Machine transcription
(۲۷۰)
(جلد دوم) (ذکر شر و شور ایام فتور افغانسان) (سراج التواریخ)
کنم اینرا گفته اورا باعبد الله خان وششصد سوار در تالقان فرستاد که مردم را از جوش سردار واظهار اطمینان
خاطر دهند و خودش از قفای آنها رهسپار شده پس از دو روز وارد تالقان کشت و در خلال احوال مذکوره
جنرال غلام حیدر خان با بقیه لشکر بلخ که از سبب قتل سردار محمد سرور خان بروی شوریده بودند مقاتله داشت
چنانچه با یکهزار پیاده وسه هزار سوار و هجده ضرب توپ الشیار شور شیانرا در شهر تخته پل انحصار نموده کار
را برایشان دشوار ساخت و آخر الامر قلعه گیان از فراز باره حصار فرياد زده بمحاصرين التجاء کفنند که مابغی
آور نزده بلکه بر خلاف ورغم جنرال غلام حیدر خان برخواسته ایم که انتقام خون شهزاده خود سردار محمد
سرور خانرا از وی بگیریم و همراهان غلام حیدر خان از شنیدن این کلام دست از محاصره کشیده روی ستیز بجانب
غلام حیدر خان نهادند و او از انجمنی فرار اختیار کرده با دوصد تن از پیروان خویش راه مزار شریف پیش گرفت
و لشکريکه باخود او تا اینوقت مشغول محاصره بودند تعاقبش نموده نگذاشتند که داخل مزار شود چنانچه از معبر
آبدو از نهر جیحونش گذرانیده مراجعت کردند و عيال و اطفال و اموالش را اسیر و تاراج کردند و خود او
در بخارا رفته پس از دیر گاه بدست روسیان کشته وتبباه کگشت و پس از گریختن او سپاه نظام مزار و تخته پل
دو تن از منصب داران افواج متعلقه سابقه سردار عبدالرحمن خان را که تا اینوقت در زندان محبوس بودند
بیرون کشیده بافسری خودها بر داشتند و همچنین افواج مقیمه شبرغان و سرپل و آقچه و قطغن ازین ماجرا آکاه
کشته افسرانرا که جنرال غلام حیدر خان کاشته بود تمام اسیر کرده در غل و زنجیر انداخته مال ومنال ایشانرا
دستخوش تاراج ساختند و از جمله افسران افواج قندز کرنیل دستگیر کشدند و برادر غلام حیدر خان خود را
بضرب کلوله هلاك ساخته سپاه و اکوانیك در تحت رایتش بودند از راه اطاعت بسردار عبدالرحمن خان که باهشت
هزار تن محمد پیکار از مردم رستاق و کشم بدخشان وارد تالقان شده بود پیوستند واو ازین امر شگفنه خاطر
کشته ملاحظت نامه با عبد الله خان نزد سپاه مقیم قندز فرستاد که ایشان را نوید نوازش از جانب والا جواثعش
داده آسوده خاطر سازد و خود سردار رفیع مقدار جهت تهیه علوفه و پول چندی در تالقان در نك فرمود
و افواج قندز از وصول نامه سردار نامدار خرسند شده خبرات بسیار صرف فقرا کردند و تهنیت نامه عریضه آسا
بسردار والا مرتبت فرستاده پیام دادند که بیقین خداوند یمانند با رو مددکار اهل اسلام است که روی دل سردار
سعادت اطوار را بجانب اینولا کرده است که مردم مملکت افغاستان و ترکستان متعلقه آنرا از پامال نمودن ملت
بیگانه ایمن نماید و پس از وصول این عریضه بشرف مطالعه سردار خجسته کردار دوروز دیگر بانتظار ورود
میرها بيك که در فیض آباد بازمانده بود توقف در امور نمود و چون او نیامد مشهور کرد که از چه در ورودش
باردوی ظفر شکوه مکن روی داده است و او در جواب معروض داشت که اکنون که تمامت سپاه ملتزم رکاب
نصرت همراه کردیده اند برکاب والا پیوستن من لزومی ندارد و سردار شجاعت دثار بر آشفته دوباره نگار داد
که اگر او نیاید لاجرم خودبدان سو رهسپار شوم و او بصوابدید ندیمانش که مبادا کرفتار نکبت شده مال
و منالش بغارت رود باشش هزار تن وارد تالقان کردیده ملازم رکاب سردار ستوده مآب کگشت چنانچه روز دیگر
او و میر محمد عمر ومير سلطان مرادرا با غیره بزرگان آن بلاد نزد خود طلبیده خواهش معاونت بپول و علوفه از ایشان
کرد و فرمود که چون اراده غزا دارم میباید بزرکان این ولایت باندازه توان وطاقت معاونتم کنند و هر خانه يك
راس گوسپند با يك جوال کگندم باجو حاضر آورد اینرا گفته وعده جواب را بفردا نهاده همه را رخصت بیرون
شدن از مجلس داد و از سردار محمد اسحق خان بمدينه مکتوب کذارش حال رسید که پس از رهسپار شدن
جانب میمنه واز انجا عزم هرات کردن احوال ندارم که چکونه و در کجا روز بسر میبرد و در هرجا که باشید
وارد مزار شریف شده مشغول انتظام آن مقام شوید و این نامه سردار عبد الرحمن خان در دشت ادخود بسردار
محمد اسحق خان که از نواحی میمنه روی بمزار نهاده بود رسیده سه روز پس از وصول نامه سردار عبدالرحمن خان
داخل مزار کشته از ورود خود و عدم علوفه آنجا نیز شهرداد و میران و بزرگان بدخشان که وعده جواب فردا
داده شده بودند نزدسردار عبدالرحمن خان حاضر آمده اظهار کردند که چون شما از راه حمایت ملت اسلام وارد اینمقام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
