Machine transcription
(٥٦٢)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
ذکر فرار کردن جناب ملانجم الدین
ذکر فرار کردن جناب آخوند زاده نجم الدین
و هم در خلال وقائع مسطوره جناب ملا نجم الدین آخوند زاده که از در پارسائی مرجع شیخ و شاب بود روزی حاضر محفل سعادت موصل حضرت والا شده و نظر باحترامی که از حضور انور نسبت باوی تقدیم رسید و با مراقدس بتقرب نشستنگاه شاهی جای نشستن گزید در بین مذاکرات شاهانه که روی زبان لطف بیای رفت اجازت زیارت شهزادگان ثریا مکان بندگان والا شان سردار حبیب الله خان و سردار نصر الله خان که در عمارت جهان نما واقع کنار قریه هندکی حال موسوم بچهل ستون که بامر شهزاده آزاده سردار حبیب الله خان بنیاد نهاده شده و اینوقت هردو برادر در آنجا ییلاق داشتند حاصل کرده اینرا نیز استدعا کرده رخصت یافت که پس از درک شرف ملاقات هر دوتن سردار چندی در قراباغ کوهدامن شده بکابل باز گردد چنانچه از محفل حضور اقدس والا راه بیرون شدن بر گرفته در عمارت مذکور شرفیاب حضور شهزاده رفیع مکان سردار حبیب الله خان و شهزاده سعادت توامان سردار نصر الله خان شد و پس از استفاضه ملاقات هر دوتن شهزاده بنام رفتن قراباغ کوهدامن از آنجا راه بر گرفته از عرض راه شهر و عمارت مزبور سایر انکه بعض حاسد پیش او را واهمه نشان داده بود که حضرت والاش گرفتار بند و زندان خواهد فرمود فرار اختیار کرد و از راه جلال اباد در موضع میدانک شنوار شد و درینوقت نور محمد خان بن سردار ولی محمد خان و یار محمد خان بن سردار فیض محمد خان نیز که از حدود خوست و منگل چنانچه از پیش رقم شد راه فرار جانب وادی ادبار بر گرفته و از شورش مردم شنوار خبریافته داخل طائفه سنگو خیل شده بودند و رود جناب ملا نجم الدین را بامعول خویش قرین دیده یار محمد خان از راه امید واری نزد قونشله اخنساخ دعای نصرت کرد و از نظر بشارت وی که کوه کرد معاندت دولت بود بعوض آنکه دعای نصرت در مفسداش بنمود نفرینش کرده گفت که خداوندت مخذول و منکوب کند که (۱) ترغیب پادشاه اسلام ستیزه داری و او غائبانه باز گشته بر فیقش نور محمد خان پیوست و ملا صالح محمد نام ایشانرا ترسانیدن با همراهانش با تش فتنه افروختن نگذاشته مردم سنگو خیل شنوار را تهدید و ترغیب (۱) نموده از میان بیرون کشیدند و ایشان از آنجا نا امید گردیده در بین صبدم سه پای در آمدند و ملای مذکور مردم سنگو خیل را که بغی ورزیده بودند دلالت و هدایت باطاعت نموده و سه تن از بزرگان ایشانرا چون آزاد خان و مستمند خان و کاشف خان با خود نزد سپهسالار غلام حیدر خان آورده بزبان شفاعت خواهش عفو تقصیر ایشانرا کرده عفو گردیدند و سر بخط فرمان نهاده رهسپار اطاعت شدند و مقارن اینحال حادثه مهلکه و با در پشاور عارض گشته سپهسالار غلام حیدر خان آمد شد مسافرانرا بامر حضرت والا قدغن کرده عابرین را از ورود در نواحی جلال آباد بازداشت و از انسوی ملا نجم الدین آخوند زاده مردم اشرار شنوار را که در نزدش انجمن شده خواهش یاوری کردند اندرز و نصیحت نموده بدیشان گفت که مراز خط فرمان پادشاه اسلام بیرون کشیدن خود را شرمسار دنیا و آخرت ساختن است و این پند را بمردم اشرار شنوار گفته چون نشنیدند طریق بیرون شدن از میان انقوم دون پیش گرفته جانب لغمان بوره كوجك رفت چنانچه بقیه سر گذشت آنجناب وعرض پرداز شدنش بحضور اقدس والا در موقعش ذکر میشود انشاء الله تعالی و درین اثنا سردار گل محمد خان حاکم لغمان عیال و اطفال واحمال و اثقال سردار محمد شعیب خان بن اعلیحضرت امیر کبیر را که خود او بتخریب بدرود جهان کرده بود بامر حضرت والا از لغمان در کابل فرستاد و حضرت والاهم را تعزیت گفته و تسلیت داده بنواخت
ذکر بغاوت مردم فیروز کوه
ذکر بغاوت مردم شرارت و عداوت نهاد فیروز کوه
درین اثنا که هنوز شورش مردم شنوار وفتنه نور محمد خان و مردم هوتک و ترکی و مفسدین اندری و بلوا کردن و وارد شدن فوج هزاری در علاقه هوتك و ورود سردار محمد ایوب خان در سر حد هرات و گریختن ملا نجم الدین از کابل چنانچه باید بانجام نرسیده کار مملکت از شورش انتظام نگرفته و مردم آرام نشده بود که مردم نكوهيده خوی فیروز کوه نیز سر از جیب تمرد کشیده بغی ورزیدند و دست تاراج بمال و مواشی و دواب مردم کوچی طائفه درانی که مأمور اقامه با دغیسات هرات شده بودند دراز کردند چنانچه پسران محمد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
