Machine transcription
(۷٤٥)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) ( سراج التواریخ )
آهنگ سپاه سالار غلام حیدر خان بتسخیر نمودن کافرستان را
خرمانه در کابل درنك كرده پس از حصول رخصت انصراف باز گردیده در خوست رفت و از آنسوی سپه سالار غلام حیدر خان چرخی که مأمور تسخیر کافرستان شده و از حضور اقدس والا چنانچه گذشت چار صد رأس یابو برای حمل و نقل احمال و اثقال سپاه که باز کرکامل داشت استدعا نموده بود در روز غره ماه جمادی الاولی بامر حضرت والا باز کیر در نزد او رسیده بعزم تسخیر کافرستانراً تصمیم نهاده فوج پیاده نظام طائفه خوکیا، را با فوج پیاده تحت رایت كرنیل محمد جانخان و توپخانه تحت نظارت عبدالکریم خان و دو صد تن از سواران نظام تحت لوای کرنیل محمد علیخان مأمور اقامت شنوار کرده خپوقاو شش ماه از سال را مواجب به تمامت سپاه نظام داده کیسه آرزوی همگنانرا از زر نقد پرآکنده و دل بجای آورده شاد خاطر ساخت و فوج پیاده نظام قوم وردک را با فوج پیاده نظام تحت رایت کرنیل بهاؤالدینخان و توپخانه زیر نظارت عبدالرشید خان و دویست تن سواره نظام با خود برداشته لوای تسخیر اسمار و شیگل و دره پیچ و کافرستان که بعضی تمرد ورزیده و برخی تا کنون ره نورد طریق بغاوت بودند افراشت و ازین سوی حضرت والا در روز ششم ماه جمادی الاول غلام حیدر خان نواسه رحمدل خان هزاره دایزین را که از جانب دولت بمنصب صد سواری و طبل و علم سرافرازی داشت از کابل نزد سپه سالار غلام حیدر خان کاشند و امر کرد که در تحت رایت او بوده هرچه بفرماید بتعمیل آن گراید و سپهسالار که از شنوار رهسپار اسمار شده بود از نهر جلال آباد لشکر را عبور داده در موضع شیوه فروکش کرد
سلوك و رفتار لشکریان با مردم هزاره
( شرح رفتار افسران و سپه همان نظام با هزار کان جدید الاطاعه )
وازان سوی پس از مطیع و منقاد شدن تمامت هزاره باغستان و خراب کردن قلاع و گرفتن اسلحه ایشان سر کرده کان لشکر و آحاد و افراد عسکر پادشاهی چشم از مال و جان آنمردم باز کرده دست ستم بگرفتن دختران و پسران ایشان دراز نموده اسلحه نایابدن و بتمام ندادن آنرابهانه جستجوی خانهای آنها ساخته هرچه بقوه داشتند بفیصل آوردند آغاز بنهب و در سردار عبد القدوس خان ازین امر خزیده نگارینه سریر سلطنت شده بکار کنان حضور معدلت دستور آگهی داد که مردم لشکر ملکی و نظامی که مامور جمع آوری اسلحه مردم هزاره جدید الاطاعت بوده و هستند از راه خود سری و هرزه دری بهر دره در شده و در دو وده ده نفر از هزار کان را بقتل رسانیده و بسیاری از ایشانرا غارت و تاراج واسیر و دستگیر کرده در لشکر گاه غل بگردن و پا بزنجیر انداخته اند و من بلحاظ اینکه افواج قاهره د لکیر شده فتنه روی کار نیاورند هیچ نگفته و همروزه دهقانان گرفتار ان را که مردمان بیحصدی دست گیرند ضامن گرفته از حبس رها میدهم و آنگاه که ریمه سردار موصوف بشرف وصول پیوست از مطالعه ساطعه حضرت والاامر تقاوش یافت از حضور انور اورا از قدیو ارشاد رفت که آدمان بیکاره و بیچاره را رهائی داده کساننرا که آثار شرارت و مفسدت از ناصیه حال و گونه احوال ایشان مشاهده نماید بی آنکه محبوس باشند در انجان گذاشته روانه کابل کنند و مقارن اینحال اسلحه مردم جاغوری و مالستانرا که بطریق خدمت دولت پیموده و می پیمودند با نواع زجر و توبیخ بپریدون صدور حکم والا بگرفتند و همه را در ارز کان فراهم کرده بار اداغنگه به کابل ارسال دارند در خانه و قلعه انداخته محافظ بمحاظت آن کماشته قلاع ایندو قوم را هم خراب و بناهای های اندرون هريك برابرا ساختند و پس از نظم و نسق علاقه جات هزاره باغستان کرنیل فرهاد خان بامر سردار عبد القدوس خان با فوجیکه همرا داشت مأمور اقامه سنگماشه جاغوری گردیده امر شد که اسلحه مردم چپاش و شوی و قلندر و پشه و شیر داغ را نیز گرفته در سنگماشه فراهم کند و او اسلحه تمامت مردم علاقه جات مذکوره را منزل بمنزل گرفته در روز دهم ماه جمادی الاولی با فوج پیاده هزاری و چهار ضرب توپ و صد سواره نظام وارد سنگماشه جاغوری شده اقامه گزید و همچنین کپیتان عبدالصمد خان با فوج پیاده بهلولی و دو ضرب توپ و سواران کشاده اوزبکیه مأمور اقامت مالستان شده در آنجا جای گرفت و در خلال این احوال برادران و پسران بنیاد خان مالستانی سند تصدیق خدمت از سردار عبد القدوس خان حاصل کرده با بزرگان مالستان و محمد نبی خان مالستانی که با مردم مالستان راه خدمت پیموده بودند از راه زیارت عقبه غله ای سلطنت حاضر کابل شده بمون شرف یار حاصل کردند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
