Machine transcription
( ٧٤٦ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
از عرض محمد نبی خان که با پناه خان و پسران و برادرانش معاهد بود وبحضور اقدس عرض نمود که اگر افواج قاهره
پادشاهی نمی بودند ایشان راه اطاعت نمی پویدند ایشان اقامه کابل مأمور گشته زنان و دختران جوان و اطفال خورد
سال ایشانرا فرمان شد که در کابل آمده و زنان پیر زمین گیر ایشان در مالستان بوده از حاصل اراضی ایشان بقدر
کفایت معیشت همگنان در هر سال بفرستند و محمد نبی خان بحکومت مالستان سرافراز گردیده بآزرگان آنجا رخصت
باز گشت یافته در مالستان رفت و برادران و پسران پناه خان در سرآبحه غل عسکر خان قرت جای اقامت گزیده مترصد رسیدن
عیال و اطفال خود نشستند و از آنسوی سپهسالار غلام حیدر خان بکامپاباء ظفر همراء در موضع شیوه فروکش کرده
بود در روز شانزدهم ماه جمادی الاول از آنجا برخواسته راه کنریه ش گرفت و در موضع چغان سرای مشهور
(۱) رحل بچغان سرای رسید و رحل (۱) توقف انداخت و هم درین ایام سید شاه خان جنرال که بامر حضرت و الاچنانچه گذشت از فیض
یعنی بار آباد راه منجان بر گرفته بود با لشکر ظفر پیکر که همراه داشت وارد خنجان شده در نجایست تن از بزرگان کفار
سکنه درۀ ویران اوراه اطاعت بسلام او آمده برشته انقیاد بگردن نهادند و او هم را اعزاز و اکرام نموده رخصت
مراجعت داد و تعلیم و تلقین کرده امر کرد که دیگر مردم کفرۀ سکنۀ آنجبال را دلالت بر اطاعت کنند که
کار از صلح زبان امید دوستان نکشد و هم درین وقت کرنیل محمد عمر خان که بامداد ادسرت همراه در موضع بروان حال
موسوم بجبل السراج جهت تهیه و تهدید مردم کوهستان که همواره سر فتنه می جنبانیدند از راه حزم و احتیاط
اقامت داشت بامر حضرت والا راه اندراب بر گرفته در روز هیجدهم ماه جمادی الاول وارد آنجاشده بعزم تسخیر
مأمور شدن کافرستان فروکش کرد و مقارن اینحال سید اسمعیل خان بن شاه سلیمان برادرزاده شاه یوسفعل خان بدخشی که راه
سید اسمعیل بدمنشی می پوید و مردم روشانش دست گیر کرده بسید شاه خان جنرال سپرده واو روانه کابلش نموده بود از حضور
خان باقامه اقدس مأمور هرات گردیده حکمران آنجا را فرمان رفت که او را در ارگ هرات جا داده مراقب حالش باشد که
هرات
راه فرار بجائی اختیار نکند و هم درین ایام رای جهان آرا اقتضای آن فرمود که جهت حصول منفعت دولت ورعیت
اجرای امور تجارت را وسعت دهد چنانچه در هر شهری از شهرهای مملکت افغانستان شخصی را که از ناصیۀ حالش
امر تجارت آثار صلاحیت هویدا بود بخطاب تاجر باشی آن بلده مخاطب و معین فرموده امر کرد که اشخاص شایسته را که
در افغانستان
از خود استعداد وسرمایۀ تجارت نداشته و در شرافت نسب و نجابت حسب آراسته باشد از پنج تا پنجاه هزار روپیه
نقد از خزانه دولت که در هر شهر است با و داده وضامن ازوی بگیرند که در صورت زیان مال دولت نقصان نیافته
ضامنانش مراقب حال اوباشند و وجه برادر ذمۀ خود دانسته او را از اسراف و تبذیر باز دارند چنانچه پس از صدور
اینحکم که در روز بیست و چهارم ماه جمادی الاول شرف نفاذ وعزانتشار یافت و این باب منفعت روی مردم افغانستان
از فضل خداوند و احسان پادشاه دانشمند گشوده گشت امور مردم این مملکت رخ بترقی و تزايد نهاده مأكول
وملبوس ایشان اعلی پایه لطافت ونزاکت را پذیرفت و هم از محصول مال التجاره تا عرصه ده سال مساوی و چهیکه
از خزانه عامره داده شده و میشود نفع ماند دولت گردیده اصل وجه همچنان در دست تجار برقرار میماند که
هر وقت دولت خواهش کند آنرا بخزانه میرساند و تاکنون این امر جاری واین منفعت ساریست
شرح حال (شرح حال صفدر خان ناوکی )
صفدر خان ( و گریز خدمت دولت بستان وی )
ناوکی
و از جانب دیگر صفدر خان ناوکی از توجه سپهسالار غلام حیدر خان جانب اسمار و فروکش کردنش در موضع
چغان سرای آگاه گشته چون با عمر اخان باجاوری از دیرگاه طرح معاندت داشت بامید آنکه درین سفر سپهسالار
رهمراه خویش فایق آید بگر خدمت ننك وبسته بادوتن پسرش و یکصد و ده تن سواره و سه صد تن پیاده راه معاونت
دولت پیش گرفته در روز غره ماه جمادی الثانی از نهر کثر عبور کرد که بار دوی سپهسالار غلام حیدر خان
پیوسته رهسپار خدمت دولت شود و سپهسالار ازین امر خبر یافته کرنیل بهاؤالدین خانرا با علیجان خان بشیلاقی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
