Machine transcription
(۳۳۷)
(جلد دوم) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان خان ) ( سراج التواریخ )
نیز باشند تا از عزم و اراده دولت روس که از راه افغانستان جانب کشور هند دارد ایشان کار کنان دولت
برطانیه را از روی دانشتکی آگاه کنند تا برطبق آنچه روی کار اید کار کرده بتمهید جنین اسباب مدافعه
آماده شود و ازین مکتوب نواب عطا محمد خان مقیم کابل را که سفیر دولت متبوعه او بود نیز
خبر داده مرقوم نموده بود که جواب رقیمه او را از امیر شیر علیخان حاصل نموده ارسال دارد چنانچه امیر
موصوف در وقت عرض و استدعای سفیر مذکور که خواهش جواب نامه لارد لیتین کرد نگارش فرمود
که هنگام ملاقات با لارد ابنو در امباله ذکر این مقوله بمیان رفته است که تا با اقوام افغان مشورت کرد ببه
صواب دید ایشان مطمعن نظر نشوم نمی توانم پذیرای این امر شوم زیرا که آنرا ضدان دولت برطانیه را بدون
رضای قوم در داخله مملکت راه دهم و آسیبی بدیشان برسد البته موالات بمعادات گراید و هم خودم بنقض میثاق
شهره آفاق گردم و پس از وصول این جواب امیر شیر علیخان عطا محمد خان سفیر را در هند طلبیده دلایل
و براهین خواهش خود و ثمره آنرا باو تعلیم و تلقین کرده دوباره از راه تتمای مزبور بکابلش فرستاد و امیر شیر
علیخان برفق جواب اولش پاسخ داده او لارد لیتین را آگاه کرد و او سفیر مذ کور را در خفیه مکتوب نمود
که بهانه امری راه هند برگرفته بامیر شیر علیخان وعده مراجعت خود را داده رهسپار شود چنانچه بهانه اینکه
اسباب خویش را در کابل گذاشته در قریه اسمعیل خان رفته سردشته زمینداری و کشت کاری خود را نموده
بکابل باز کردم رخصت خواست و چون اجازت رفتن یافت تمامت اسبابش را برداشته در کابل هیچ نگذاشته
رهسپار شد و امیر شیر علیخان پس ازوی بکاهی حال آگاه کشته بخود اندیشید که کار کنان دولت انگلیس
از سبب اقتدار اختیار نمودن دولت روس که بواسطه اقامت سردار عبدالرحمن خان در سمرقند اعتبار اتخاد
خود را با افغانستان نشر کرده و میکند آزرده کشته سفیر ایشانرا از راه تند، والت طلب هند کرده خواهند بود
الحق که چنین بود که امیر شیر علیخان تصور فرمود چنانچه از لشکر کشیدن دولت مذ کوره که مرقوم شده
می آید معلوم میگردد خلاصه امیر شیر علیخان سراسیمه کشته سید نور محمد شاه خان صدر اعظم را با میر آخور
احمد خان و میرزا محمد باقر خان بن میرزا علی اکبر خان از راه رسالت روانه پشاور ساخت تا با انگلیسان
از عهد دوستی و اتحاد پیشین که در بین موثق و مرتبط است در میان آورده و بیاد داده رشته میثاق را بیش از
پیش وثوق دهند و ایشان وارد پشاور شده نخست با انگلیسان از امور ماضیه سخن رانده هنوز زبان ردو قبول
باز و رشته گفتگو در شروط عهد سابقه دراز بود که صدر اعظم بدرود جهان گفته گوهر مراد جانبیم ناسفته
ماند و همراهان او جسدش را از راه مراجعت جانب کابل نقل داده در کتل یکلنگه شهزاده عبدالله خان ولیعهد
با تمامت اعیان و بزرگان با سر بدو والا گهر خویش طریق مشایعت پیش گرفته مراسم پذبره جنازه او را بجای آورده
در قبرستان موضع موسوم به حبه مدفونش ساخت و باز ماند کانش را بصبر و شکیبائی تسلی داده بنواخت
ذکر مامور شدن میرزا حبیب الله خان برسالت جانب پشاور
ذکر رسالت
میرزا حبیب
الله خان
مستوفی
و پس از چیدن بساط سوند سید نور محمد شاه خان صدر اعظم مرحوم امیر شیر علیخان میرزا حبیب الله خان
مستوفی را برسالت نامزد فرموده ملا شاه محمد خان و تاج محمد خان فوفل زائی و میرزا محمد طاهر خان بن میرزا
محمد زمان خان را با او همراء نموده جانب پشاور رهسپار ساخت و این ملا شاه محمد در زمان قضاوت ملا عبدالسلام
خان بقد هار جیده و دره احتساب در دست داشت و انگاه که ملا عبدالسلام خان بامر پادشاهی از قندهار
در هرات رفته بضبط و ربط مالیات و وجوهات آنجا پرداخت ملا شاه محمد را از جانب خود بکار وجوهات گذاشت
و پس از آنکه قاضی عبدالسلام خان در سال ۱۲۸۰ هزار و دویست و هشتاد هجری همرکاب امیر شیر علیخان
وارد کابل شده بمنصب قاضی القضاتی مفتخر گشت ملا شاه محمد را کاتب دیوان قضا مقرر نمود و آخر الامر
از سبب آنکه او با مردم دربار مراوده و رابطه تامه حاصل کرد قاضی عبدالسلام خان از حسد و رشک با او معاند
گشت چنانچه در هنگام فرار کردن سردار محمد یعقوب خان از کابل و محاصره نمودن قندهار و فرار کردنش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
