Machine transcription
(٤٨٩)
(جلد سوم)
( شرح سلطنت اعليحضرت امیر عبدالرحمن خان )
( سراج التواريخ )
و منفعت و فوائد خود اختیار کردند و با دولت روس قبل از مصالحه گریبان بگریبان جنك نمودند و شمشیر زده
کشتند و کشته شدند و از بزرگی و فراوانی سامان و اسباب آندولت باك و هراس نکردند و بیم نمودند و بر مقدمه
دلیرانه راه مقاتله پیمودند تا که مصالحه دست داد و اگر چنانچه صلح واقع نمیشد تا حال هزاران خون دیگر
از طرفین ریخته و با خاك آميخته میکشت امروز از كجا اینقدر ذلیل و زبون و تابع حکم كرنيل رجوی که وجودش
را ممیز و منصف کار خود قرار داده شده اند که بکمشنر روس نوشته و سجل بدهند که ما مملوك دولت هند و در کار
خود بی اختیار و مثل صوبه داری از صوبه داران کشور هند میباشیم و کرنیل رجوی بدینمعنی بداند و آگاه باشد
که خیالاتش در حق ایندولت خدا داد خوب نیست و اقوام سکنه افغانستان باده اشهبه برطانیه مست صادقند
نه مملوك و متبوع با دولت روس آشتی کننده اند و صلح نماینده نه دوست و رابطه دار و نه در نظر بیگانه خود را
ذلیل میسازند و نه در چشم دوست و از خود خوار بودن خود را قبول دارند برای ازدیاد شان و شوکت خود
دوستی دولت بهیه را اختیار کرده اند که ازان دولت نفع حاصل کنند و در نظر بیگانه معزز و محترم باشند
نه از لاچاری و مجبوری و این امراض را که کرنیل رجوی در میان آورده و ما وجود خود را بکلی از آنها بری
و عاری میدانیم گویا تهمتیست که بر ما می بندد و خود ملاحظه کنند که کسی دوست خودرا تهمت زده نمیخواهد باید
ازین خیالات غرض آلود بگذرد که مآل و عاقبت خوب ندارد و دولت روس برین نکته خوب واقف و آگاه
شده که دولت افغانستان اقتدار و اختیار ذاتی را در نفس خود دارند ضرور نیست که كرنيل رجوی
ایندولت را صوبه داری از صوبه داران هند قرار بدهد و مردم افغانستان خوب میدانند که مصالحه
روس را اعتبار نیست و سند هـا مقـدمه هر وقت که باشد با او در نظر دارند و شأن و غيرت ايشان برنمیدارد
که در نام صلح و آشتی غدرت بیجواب مطلب سرحدیه او نداشته باشند و حال آنکه هیچ سوال و جوابی
نشده که افسران کميشن انگلیس واقف و آگاه نبوده اند و کار بحسب صلاح ایشان نشده و بعد ازین نیز نخواهد
شد مجمل اطلاع و صلاح آنها و دولت ایشان کار بشود زيرا که امور خارجه را در قید صلاح آوردن دولت بهیه
انگلیس بر خود لازم گرفته ایم و مرد صاحب عهد از پیمان و قرار داد خود امکان گذشت ندارد فقط و در ذیل این
توقیح بقاضی سعد الدینخان نگار فرمود که این رقيمه را بكرنيل رجوی بدهد که خوب مطالعه نماید و اگر
حقیقت اینمطلب را بدولت خود بخواهد نیز اطلاع بدهد انتهی خلاصه در ضمن این مذاکرات و مراسلات بکار
نصب روج قاصیه حدود ماروچاق پرداخته و همه جا پرچمی برافراخته عازم سرحد ترکستان شدند و شبها از شدت
سرما و باریدن برف که باندازه يك فوت بروی زمین افتاد از راه چوفت جانب ترکستان باز ماندند و روز دیگر که
آهنگ رفتن کردند و هنوز راه بر نگرفته بودند که کمشنر روس بعض مواضع از خاك افغانستان را حق دولت
خود گفته و کمشنر انگلیس بگفتار او را مسلم داشته خواست که در اخراج مقصدش پردازد اما قاضی سعدالدینخان
از اظهار او و ختم کمشنر انگلیس سرباز زده از کوچ دادن بازمانده هر يك از هر سه تن بدولت خويش بذريعه
مکتوب خبر داده کار تعیین حدود را موقوف بجواب و امضای ارباب دولسه گانه گذاشتند و بنابران هر کدام بمقامیکه
بودند تا روز سه شنبه هشتم ماه رجب متوقف گردیده بعد باتفاق هم بکار پرداختند چنانچه بيايد انشاء الله
( ذکر بنیاد نهادن عمارت باغ شاهی جلال آباد و غیره )
( وقائع گه در نواحی آن روداد و شرفیاب شدن سپه سالار بحضور اقدس والا )
در خلال احوال مذکوره بر که عبدالسبحان خان مهندس هندی ملازم و خادم دولت افغانستان از حضور
حضرت والا مأمور جلال آباد شده قصر سعادت حصر اندرون باغ شاهی جلال آباد و حجرات بيرون و درون آنرا
بنیاد نهاده در عرض سه سال بصرف زر بسیار انجام و آباد گشت چنانچه در صدر این خجسته کتاب اشارت رفت
و از انسوی سپه سالار غلام حیدر خان بقرار یکه مذکور شد فتحیاب گشته پس از تحصیل مالیات و نظم و نسق امور آن
مردم و گرفتن يرغمال از متوطنین درهای نیازی و غیره فراغت حاصل کرده در موضع كذرك كلان قلعه محکمی جهت
بنیاد عمارت
باغ جلال آباد
و غيره وقائع
نواحی آن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
