Machine transcription
( ۳۲۲ )
( جلد دوم ) ( ذکر وقائع عهد امارت مستقله اعليحضرت امير شير عليخان ) ( سراج التواريخ )
و سردار عبد الرحمن خان وعدۀ جواب این ملاطفت ها را با کشتن چند سخن دیگر از خود بروز سوم گذاشته از جای
برخواست و بخانش که در میمنه گاه همراهی نموده باز گشت و سردار عبدالرحمن خان جانب منزل خود شده از عرض
راه یکی از نوکران خان او را بر گردانیده اظهار کرد که خان در باغ شاهی جای برای شما تعین فرموده وهمۀ همراهان
شما در آنجا رفته اند و من جهت راه بلدی مأمور شده ام که شما را در باغ مذکور رسانم چنانچه با هم بقدر دو صدگام
از شهر بیرون گردیده داخل باغ شدند و سردار والا تبار دران باغ شاهانه منزل گزیده رحل استراحت انداخت
وبعد از دو ساعت خزانه دار خان نزد او آمده مژده داد که خان مرا امر کرده است که تا دولت طلا اکنی بکار
باشد بشما بدهم و مقارن اینحال فرستادۀ از جانب وزیر حاضر آمده همین نوید داد و سردار عبدالرحمن خان لشکر
واطمینان کرده گفت که در روزی پانزده روپیه کفایت مؤنتم کند زیاده بر آنرا کار ندارم و خزانه دار یا فرستادۀ
وزیر گفتۀ او را نزد خان تقریر کردند و خان در روزی هزار دانه طلا مقرر فرموده امر کرد که هر روزه در نزد
او گذارند چنانچه روز دیگر خزانه دار هزار دانه طلای مسكوك آورده پیش سردار سعادت اطوار نهاد و هم چند
گرفتن آن در طبیعتش ناگوار بود اما از کثرت الحاح خزانه دار که اظهار و اصرار کرد که اگر این طلا پذیرفته
نشود خان آزرده گردد پس ناچار یکی از خدام را امر نموده برداشت و همچنین یومیه هزار دانه طلا بهمان خادم
می سپرد و چون سردار باوقار در باب ملاقات دومین سه روز وعده داده و تأخیر وز بملاقات نرفت وزیر خان حاضر
آمده از سخنانی که خان بعد از سه روز وعده گفتن داده بود بخاطرش آورد و سردار عبدالرحمن خان لب بگفتار
کشیده گفت که آنچه را من اندیشیده ام اینست که با چندین از زير كاران مملكت از راه صوابدید خان و معتمدالش
در بطرز بورغ نزد امپراطور روس رفته دیوار مواضعه و معاهده سدید برافرازم زیرا که امور حکومت شما متأثر
انتظامات سلطنتی اند و بر سوم الوسی اجرای کار را منوط داشته اید میشود که بعد از يك یا دو سال دولت روس
عزم تسخیر این مملکت جزم کند وملک را متصرف شود واورفته همۀ این کسانرا با شمابحبس و زندان بیان کرد
وا و اعیان و بزرگانرا طلبیده اختیار این مدعا نمود و ایشان که از خود بزرکتری را ندیده بودند گفتند که دولت روس
را باما کاری نیست و اگر چنانچه سردار افغان بیان کرده است آهنگ این ملك كند آلات جنگ آماده اند
و مردان نام و ننک ایستاده دولت روس را زبون و از ملك بيرون كنند و روز دیگر وزیر رضای خان و خود را
( ۱ ) ابراز باستبعاد و ابای دیگران نزد سردار عبدالرحمن خان بازداشته ابرازی ابراز (۱) داد که خانرا عزم آن در ضمیر است
معنی اظهار که خواهرش را با شما عقد مزاوجت بسته و دو شهر را از هفت شهر یکه دارد بشما سپارد بعد با هستکی امر را که شما
اندیشیده اید با دولت روس بروی کار آرد و او جوابداد که ازین ارادۀ خان میباید تبراهای حسد بزرگان این ملك
را نشان شوم امترا گفته نیز بزبان راند که حال کامدیم که ازین مملکت بیرون شده در بخارا روم زیرا که بدانم و
امور ضروریه بسیار دارم و وزیر در جواب اینکلام او گفت که این حرفها سردار محمد اسحق خان که در بخا را
بمکه المکرمه گذشته است و نیز جمعی از خدمتگنها که از دست نائب محمد علم خان از بلخ در بخارا پناه برده اند نان خشکی
نمییابند پس شما چرا آهنگ آنجا کنید میباید خود؟ خودر ا از انجا در ینولا بطلبيد و او که در خ منم در نهایتش نبود
لب متکلم کشوده در جواب وزیر گفت که بهر عنوان که بتوانید رخصت حر کتم حاصل کنید و خان بکراهت
پذیرفتار گفتار سردار والا تبار شده یکصد و پنجاه اشتر مایه را آرد و جو و نان روغنین و خیمه و فرش و ظرف
و چهل تخته قالین برای توشه راه و تحفه بار کرده بیست تن بنده جهت خدمت بسردار رفیع مقدار بخشید و دوصد
رأس گوسپند بابرنج و روغن زیاد همراهش مقرر فرموده بعد باهم وداع کرده راه بخارا بر گرفت
ذکر ورود ذکر ورود سردار عبد الرحمن خان در بخا را
سردار عبد ( و سر گذشت او در آنجا )
الرحمن خان و از خیوه بعد از طی پنج منزل وارد کنار رود جیحون شده عبور کرد و در منزل نود و شور آب خان فرود
در بخارا کشته از آنجا جهت روز در منزل قره کول نزول نموده در آنجا تبريك نامه های وصولش از جانب سردار محمد
اسحق خان و خادمان خودش که در بخارا بودند بمطالعه اش پیوسته از آنجا روز سوم وارد بخارا کشت و چون
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
