Machine transcription
(٤٦١)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
و جای کرد هیکه اینقدر بیدین و بیریه باشند جنك را بدولت بزرك و کلان آماده شدن و خود را از ناتوانی کارهای
خویش و عدم اسباب در عین شکستگی و بیسامانی خراب کردن و دولت دوست خود را بدشمن قوی پنجه گرفتار ساختن
کار خردمندان نیست کیش خود را اذل بدهید که باره از سرحداات متنازع فیها را برای محبت دولت روس که پادشاه کلان
است بگذارد منکه اهالی کشش شما را منصف و دوست خیرخواه خود قرار داده ام برحسب وقف سبیکه با روسی بکنند
و حد جدا نمایند راضی خواهم بود و امضا خواهم کرد مثلاً شخصی را مجبور کنند که خنجر بشکم او فرو برند و هنوز
فرو نبرده مخارش سازند که قطع يك بندانگشت خود راضی میشود يا بنوك خنجر که در شکم او فرو برند البته
قطع بند انگشت برای او از پاره شدن شکم بهتر است ازین نقص اندك نفع بزرك زند که را مییابد و ازان صدمه شدید
روی حیات و زندگی را نخواهد دید و حال آنکه آنچه برای روسی گذاشته شود جزء سرحديه متعلق خاك
افغانستان نخواهد بود جزء زیادتیست که در دوسال قبل برای گفتگوی امروز و مایه قرارداد مصالحه تصرف
شده بودم حال ازان زیادتی بقدر خیر وقت میگذرم اگر کارهای من درست می بود و مردم من حرف مرا
می شنیدند و غافل از اوضاع امروز نمی بودند و دولت شما را مجید کی معاملات عصر در پیش نمی بود وقت جنك
با دولت روس امروز بود که مردم ترکستان زمین برسیه دیا و آمین جنگ مردم افغانستان و روسی را میخواهند
تا شور و فتنه عظیم برپا ساخته بٹوای عام بکنند و دامن ملک خویش را از زیر پای روسی بکشیند و شب و روز
انتظار امر مرامیدارند که کی و کدام ساعت آنها را اشارت کنم و فرمان غزا و جهاد را بدهم لکها نفوس بدشمنی
روس آماده و نیازند ولی کارمن ناتمام و شما را مجید گی معاملات عصر در پیش جنگ امروز را خیر نمی بینم و راضی
بمصالحه میشوم و شما انضمام خود را از مخالفان مصری میگیرید من هم کارهای خود را بفرصت آلهی و سعی
و کوششهای خود در نصیحت قوم وتقویت دولت شما از امدادهای دوستانه میکنم و سر حدات را استحکام میدهم
وقلعه جات جنگی در سرحدات میسازم و درستی کار افغانستان آنچه من میدانم هشت سال مهلت و فرصت میخواهد
بعد از هشت سال اگرچه مردم ترکستان زمین بٹوای مغلوب روسی خواهند شد که آنوقت مجال حرکت
و شور ویلوا را نخواهند داشت و تصرفات روسی در ترکستان زمین خوب قایم میشود و امروز حکم میکنم که
آنروز دست و پای مردم اوزبکیه بسته خواهد بود ولی خدا نخواهد کار های افغانستان درست خواهد شد
و ناکامی نخواهد داشت و در مقابله دشمن بدرستی کار میتوانند داد و یس را گفت ازین تدبیر خردمندانه و صوابدید
عاقلانه شما همه صاحبان پارلیمنت و امنای دولت ما از ورطه حیرت برآمدند. اگر هینکه در کار افتاده بود بشناختن
فکر شما بازشد بسیار رای پسندیده و نیکوست امنای دولت ما برین رأی و صوابدید شما البته کار میکنند
اگر مردم روسی محبت خود را بهمین قدر که شما راضی شده اید قدر بشناختند و مصالحه در میان آمد بسیار
خوب واگر قدر شناس خود نبودند وجنك ميکردند پس بحكم ضرورت جنك ما وشما بالا تفاق بالو خواهد
بود و در خشكه و دريا با او جنگ میکنیم و شما را تنها در مقابل دشمن نمیگذاریم اگر چه جمیع دولت ما برباد برودباك
نخواهد بود و برین تدبیر که الان مدار کار را گذاشته اید امید میکنیم که دولت روس راضی و خوشحال
شود و بر امنای دولت ما سختیهای کار آسان شد و برین تدبیر فکر و اندیشه هیچکس از مردم پارلمینت ما نرسیده
بود تا اکنون بشجاعت و دلیری و جوهر مردانگی شما اقرار واعتراف داشتم و چنان دانسته بودم که کارسلطنت
و سپاه داری از دست شما خوب میآید در کار مشورت و صلاح وتدبیر امور کمتر توجه فرموده اید حال که چنین
تدبیر درست و رأی مستحسن از شما مشاهده شد اقرار می کنیم که مثل شما یکنفر نهایت دو نفر مرد مدبر و مصالح
شناس در دولت ما خواهد بود و اگر بر يكنفر يقين برود در شخص دوم شك خواهيم داشت بسیار مدبر و کاردان
هستید حال بهر توعیکه برای خود واولاد و دوستان خود از ما عهد و پیمان میخواهید بانتها معاهده میکنیم حضرت
والا فرمود منکه در دولت شما آمده ام خود را دوست شما میدانم و از دوستی شما چشم منافع برای اقوام خود
دارم و بتقویت دولت شما کارهای خود را انشاءالله تعالی درست خواهم کرد از محنت و سردی و مصلحت ذاتی من
دور بود که برای دوباره زمینیکه از زیادتی سرحدات خود بروسی ندهم و شما را بدولت مذكور بجنك و نزاع
گرفتار کنم و اب و مخنیت دولت شما را پاس نکنم و قدر دان دوستی شما نباشم دوست صادق بايد بخير و منفعت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
