Machine transcription
(٥٢)
(جلد اول) (ذکر سلطنت اعلیحضرت شاهزمان) (سراج التواریخ)
قاجار فرمان فرمای ایران میدانست نفهمید او را که مکنون خاطر داشت ابراز داده در افواه انداخت که
لوای کوشمال آقا محمد خان را برافراخته جیش جنه مخالبک ایران در جنبش آرد و ایقلیم سمرقند ، بکوش هوش
آقا محمد خان رسید و او محمد حسین خان قراگوزلوی همدانی را برسم سفارت فرستاد بخلاف بیان صاحب روضة
الصفای ناصری که اینواقعه را چنانچه رقم گردیده است از پیش بجانب داری دولت متبوعه خویش ذکر نموده و حال
آنکه در نیوقت مشارالیه بامکتوب مواددت اسلوب وانواع تحف وهدايا مأمور افغانستان شده شرف اندوز پایه
سریر سلطنت گشت و اعلیحضرت شاه زمان قبل از ورود فرستاده مذکور افواج خویش را بالسلحه و توپخانه
ترتیب داده بمواجهه او عرض (۱) دید تاوی عساکر پادشاهی را مشاهده کرده آقا محمد خان را از مکنت و حشمت
افاغنه بیاگاهاندو هم کدوخان بارك زائی را مأمور سفارت ایران فرموده باسفیر شاه ایران روانه ساخت که پاسخ
بگذارد چنانچه وی رقم اطمینان خاطر وتحفه وخلعت شاهانه را بآقا محمد خان رسانیده از توجه شاهی بجانب ایران
آسوده ساخته مراجعت کرد و اعلیحضرت شاه زمان پس از فرستادن رسول مذکور از قندهار حرکت فرموده
وارد کابل شد بعد أهنك تسخير هند کرده امنای دولتش بنابر فتنه جوئی شهزاده محمود امروزفتن هندوستان را
پسندیده بعرض رسانیدند که شاه را ازین سفر باز دارند و اعلیحضرت شاه زمان قطر بفرستادن او مادر خود را
بحضور که بتقریب مسطور گشته آمد عرض امرا را نپذیرفته فسخ عزم سفر هند نفرمود و گفت که شهزاده محمود
هرگز طریق خلاف نخواهد پیمود
توجه موکب (ذکر توجه اعلیحضرت شاهزمان) شاهی جانب (بجانب پنجاب و هندوستان)
چون مردم سکهه سر از جیب تمرد برآورده مصدر فتنه و فساد شده طریق کینه وعناد می پیمودند ناچار شاه
والا جاه سفر پنجاب و هند اختیار کرده از کابل بالشکر شایان راه بر گرفته وارد پشاور گشت و از انجا در ماه
جمادى الاخر سال ١٢١١ هزار و دویست یازده هجری شیر محمد خان مختار الدوله را با بیست هزار سوار پیش
رو لشکر قرار داده امر کرد که مسافت دوازده گروه پیشتر از سپاه ملازم رکاب شاهی رهسپر بوده دست
اتلاف بمزارع ومسافات(١) اطراف راه نیکشاید واو از گذرگاه اتك گذشته از راه حسن ابدال وراول پندی
ورهتاس قطع مراحل نموده بساحل دریای جهلم فرود آمد و از عقیش شاه با سپاه کینه خواه بر طبق قرار داد
مذکور طی طریق میفرمود تا که شیر محمد خان مختار الدوله از آب جهلم و جناب عبور کرده از جاده کجران
واله و امین آباد حرکت کرده از قرب لاهور گذشته در شاه دره واقع فاصله سه کروهی جانب غربی شهر که
نهر راوی در بین آن وبلدة لاهور حایل است فرود آمد و مردم سکهه از ورود عساکر شاهی جان خود را در
تباهی دیده سرای کانی والنكای میان دو آبه جيلم وجناب وراوی را از وجود خودها خالی گذاشته از هیلت
افواج شاهی راه فرار برداشتند و داخل علاقه مانجه واقع جنب شهر امرت سر وبنین میان دو آبه بیاه وستلج
شده در لکی جنگل پناه گزیدند وعيال واطفال واجمال واثقال خود را بمضايق جبال کشیدند و حافظ شیر محمد
خان انگاه که از نهر راوی گذشته در جنب لاهور فروکش کرد لها سنگهه حاکم لاهور كليد قلعه را بجناب
میان شاه چراغ صاحب سلطان پوری که سلسله نسبش بحضرت وجید عارفین ربانی شیخ عبد القادر جیلانی قدس
سره میرسد سپرده خود راه فرار اختیار کرد و حافظ شیر محمد خان مختار الدوله بامر شاه والاجاه پس از در آمدن
بشهر آئین بندی نموده سه شب شهر و بازار را چراغان فرمود وذات محاسن صفات شاه در روزغرة ماه رجب
سال مذکور داخل لاهور شده پانزده هزار سوار از عساکر فیروزی مآثر مقرر فرمود که بفاصلة ده گروه
از شهر دور در شب و روز گردش و مرور داشته باشند تا اگر خصم عزم شهر لاهور نمایند ایشان بمدافعه
گرابشند ودر روز دوم یا سوم از ورود کوکبة شاهی در لاهور از عرایض کار پردازان حضور بمسمع فیض
(۱) عرض سان دیدن لشکر را گویند
(۱) مسافات کشت هائیکه آب داده میشود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
