Machine transcription
( 594 )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
خود داخل کوچه شده مخالفین را مغلوب و منکوب ساخته از پناه گاه ایشان قهراً بیرون کشیده
خود متصرف گردید و در پایان کار اشرار فیروزکوه از عسرت و پریشانی بستوه آمده طالب امان شدند و پس از حصول
تسلیت مطمئن خاطر گشته بمساکن خود باز گشتند و سر بخط فرمان نهاده پذیراى امر و نهی پادشاهی شدند
و رستم علیخان با فوجی که همراه داشت باز گشته در موضع اوبه توقف کرد تا اگر امری روى دهد بدفع آن گراید
و مقاون ایخان خواهر سردار محمد ایوب خان که در خانه پسر میرکازرگاه بود با پسر بزرگ عمر جان صاحب زاده و دختر
سردار میرا فضل خان بامر اقدس والا از هرات در ایران نزد برادران ایشان فرستاده شدند و همدر ینوقت از تغییر
فضل الدینخان حاکم کلات که در وقت شورش مردم هوتك و تغر از خدمت دولت باز مانده و هم ضعیفه جدید
الاسلام از اهل هنود را که نزد او بداد خواهی آمده شب نزد خود نگاهداشته و از عریضه قاضی آنجا بگوش
داد نیوش حضرت والا رسیده معزول شده بود غلام سرور خان بحکومت کلات مأمور شد و همدر روزسه شنبه
چهارم ماه ذیقعده سال 1304 هزار و دویست و چهار هجرى نوراحمد خان بن جنرال امیر احمد خان سفیر
دولت افغانستان مقیم کلکته از حضور اقدس والا بمنصب کرنیلی توپخانه قندهار سرافرازى يافته رهسپار
خروج عریضه
حکمران
قندهار
و صدور حكم
عدالت آثار
آندیار شده قدم بخدمت دولت نهاده روز بسر می برد و هم عریضه از تاریخ روز مذکور از حکمران قندهار
بپایه سرير سلطنت رسیده از مطالعه ساطعه حضرت والا شرف گذارش یافته میر سلطانخان کوتوال کابل که
باعث آن امر شده بود بغایت معاتب گشت و آن بمیانه این عبارات بود که محض خوف از حضرت كبريا و توکل
بذات او تعالى و خوشنودی شافع روز جزا عرض میشود که مردم سکنه شهر قندهار از ابتدا و تا ا رو کرفت
و گذار میرزا سلطان محمد نام نویسنده محكمه کوتوالی گرفتار آه و فغان گشته صبح و مسا از خالق ارض و سما
سايل نجات و طالب ممات و از آنجمله سه سال است که والاشانی از صرافان اهل هنود باجل موعود جهان را
بدرود کرده و کسی بكوتوال کابل خبر داده که سی هزار روپیه از قیمت هجده هزار دانه طلاى بخارائی مال
سید نور محمد شاه خان صدر اعظم عهد امیر شیرعلیخان مرحوم که باو فروخته در نزدش باقیمانده بنابران از کوتوالی
کابل حكم صادر گردیده كه از زن و فرزند و اقربای والاشام مذكور حصول نمایند چنانچه میرزا سلطان محمد
پسر و تعلقات او را محبوس نموده و از بختی تمامت اهل هنود قندهار بدرب دربار آتش افروخته دودآه را
بآسمان افراخته اند و هرچند محصلان کوتوالی از جانب حکومت امر برخاستن شد نشنیدند و تمام تاجران شهر
از هندو و مسلمان شهادت بکذب و افترای این امر داده بمحل صدق نه پیوست تا كه مأجلك كرفتار انرا تمام
فروخته ده هزار روپیه بحصول پیوسته تحويل خزانه کوتوالی شد و همچنین حکم ضبط مال و ملك سید دوست
محمد شاه از محكمه کوتوالی کابل رسیده و همه استعداد او را کارکنان کوتوالی قندهار ضبط کرده واکتفابآن
نموده زن و دختر سید مذکور را با بنسج تن از زنان نزدیکان او از خانه کشیده در سرای بندی خانه برده
و از جهة زوجه او را در شکنجه زحمت و عذاب انداخته زجر و توبیخ زیادر وی کار آورده اند و از صدور این امر
واهمه بردیگر زنان مستولی شده سه تن از ایشان چادر کهنه بسر انداخته از راه خفا حاضر دربار عام شده گریه
کنان داد طلبیدند بنابراین بسر عرض حضور اقدس نگاشته آمد و از حضور أنور والا حکم رهایی گرفتاران
مذکوره شرف اصدار يافته نائب میر سلطانخان کوتوال كابل مورد عتاب شاهانه گشت و از ینگونه امور بود
که در پایان کار بمکافات کردارش که نسبت بصغار و کبار ادارة مملكت بروى کار آورد بدرخت آویخته شده
جزای اعمالش را دریافت چنانچه در موقعش مذكور میشود انشاء الله
ذكر مکافات کار خویش گرفتار شدن بلواپیان فوج اندری
ذكر دو جار
نکبت شدن
فوج اندری
در روز پنجشنبه ششم ماه ذیقعده جنرال غلام حیدر خان و کرنیل غلام حسن خان وغیره صاحب منصبان
و افسران افواج منصوره نظام که از پیش بشرح رفت راه سرداش و کوتهال مفسدین هوتکی و اندرى و تركى
و ناصری که در آن نیز فرستاده طالب امان شده بودند بر گرفته در موضع دپ با هم دوچار کردیده تازه حرب
شعله ور گشت و محمد اکرم خان کمیدان فوج بلوائی کشته گشته باقی همراهانش هزیمت یافتند و شصت تن از ایشان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
