Machine transcription
(۳۷۶)
( جلد دوم ) ( ذکر شر وشور ایام فتور افغانستان ) ( سراج التواريخ )
گردیده عزم آن دارید که دست تصرف ملت بیگانه را از ما باز دارید سه لك روپیه آماده کرده زیاده بران نیز
حتی الوسع والا مكان بمال وجان مضایقه روا نداریم و سردار عبدالرحمن خان ازین اظهار آنان شاد خاطر گشته
امر کرد که چیزی از علوفه و آذوقه را در خان آبادو چیزی را در دیگر مواضع مستعد، فراهم کنند و بسردار محمد اسحق خان
نیز نامه فرستاده خبرداد که اگر بتواند دوازده هزار نفر اشتر روانه قطغن نماید که علوفه بمزار شریف رسانند
و مقارن اینحال یار محمد تاجر ساکن تاشقرغان با تحفه وهدیه شایان قبض یاب حضور سردار عبد الرحمن خان
شده سردار ولا تبار ازین معامله در حیرت افتاد که از کدام رهگذر از تمام مرد ما ن بوم و بر این شخص تحفه آور
بزم حاضر آمده خواهد بود و در بین کار در یا به نمود که شیر دل خان لوی ناب حاکم سابقه مبلغی از خزانه دولتی باین
تاجر سپرده بود چنانچه خود او خبر داده سردار والاتبار فرامرز خان غلام خود را با او همراه فرستاده همه مبالغ
مذکوره را از تاشقرغان حاضر آورد و در روز نوروز سال لوی ئیل شش هزارتن از زنان و دختران مردم
افغان را که اسیر دست ترکمان بودند امر نمود که رها داده همه را سپرد اقوام شان نمایند و قبل از صدور این حکم
سردار عبد الرحمن خان مدير بابا بيك فرستادگان او را که برای همین کار گسیل داشته بود محبوس کرده
با خود اندیشیده در دل قرار داد که هر آینه سردار عبدالرحمن خان با سپاه دولت انگلیس گرفتار پیکار
خواهد گشت و آن وقت اسیران افغان از خاطرش فراموش شده بیاد نخواهد آورد پس اسیران را رها نداده بلکه
چندتن از فرستاد گان سردار والاتبار را که در اطلاق آنها اصرار کردند بقتل رسانید وازجمله يك تن خود را
برود خانه انداخته بقرار زحمت جان بسلامت کشیده بلباس درویشی نزد سردار عبدالرحمن خان رسیده ماجرا
باز داشت و او بر آشفته میربابا بيك را باچند تن از هم دستانش محبوس فرمود ومیر محمد عمر را بجای او مامور حکومت
فیض آباد نموده برادرش را بحکومت رستاق بگماشت بعد از ان مجدداً درباب اطلاق اسراء تأکیداً امر کرد که همه را
بابندر ان میرجهاندار شاه که در زندان طالقان بودند رها نمایند چنانچه همگنان رها گردیده سردار والاتبار از رها
یافتن اسیران افغان خدای را ثنا گرشده وارد قندز گشت وسپاه مقیم آنجا یکصد و يك توپ رسم تبريك ورود
مسموعش گشاد داده پس از ادای مراسم پذیره دوصد تن از افسران سپاه را که با سردار والاتراد در دل عناد
داشتند حاضر حضورش کرده خواستار قتل ایشان شدند و او از خون ایشان در گذشته همه را عفو فرمود و در روز
چهارم ماه جمادی الثانی سال ۱۲۹۷ هزار و دوصد ونود و هفت هجری فرامین عدیده بنام بزرگان کابل وغزنين
وخوانین اطراف اصدار فرموده از ورود فیض آمودش درقندز همه را اعلام نمود وروز دیگر محمد سرور خان
بن ناظر حیدر خان که در سمرقند روی از خدمت سردار نامدار برتافته از نزوش رفته بود وارد قندز شده در وقتیکه
سردار رفیع مقدار مشغول عرض دیدن توپ خانه بود خود را بپایش انداخته شرف پای بوس حاصل کرد
وسردارش نشناخته چون سرش را برداشته دید بشناخت و او زبان ندامت عذرخواسته مورد عفو گشت وعرض
رسانید که نامه از کرفن صاحب انگلیس با خوددارم و نامه را بسردار والاتبار داده چون بگشود نوشته بود که
دوست محترما دولت انگلیس از شنیدن اینکه وارد قطغن شده اید مشعوف است و خرسند خواهد شد که بداند
که از دولت روس چه گونه حرکت کرده و چه اراده دارید فقط
( ذکر مشورت جستن سردار عبدالرحمن خان ازسپاه )
( درباب جواب نوشتن برای گریفن صاحب انگلیس ) ذکر مشورت
کردن
سردار والاتبار با ندیشه اینکه ابتدای مذاکره اش با دولت انگلیس است بدون مشورت سپاه جواب نگار سردار عبد
دادن نامه گریفن را مذموم پنداشت که مبادا مردم غرض جوی مفسده خوی درگمان آن افتند که مدد از ارسال الرحمن خان
و مرسول مکتوب مملکت را بدولت انگلیس سپردن خواهد بود پس نامه گریفی را در نزد تمامت لشکر بزبان جهر با سپاه
خوانده از افسران سپاه خواهش آن کرد که در پاسخ این نامه باوی انباز شوند وایشان از در مشاوره سخن
رانده دوروز مهلت خواستند و در روزسوم هريك جواب جداگانه مسوده آورده بعضی نوشته بود که ایدولت
وملت انگلیس از مملکت ماب بیرون شوید و گرنه شما را بقهر وا کراه بیرون خواهیم کرد وسر برسر اینکار خواهیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
