Machine transcription
( ٥٦٥ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
گرفتار دست دلیران سپاه ظفر همراه گردیده همه را سر بریده رؤس ایشانرا در قندهار و بنر کپتان مذکور را
روانه دارالسلطنه کابل نمودند و آن حدود را از وجود عنود ایشان پاك ساخته از کار ستیز و آویز بپرداختند و از
اعداد سپاه ظفر همراه درین جنگ گاه یازده تن جراحت یافته دو تن از سواران فوج سوارۀ ترکی با محمد حسین خان
قندهاری بقتل رسیدند و سکندرخان سرهنك با کرنیل غلام حسن خان و سپاهیکه در تحت رایت داشتند و دو ضرب
توپ با غارت و رخصت جنرال غلام حیدرخان در قندهار باز گشته تفنگیکه از پیش مأمور بودند مواظبت ورزیدند
و هم جنرال غلام حیدر خان با لشکر نصرت اثر که همراه داشت از موضع دب باز گردیده در قلعه جدید موضع
شنکی که احداث آن از پیش رقم گشت اقامت ورزیده بقیه مفسدین اندری و ترکی و هوتکی و ناصری دیگر نیروی انجمن
شدن و مردم را اغوا کردن در زبان و بازوی خود ندیده فرار وادی گمنامی گردیده پراکنده شدند و همدر خلال
احداث
اختلال مذکوره ایصال عمارات عالیه که در خور و شایان شأن پادشاهیست در موضع بغلان بامر حضرت والا
عمارات
بمهندسی برگد میرالسیدجان خان هندی احداث و در عرض دو سال آباد شد و انگاه که فتحیاب گردیدن سپاه پادشاهی
ییلاقیه بادشاهی
در موضع دب از عریضه جنرال غلام حیدر خان وغیره سران و افسران لشکر ظفر پیکر بسمع لطف مجمع حضرت
در بغلان
والا رسید بدستخط مبارك خویش همه را تفقد و تلطف فرموده بکار داد که برخورداران سپاه از افسر و سپاهی
در حفظ الهی باشند از خدمات بپاس خدا و رسول از شما راضیست زیرا که نیکان افغانستان در دول خارجه از سعی
و کوشش شما نیکنام شدند و مرا نیز نیکنام ساختید و از خداوند چنل و مانند نیکنامی دنیا و آخرت را برای شما
میخواهم فقط و پس از حصول فتح هشتاد و دو تن دیگر از اشرار ناصری و کاکری و توخی را که گرفتار شده
و تا اینوقت در اردو محبوس بودند در قندهار فرستادند و مقارن اینحال کرنیل سربلند خان که با فوج پیاده نظام
تحت رایتش در علاقه معروف قیام داشت با محمد صدیق خان کپتان و آخوندزاده عبدالکریم خان بزرگان اشرار
هوتکی ونغر را از راه استمالت و تسلیت مطمئن خواطر ساخته نزد خود طلبیدند و ایشانرا دل بجای آورده پذیرا
ورود
ساختند که مال تاراج شده مردم درانی را که غارت کرده اند تمام بدهند و اگر دوباره مصدر خطا شوند هفتاد
فرستادگان
هزار روپیه بصیغه جریمه بکار گذاران دولت برسانند و ازین اقرار خود سند مکتوبی داده باز گشتند و بمساکن
مردم بنیر
در دربار پادشاه
خویش آمده قرار گرفتند و سر بخط فرمان نهادند
* ذکر شرف بار یافتن فرستادگان بزرگان علاقۀ بنیر *
در روز شنبه دوازدهم ماه ذیقعده سه تن عالم خان وهاشم خان و محبت خان نامان فرستادگان بزرگان علاقۀ
بنیر با عریضه از جبار خان و امیر خان وغیره بیست و هشت تن رؤسای مردم آنجا حاضر در گاه عالم پناه شده
بار یاب گشتند و چون عریضه ایشان مشعر برسپاه و توپ خواستن و کوشمال دادن مردم باجور وغيره ومطيع
دولت افغانستان ساختن آنها بود حضرت والا ایشانرا رخصت باز گشت داده بزرگان بنیر را بکار فرمود
که تا جمهور مردم اسلام آن حدود و نواحی عهد نامه بدست ندهند کار ایشان باندیشه و خیال راست
نمیگردد زیرا که بدون پیمان و عهدنامه چون دولت انگلیس دوست ایندولت است نگران حال و متوجه خوف گرفتار شدن
احوال ایشان نخواهد شد والا آنها را راهی و ما را ادعائی در پیش است که کاهی مداخلت در امور آن مردم سه تن از
مفسدین
نخواهیم کرد فقط و همدرین اوقات پسر کل محمد خان جلال زائی اندری و پسر گل زار خان میر خیل و ملأ محمد سعید
اندری
خان قاضی کلات گرفتار دست ولات دولت گردیده از حضور اقدس والا سی تن از سواران نظام مأمور گشته
هر سه تن را با غل و زنجیر بپایه سریر سعادت مصیر سلطنت حاضر آورده تحویل شحنه عقاب و زندان عذاب شدند
و در روز بیستم ماه ذی قعده مردم منگل متوطنه اینطرف تهانه میورکه که شرح شرارت و مفسدت ایشان از
پیش گذشت برلشکر ایلجاری حمله کرده از هنگام ظهر تا شام بازار کارزار را گرم ساخته وقت شام که تاریکی غلبه شرارت
مردم منگل
شب حایل دم تیغ خون آشام گشت راه باز گشت بر گرفته دوتن از ایشان مقتول و دوتن دستگیر گردیده مغلول
شدند و از مردم ایلجاری شتکی بالغ بر محمود خیل و گربز و تیلی و درك چهل و پنج تن مقتول و چهل و شش تن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
