخ الو م شده
و درین منزل مرض و با که در یئوقت بکابل اقصی الغایه شدت داشت و در روز هشتصد الی هزار و یکصد تن از قاطنین
شهر هلاك میگشت از راه سرایت در اردوی او حادث گشته پنج نفر از سپاهیان نظام گرفتار مرض مذکور گردیده
دو تن از ایشان و داع جان گفته بدرود جهان کردند و سه تن صحت یافته بعد جنرال موصوف اردو را از منزل مزبور بهمدانی
مرض مذکور کوچ داده و با تفاق محمد نبی خان حاکم و لشکر ملکی هزار ته بود بسرعت و شتاب قطع مسافت نموده
از گردراه با اشرار هزاره که کرنیل محمد الله خانرا در سنگر به تنگنای محاصره انداخته بودند در آویخته و خون
بسیار کس از هزار گانرا ریخته از اطراف سنگر پراگنده ساخته کرنیل محمد الله خان را از قید انحصار برآوردند
و هزارگان را تعاقب نموده همچنان جنك كنان راه قلعهٔ کاصد تن از هزارگان از دور سنگر برخاسته بدان در
آمدند نزديك گرده یورش بردند و در عین تاختن و جان باختن و قلعه گرفتن جنرال شیر محمد خان را زخم منکر
بر دست ظفر پیوست رسیده و محمد نبی خان بن محمد علی خان هزاره و حاکم بهسود نیز جراحت یافته جان بخدمت
دولت باخته بدرود جهان کرد و هشتاد و سه تن از سپاهیان نظام مقتول و یکصد و نود و هفت تن مجروح گشتند و همچنان
آتش حرب شعله ور بود تا که گلوله و باروت هزارگان که در کیسهٔ حرز جان خود داشتند باتمام رسیده و سپاهیان نظام یورش
برده قلعه را متصرف شده هرسد تن هزاره را از دم تیغ گذرانیده فتح حاصل کردند و دیگر قلاع هجرستان را که هرده تن
از راه تمرد گرفته در علاقهٔ چقماق رفته بودند آتش زده تمام بسوختند و علاقهٔ هجرستان را از لوث وجود نابود
نقل
منشوریکه
بنام بزرگان
هزارهٔ
جاغوری
شرف صدور
یافت
(۱) قاطنین
بمعنی ساکنین
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
