BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 518

Page 518

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 518 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ٤٩٠ ) ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ ) اقامت محافظین آندرو بنیاد نهاده آباد نمود واز دورا اردهن درة کلان کوچ داده در موضع سلطان غازی فرود آورد وجهت انتظام کار درة نجيل در آنجا درنگ کرد که از مردم آنجا نیز برسمانه گرفته و مالیات را حصول نموده بعد مراجعت کند چنانچه چهل هزار روپیه از درک فروش مال و مواشی فراریها با چیزی از طلا و نقره زیور زنانه و پنجاه و نه هزار روپیه از وجوه جزیه و مالیه مردم سرزلش یافته بآستان و نود و هفت جلد کتاب وقرآن ودوسد و سی میل تفنك و نه میل تفنکچه و شانزده قبضه شمشیر و شصت و شش قبضه سیلا به و غیره اشیاء محصول رسانیده همه را ارسال حضور انور نمود بعد از موضع مذکور کوچ داده در موضع ده زیارت فرو کش کرد و خودش بفرمان طلب طریق کابل برگرفته سپهدار سرکردگی جنرال میر عطا خان مأمور باقعه چهار باغ لغمان نمود و چون وارد کابل گشت شرف باریابت فطر محتدمینکه گردیده مورد تحسین شد و چندی جهت بعض امور سرحديه وغيره که از حضور اقدس دستور العمل داده شد در کابل متوقف گردید و مقارن ایجال در ماه رجب ١٣٠٣ ه السنة ماجده اعلیحضرت والا بدرود جهان فانی کرد، رو بجنت النعيم جاودانی نهاد و در مزار شوهر تاجدارش نجيب الله خان مدفون شده چون حضور والا بپدرد چشم گرفتار بود شهزاده والا جاه سردار حبيب الله خان مهين فرزند ارجمندش را مامور فرموده او مراسم فاتحه خوانی و تعزیه داری ملوکانه از قبیل صدقات و خیرات و ختم کلام الهی و غیره را بجای برد و حفاظ قرآن وقاریان فصیح زبان برسر تربتش مامور کرد و ازانسوی پس از رهسپار شدن سپهسالار غلام حیدر خان جانب کابل محمد خان برطبق مکتوب او در روز سه شنبه غره ماه رجب با متابعان خویش راه علاقه ساپو پیش گرفت که بعضی از متمر دین را که با عیال واطفال در انجا پناه گزیده از آمدن در نزد سپهسالار سرباز زده بودند اسیر ودست گیر نماید چنانچه در شبزدهم بوده بوقت سپیده صبح وارد قلعه علوی شد و از گرد راه یورش برده یکصدو دو تن از صغیر و کبیر و برنا و پیر آن مردم شریر را دستگیر کرد و سه صدو بیست رأس بز و شصت و پنج فرد گاو غنیمت بدست آورده روانه عسکرگاه پادشاهی نمود و درین اثنا پسر حاجی ملك نثار مرواری که با مردمش از سبب زیادی حواله مالیه که زجراً و تنبیها اضافه بر مالیات مردم درة نور بالایشان حواله شده بود بنای شورش نهاده محمد یوسف خان حاکم خودها را با قبض طلب خان ضابط جزیه الینود وسه تن از نوکران ایشان در خانه بهمانگی دعوت کرده و محبوس نموده در موضع اودلام بردند و مردم اودلام را نیز با خود متفق ساخته بر سر قلعه شاهی تاختند و ملك عرب نام رعیتی را با پنج تن از پیادکان ساخلو پادشاهی مجروح ساختند و قلعه را متصرف شده خاصه دارانیرا که جهت حفاظت آن نواحی در اندرون قلعه مقام داشتند یکسر دستگیر کردند اما از ضرب کلوله افشانی سه تن خاصه دارانیکه در دو برج واقع در پشته مشرف بر قلعه اقامت داشتند درنك را دشوار دانسته تمامت مواشی ودواب قلعه کیان را که در اندرون و بیرون قلعه بودند برداشته باستگیر شد گان با خود بردند و میرزا احمد علی خان سر دفتر کمتر از وقوع این واقعه عرض پرداز حضور انور شده مویها مردم سکنه کنر ودويست تن پیاده ساخلو که هفتاد تن از مردم خوگیانی و هفتاد تن از لغمانی و هفتادتن از مردم کنر و با صد داران خود در حدود مان منڈند راه تیراپ تهدید کرده بقائه ز گرفت و آنگاه که وارد علاقه نور گل شد حکم حضرت والا که در جواب عریضه اش شرف صدور یافت بوی رسید که اگر دفع این فتنه با مردمیکه همراه دارد دشوار باشد از حاکم جلال آباد كمك بخواهد و هم از حضور اقدس حکمران جلال آبادرا فرمان شد که او را معاونت نماید و ازا لسوی یاغیان نکوهیده خویان قبض طلب خانرا با وجه نقدیکه از جزیه اهل هنود حصول کرده و در نزدش بود بشفاعت هندوان سکنه مزار وا گذار شدند و محمد یوسف خان حا کم را با خاصه دارانیکه اسیر کرده در اود لام برده بودند از انجا در مزار آورده بقللاع خود تقسیم کرده محبوس نگاه داشتند و میرزا احمد علیخان صدتن از مردم کاشکوت نزد خود خواسته مأمور باقامت بنادر و مواضع مستعده کرده در بحال طائفه صافی متوطنه علاقه چو کی بامسدین پیام دادند که دل قوی دارند که در وقت پیکار با مردم دیو گل از راه امداد بسروقت ایشان در رسند و مقارن اینحال چیی از بغاه در موضع سیاه سنك بر قلعه از مردم باجاور که علوفه بارها شته تاخته و خاصه داران لغمانی و سر کانی با مردم الوسی آن نواحی خبریافته بی آنکه از میرزا احمد علیخان اجازت بخواهند و یا باو اطلاع بدهند بعزم مدافعه روی بسوی دشت سیاه سنك نهادند و هم میرزای مذکور سلطان غازی اندر موضعیست در قاش کامه بر اعلیحضرت سراج الملة والدین قلعة السراج در آنجا احداث و آباد گردیده است چنانچه در موقعش مذکور میشود انشاء الله تعالى فوت والدة حضرت والا

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 518. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/518 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/518
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record