Machine transcription
( ٥٦٦ )
(جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
مجروح شدند و در پایان کار چون عساکر فیروزی مآثر پادشاهی تمام اطراف جبال منگل را حصار داده و راه
گریز منگلیانرا از همه جهت مسدود ساخته بودند و حکم حضرت والا شرف اصدار یافته بود که تاخر من هستی
شانرا بباد فنا ندهند و دمار از روز کار ایشان برنیارند دست از پیکار برندارند منگلیانرا راه چاره تنك كرديده
لاجرم آهنگ اطاعت کرده ترك جنك نمودند واز جمله مردم خوست که باخصهای دولت چون دومغز دريك
پوست بودند بهدایت و استمالت سردار شیریندلخان از کوه جهالت فرود گفته طریق اطاعت پیش گرفتند و بمساكن
خویش باز گردیده مقام گزیدند و سردار شیریندلخان برادر و پسر هر يك از بزرگان ایشانرا ظاهراً بنام نوکر
وباطناً برسم يور شمال نگاهداشته بمزده ونويد ملازمت حضور اقدس والا همه را دل بجای آورد که روانه
دارالسلطنه همی کند و مردم منگل نیز حالت درك سعادت آنها را ديده و شنیده بزرگان ایشان چون ملك قاضی
و گل امیر و وزیر وصاحبخان ولعل ميرنامان با سی تن از بزرگان موضع غلنگ منگل بتوسط قاضی عبدالرحمن
وسعيد على متوفی از راه ضراعت بعزم اطاعت نزد سردار شیریندلخان آمدند و هر كدام يکيك تن از برادر و برادر
زادگان خود را بمثابه مردم خوست بسردار شير يندلخان دادند وقرآن مجید را حجت ترك معاندت دولت قرار
داده بمواجهه بزرگان خوست و جدران ووزیری وغیره عهد و پیمان درمیان نهادند که هیچنگ اهريك بخلاف
امرونهی سلطنت باشد نشوند و نیز اقرار و اعتراف نمودند که هرگاه دیگر مرده منگلی از اطاعت امر پادشاهی
سرباز زده پسران و برادران بزرگان خودرا برای ملازمت و خدمت دولت ندهند ایشان از پیش و سپاه پادشاهی
از قفه کار را بدیشان تنك نموده بدم تیغ همه را آشنا سازند و سردار شیریندلخان همه را بسخنان چرب و شیرین
دل بدست آورده رخصت مراجعت داد و خود بانتظام مهام مردم آنمقام پرداخت .
( ذكر ورود داکتر اومیر انام دندان ساز )
شرح حال
مرشد عارف
کامل ملا نجم الدین آخوند زاده
( در پشاور و شرح حال ملا نجم الدین رخ )
در روز یکشنبه بیست و سوم ماه ذی قعده داکتر اومیر انام دندان ساز که ملازمت دولت افغانستان را
اختیار کرده رهسپار خدمت شده بود وارد پشاور گرديده وميرزا عبد الخالق خان مأمور فروش بادام پاس
حضرت والا تهیه سفر او را نموده با اعزاز واکرام ره نورد کابل ساخت و شرفیاب حضور اقدس گشته بخدمت
محوله خویش پرداخت و هم بعریضه مورخه روز مذکور سپهسالار غلام حیدر خان که در باب جناب آخندزاده
ملا نجم الدین تکار داده خواهش وقوف گریختن یا رخصت واجازت وارد شدنش را در آنجا کرده بود از شرف
مطالعه ساطعه حضرت والا شرف کذارش یافته ارقام رفت که ملای موصوف بدون اجازت و بیرخصت
شرح حال از راه فرار وارد اندیار گردیده میدانید مترصد حال واحوال او بوده متوجه باشید که مرتکب فتنه شده
نور محمد خان حادثه بروی کارنیارد ومقارن اینحال نور محمد خان که روی فتنه چنانچه از پیش گذشت بسوی مردم
بن سر دار ولی سه پای نهاده بود وارد موضع لدم واقع اخیر دره نیاز پان شده و مردم سه پای وشه خیل وعبدالخیل
محمدخان
بدور او انجمن شدند واوهر پنج تن را در روزی يك روپیه انگلیسی داده ببزرگان هريك از طوائف
سه کانه مذکوره صد روپیه انعام عطا کرده ایشانرا مزده ونوید همی داد و همیگفت که از مردم افریدی جمعی
را نوکر نگاهداشته ازشما نیز ملازم گرفته در ماهی دوازده روپیه انگلیسی بهر واحدی میرسانم و سی لك روپيه
با خود حاضر دارم و آنمردم فریفته این ترهات وواهیات او شده اینقدر بخود نیندیشیدند که حمل ونقل اینقدر
مبلغ بدون صدها راحله متعسر بل متعذر است واگر کاغذی نوت انگلیسی و منات روسی باشد هم در ان محال
وجبال به پشیزی و چیزی نگیرند و نخرند بهرحال مردميكا بدورش گرد آمده بودند بگفتارهای کاذبه او اعتماد
کرده تصمیم عزم کردند که طوائف سه کانه عبد الرحيم خيل وعبد الخيل وسنکو خیل را نیز در فساد و عناد
باخود متحد و متفق ساخته آتش فتنه برافرو ند ولیکن ملا محمد رسول نام شنواری از طریق دینداری در بین
طوائف مذکوره درآمده بزلال صافية ينابيع نصيحت وموعظت ايشانرا از موالفت وموافقت نور محمد خان
و یارانش بازداشت چنانچه در گفتار سعادت آثار ملای مذکور نفاق در بین آنانیکه دل بمسراهی نور محمد خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
