BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 370

Page 370

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 370 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

(٣٦٣) (جلد دوم) (ذکر شر وشور ایام فتور افغانستان) (سراج التواریخ) خود را شکار زادها میر بخارا فرستاده بپامداد که هوا كاشتيار را بدولت روس ده در راه کابل برگیرید که ادای جزای اعمالات شما کرده شود ویک شب در حصار شادمان بسر برده شب دیگر را در شکی تاق گذرانیده و در دفوز قون تپہ شد و شش روز در آنجا درنگ کرده بعد در خواجه کلکون فرود گشت و درین منزل صداع نقصانی عارض حال سردار عبدالرحمن خان گردیده پس از سه روز بدون علاج صحت یافت و همدرینجا معلوم ومفهومش شد که شهزاده حسن بن میرشاه برادر میر جهاندار شاه خان خسرش با پسر عموهای خود میر محمد عمر خان بن میر یوسف علی خان ومير بايه بيك بن مير نصر الله خان ولايت رستاق وقطغن وبدخشان را در بین خود بالسويه تقسیم کرده شهزاده حسن در فیض آباد و میر محمد عمر خان در رستاق ومیر بايه بيك در کیشم اقامت حکومتی دارند بنا بر ان نامه از ورودش در خواجه کلکون همدست میر علم نام بشهزاده حسن فرستاده خودش رو بمنزل سوچه آب که از قلاع واقعه کنار رود جیحون و در مقابل قصبه رستاق اتفاق افتاده است نهاد و روز دوم وارد آنجا شده روز سوم از نهر جیحون عبور کرد و در قلعه از مضافات رستاق فرود گشته درین حال جواب نامناسبی از شهزاده حسن که مکتوبی از ورود مسعودش در خواجه کلکون باونگار وارسال داشته بود بمطالبه ساطعه او پیوسته از احداثی که نسبت بدو و برادر وغيره خاندانش فرموده بود متأسف گشت و جواب عتاب آمیز برای او نگار داده بفرستاد وچون شهزاده مذکور در شب اینروز هزار سوار مأمور کنار رود جیحون کرده بود که سردار عبدالرحمن خانر امانع از عبور شده نگذارند که باید بسو گذارد واو بخلاف پندار شهزاده حسن از نهر گذشته و در تاریکی شب بسواران اوا ز دور نمودار گشته بیست تن از سواران سردار عبدالرحمن خان که بمثابه قراول از پیش راه نورد بودند بمتك جانب آنان کشاد دادند و سواران شهزاده بدخشان از تهریختن استان خیال اینکه جمعیت زیادی در کنار سردار عبدالرحمن خان است فرار اختیار کرده شش تن از ایشان گرفتار کمند ادبار شدند وروز دیگر سردار خجسته سیر که صد سوار مسلح و ده سوار جهت برداشتن بیرق وغیره با خود داشت با دوازده هزار سوارۀ خصم مقابل شده مشاهده کرد که دوازده بیرق سوار بینا كابه روی بسوی او و همراهانش رهسپارند وچون بفاصله ربع فرسنگی بهم نزديك شدند سردار شجاعت دثار نظر افگنده دید که سواران غنیم بمثابه حادثه رسیدگان اندك اندك برا کنده میشوند و از سبب این امر چیزی بفکر سردار رفیع مقدار نرسید که از چه منتشر میگردند تا که جمعی دیگر از سواران غمرزاده شهزاده حسن سبك عنان وتسليم گویان راه نزديك کردند آنگاه سردار والا تبار همراهانش را اسم در نك کرده خود باچند تن نزديك بدخشانیان شد که برهم و آهنگ ایشان علم حاصل کند چنانچه بدیشان رسیده پرسید و پاسخ شنید که از راه پذیره ترداو آمده اند و او از راه تغافل بدیشان گفت که اگر کردن اطاعت در بند انقیاد او دارید ترك ازدحام نموده دسته دسته وجدا جدا نزد او شوید و ایشان پذیرای این گفته گشته چندی بن از زیر کان خود را برگزیدند که با او نزدمردار نیکو کردار شوند و این وقت سردار والا تبار پرده از روی راز برداشته خود را مکشوف نموده فرمود که کسیکه نزدش میروید منم ایشان متعجبانه سلام داده خواستار شدند که از اثر سواران شهزاده حسن تاخته دمند از روز کار ایشان برآرند و سردار عبدالرحمن خان پذیرای این امر نشده فرمود که برای خون ریختن اسلام وارد این مقام نشده ام اگر چنانچه سواران شهزاده حسن که رهسپار وادی فرارند بامن از راه اطاعت یار و مدد کار شوند باسیاه انگلیس که کابل را متصرف شده و در میان اسلام سكنه مملکت افغانستان تفرقه و نفاق انداخته است در آویزم اینرا گفته با ایشان راه رستاق بر گرفته در قلعه خارج از شهر رستاق فرود گشت و بزرگان شهر با تحفه وهدیه شایسته پیش آمده رشته اطاعت بگردن نهادند وهمه از عطای خلعت سر افرازی یافته مأمور شدند که تا چند روز دوهزار سواره و یکهزار پیاده مرتب ساخته بسالاری میربا با بيك جانب فیض آباد رهسپار شوند چنانچه تهیۀ پیاده و سوار را کرده رو بجانب فیض آباد نهادند و سردار عبدالرحمن خان نامه بمردم آنجا نگاشته مصحوب میر علم نامی که شهزاده حسن در وقت نامه بردنش چنانچه از پیش رقم گشت محبوس کرده و این وقت رها گشته بود بالشکر رستاق همراه فرستاد که ای گروه مسلمانان من بعزم محاربه اسلام درین مقام نیامده بلکه احرام جهاد بسته با نهاد این بلاد گشته ام که اگر شایاری نمائید برطبق امر خداورسول مشغول غزا شوم و همچنین نامه ديگر بنام میران آنجا مرقوم فرموده بمير بابا بيك سپرد كه من بقصد استر داد مملکت

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 370. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/370 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/370
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record