Machine transcription
( ٤٦٢ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
کار بکوشد و امیر را اختیار کند که ضرر بدوست خود نرساند مها عهد و پیمان جدید باشما در کار نیست لفظ
و قول شما را پسند و معتبر میدانم شما هم قول و لفظ مرا در دوستی خودسند بدانید واگر میخواهید عهد و اقرار
دوستی خودرا بخط خود نوشته بشما می سپارم ومن هرگز از دوستی شما و دشمنی روس بر نمیگردم
و با او دوست نخواهم شد و با شما دشمنی نخواهم کرد اگر دولت روس بحرف و سخن شیر علیخان قندهاری هنك
عزت مرا نمیکرد و مرا از سمرقند بپای در نمیکشید نمی برد و حرف شخصی را که با من هیچ همسری نداشت و در
خاندان ما نوکر و محکوم بود در باره من نمی شنید ممکن نبود که از دوستی دولت او بر میگشتم بلکه از جانب او بقدم
دشمنی جانب شما پیش می آمدم بعد از انکه پاس خاطر مرا نکرد و قدر نام ونشان مرانشکست و از خانه او دل آزرده
بر آمدم و باشما حرف دوستی آغاز کردم ممکن نیست و از محالات خواهد بود که دوستی شما را ترك نمایم و پیسرا گفت
دولت ما را بر دوستی و صدق گفتار شما اعتماد تمام حاصل است تا امروز پرورش و آبادی شما را دوستانه منظور
داشتیم و مربی احوال شما تا يك حدی بودیم حال وجود شما را نصف اعضای دولت خود قرار داده ایم آنچه
از خیر و خوبی و سلامتی بوجود خود روادار هستیم بر شما نیز روادار میباشیم و ظاهر است که از درد و الم و شادی
و فرح آنچه برنیمه اعضا برسد نیمۀ دیگر را از درك همان کیفیت چاره و علاج نیست و ما از ملاقات شما بر جميع آرزوهای
خود کامیاب شدیم حال وقت اظهار شماست که هر مطلب و مرادی داشته باشید بیان بفرمائید تا خواهش شما را
قبول کنیم سرکار والا فرمود خواهش من دوستی دولت شما و اقرار شما راستی و درستی قول من بود بعمل آمد
دیگر خواهش ندارم و بر دولت شما تکلیف نمیکذارم واگر خود شما نظر بشان دولت خویش حسن محبت و مهربانیرا
از عطیهٔ چیزی که تقویت کار مردم افغانستان از ان حاصل شود بظهور رسانید قدردان احسان دولت شما خواهم بود
چنانچه دوازده لك روپیه سالیانه میدهید شکر گذار احسان شما هستم و مبلغ مذکور را بمالیات افغانستان یکجا
کرده صرف تنخواه لشکری میکنم اگر منظور شما این باشد که لشکر افغانستان زیاده و جدید نگاهداشته شود
وجه تنخواه جدید را ندارم و از مالیات افغانستان و وجه سالیانه شما چیزی اضافه نمانده که ذخیره و خزانه داشته باشم
احوال ملك ودولت خودرا از شما پنهان نکرده ام باقی اختیار دارید و پسرا بگفت موازی پنجہزار تفنك بغل پر
با جباخانه فی الحال بطور هدیه وعطیه بشما داده میشود و دو هزار میل هنری مارتینی که شما بخریداری خواهش
کرده بودیدنیز با جباخانه بزود خواهد رسید و چون سخن بدینجا رسید قطع مذاکره کرده و پیسرا جانب منزل
خویش شتافت .
( شرح مجلس سوم اعلیحضرت والا باو پیسرا وذکر فقراتیکه )
( بمحل اظهار پیوست )
در روز یکشنبه نوزدهم ماه مذکور اعلیحضرت والا در منزل و پیسرا تشریف برده پس از ادای آداب رسمی
حضرت والا فقرات ششگانه ذیل را در محل اظهار و بیان آورد اول اینکه دست رس ما بوده باشد و بتوانیم که وقتاً
فوقتاً چیزی وجه نقدی فراهم آورده اسلحه و جبا خانه از دولت شما خریداری بکنیم باید تاجران معتبر اسلحه
فروش دولت شما با ما آشنا و معامله دار بوده باشند و بدون تکلیف اسلحه که بکار داریم از تجار مذکور دست گیری
بکنند و سابقا هم با جناب لار درین صاحب بہادر بذکر اینمدعا پرداخته ایم وصاحب موصوف در انجام اینمطلب بذریعهٔ
مکتوب خود وعده داده بودند دوم از دار السلطنه کابل چند نفر کاریگر هر فن را برای آموختن صنائع مقرر
میدارم که در لندن رفته صنائعیکه بکار دولت خداداد افغانستان میرود و ترقی و سامان دولت از آنها حاصل میگردد
بیاموزند سوم چند نفر انجنیزهای قابل یعنی استادان تعمیر از دولت شما میخواهم که حاضر دار السلطنه کابل شوند
تا قلعه جایکه بهر جا از برای استحکام سرحدات لازم میدانم ساخته شود چهارم چند نفر دانایان علم معادن یعنی
استادان کان شناس از دولت شما میخواهم که حاضر دار السلطنه بشوند و کوههای افغانستانرا گردش کرده معادن
هر چیز را پیدا کنند پنجم در باب توپهای بزرك و کلان که برای استحکام قلعه ذکر انها بمیان آمده بود لازم وضرور
است که از جانب شما مهربانی و سردشته شود تا بخاك افغانستان هرجا مقرر باشند برسند ششم اگر تکلیف شما
شرح
مجلس سوم
اعلیحضرت
والا باو پیسرا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
