Machine transcription
(۵۱۹)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواریخ)
یگانه میفرمود قبول ایقبی نمود واز خریدن زمین و کاربز های هردو طایفه در گذشت ومقارن اینحال
مردم کوچی طوائف درانی را بذریعۀ اشتهار قبل از حضور انور آگاهی داده شد که در باد غیسات و مرغاب قبل اشتهاریکه
رفته مسکن گزین شوند و آن اینست درین وقت امر برا که برای خیر ومنفعت اقوام خود از خرمت هفت ساله پیشنهاد بنام مردم
خاطر دارم اینست که میخواستم مرغاب وبادغیس را از مضافات هرات بوم خود برا آباد کنم که از عصبیت و مشقت مالدار شرف
بسرت حاصل کنند بنابراین مواضعی را که مردم ترکمان بتاخت وتاراج نموده از بنواصاله خراب و بیآب گذاشته شده اصدار یافت
است واکنون که آخر دم رشته اطاعت دولت روس را بگردن نهاده اند و میلها نیکه واقع باد غیسات و چمنها که مواشی
و دواب ودودبز آب بهر مرغابند و نیکو چرا گاه حیوانی ووطن محل سکنای افغانی میباشند واز حدود متبوعه
دولت روس بواسطۀ تعیین سرحد جدا گردیده اند گویا برای مردم مالدار وزراعت کار عمرانیت خرم
ومحلف خیز و مالوا نیست دلگشا وشعف انگیز ومردم نیز مین را بمعیشت کافیت مینوزند و صاحبان دواب
ومواشی را چرا کاهیست علفزار گیاه وگلهای رنگارنگ که خداوند از عنایت بیغایت خویش آنرا با مرحمت
نموده پس شما مردم کوچی مال دار پشت رود قندهار را اعلام وارقام میشود که از راه منفعت
جوئی در انجا رفته سکنا اختیار کنید و تقاوی چون گاو و تخم ومصارف راه و کرایه بار کیر همه از دولت
داده میشود و دیگر وجوه را بجهت مجری داشته تقاوی را از سال سوم ومالیات دیوانی را ابتدا
از سال چهارم قرار حوالۀ اهل دیوان بامالیۀ جاریت از دخل زراعت آن وده یک اراضی سال بسال ادامی نمائید
و درین امر باهم مشورت وصلاح کرده هر گاه رای شما قرار گرفت نزد حاکمان محال قریۀ خود شده مصارف
و توشۀ راه گرفته رهسپار آنصوب شوید و بکار فلاحت پردازید فقط وایشان قبول انجمنی نکرده از صوابدید رای
زرین و خرد دور بین حضرت والا سر باز زدند و تاج محمد خان اسحق زائی که جهت این امر بفرمان طالب بشرفیاب حضور
اقدس گشته و حاضر بود کوچ دادن مردم مذکور را بعهده گرفته مورد الطاف شاهانه شد و او را حضرت والا
دستور العمل داد که نخست نزد حکمران قندهار رفته و او نیز کلان هر قوم را طلبیده ترغیب و تحریص نماید و اگر
بعضی از غرض جویان خلل اندازی کنند معروض پایۀ سریر سلطنت دارد که عقوبت کرده شود تا کسی از جرگۀ
ایلیت و قومی بیرون نگردد بعد از هر طائفه حکمی برطبق تقسیم کوچ دهد و ازین دستورالعمل بسردار نور محمد خان
حکمران قندهار وسردار محمد یوسف خان حکمران فراه را نیز فرمان شد که درین کار با تاجو خان معاون ومدد
کار باشند وهم تمامت بزرگان هر قوم وقبیلت چون الهداد خان وقمرالدین خان و محمد عیسی خان وشاه پسند خان قوم
پوپلزائی شعبۀ سدین زائی سکندر و میر افضل خان و شندو خان و محمد اعظم خان و محمد حکیم خان و عطا محمد خان
قوم نور زائی و بلند خان کاکری وسیدال خان بختیاری و شیر محمد خان ونظر خان سبین وملا رحمن وفارس
خان وعظمت خان ونور محمد خان غلجائی چرایش کنندگان علاقۀ زمینداور و ملاتومان وسیف الدین آخندزاده
و ملا حمید و محمد عظیم ونور محمد و ملا مهر دل و محی الدین و ملکز وملا زعفران و فتح خان و مبین خان وسرور خان
و محمد ایاز خان وعطاء الله خان و فیض طلب خان سدین زائی قشلاق گزینان پشت رود را فرمان شده ارقام یافت که
اگر بصوابدید تاجو خان رهسپار مرغاب وبادغیس گشتند فهوالمطلوب والا بجبر واکراه فرستاده خواهند شد
و از صدور اینحکم حضرت والا پس از رخصت بازگشت یافتن و در مواضع مذکوره رسیدن تاجو خان هزار و سه صد
وشصت وسه خانوار را بدون تقسیم از اقامت گاه ایشان جانب بادغیس کوچ داده وارد هرات شدند واز هرات
کرنیل دوست محمد خان فوج سوارۀ نظام عباسی باچند دسته محافظه از پیاده نظام بایشان مامور شد که همه را در
بادغیسات رسانیده جابجا نماید و انشگاه که از آب پیچران گذشته باقماق هم وارد آق گنبد شدند مجدداً کرم شاه ملازم
میرافضل خان فرمانی از نویسندگان حضور در باب بازگشتن شانزده خانه وار از مردم زمیندار حاصل کرده وارد
آنجا شد و در نزد ناقلین فرمانرا خوانده چون مرقوم بود که مردم کوچی زمیندار را حکم اقامت گزیدن در مرغاب
وبادغیس نیست و تاجو خان که همه را بدون تشخیص وتحقیق از زمیندار و بزمین یکجا حرکت و کوچ داده بود
محکمان باهواه والقای آخوندزاده محمد عمر خان علیزائی و محمدشاه خان و نظام الدین خان بارکزائی و ملا یعقوب غلجائی
وسمندر خان اسحق زائی ومیر احمد خان علیزائی و محمد اکبر خان نور زائی وغلام محمد خان علیزائی خود سرانه باز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
