Machine transcription
( ٣٠٦ )
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت دوباره اعلیحضرت امیر شیرعلیخان ) ( سراج التواریخ )
ذکر محاربهٔ بزنه خان و هزیمت یافتن امیر محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خان
ذکر محاربهٔ بزمهخان وهزیمت یافتن امیر محمد اعظم خان و سردار عبد الرحمن خان
ومقارن مسخر نمودن نایب محمد علم خان ترکستان را امیر محمد اعظم خان که با لشکر در روضهٔ اعلیحضرت سلطان محمود نور الله مضجعه اقامت داشت با سردار عبدالرحمن خان سخن از محاربه در میان آورده فرمود که میباید قلعهٔ بزنه خان را که خاصه داران امیر شیرعلیخان در ان اقامه دارند غارت نمود تا خلل در کار امیر شیرعلیخان افتاده متزلزل شود و سردار عبد الرحمن خان از سبب کثرت برف وشدت سرما وبعد مسافت وقرب اردوی امیر شیرعلیخان نخست رای عمش را نپسندیده بعد از اصرار و ترغیب او راه بر گرفته هنگام عصر نزدیک قلعه رسیده خاصه دارانرا بمحاصره انداخت و هر چند از جهالت بسوی اطاعتشان هدایت کرد قلعه گیان نپذیرفته قلعه را هدف گلولهٔ توپ ساخته قلعه کشائی پرداخت وتا که شب شده جهان تاریک گشت کاری از پیش نبرده شب را همچنان در میان برف بدون آتش بسر برده جنرال نصیر خانرا با پنج فوج پیاده وبیست وچهار ضرب توپ وبیست بیرق خاصهدار وچهار هزار سوارهٔ نظام بشب (١) حیل ومواضع مستعده بپاسداری گماشت و جاهای جنك فردا را بلوح خاطر نقش بسته کس در لشکر که فرستاده امیر محمد اعظم خانرا باهزار سوارهٔ نظام و پنجصد سوار کشاده از سواران قطغن که سالار ایشان میر سلطان مراد خان بود وسه فوج پیاده و هجده ضرب توپ جلوی از لشکر گاه بمعاونت طلبیده پیام داد که بتعجیل وشتاب خود را تاطلوع آفتاب بزنه خان برساند واو از شدت سرما در شب حرکت نکرده تصمیم عزم نمود که در وقت طلوع آفتاب راه معاضدت بر گیرد وجنرال نصیرخان نیز در تکاپوی حفاظت وپاسداری طریقهٔ نا استواری اختیار کرده مواضع نهادن اثواب را که سردار عبدالرحمن خان معین فرموده بود ترك کرده از کمالت حفاظت وهوشداری تفود چنانچه بامدادان که امیر شیرعلیخان بآهنگ جنك از منزل شش گاو روی بسوی بزنه خان نهاد هنوز جنرال نصیر خان از خواب غفلت بیدار واز بادهٔ تمیزی هوشیار نشده بود که سپاه امیر شیرعلیخان راه نزديك کرده آگاه گشت و سواری نزد سردار عبدالرحمن خان فرستاده آگاهش کرد واو با چهل سواریکه حاضر رکابش بود بسرعت راه فراز شدن بر گرفته بکوه برشد و اتواب وجباخانه را بدون محافظ و اسپ و توپچی بروی هم ریخته مشاهده کرده از جنرال نصیرخان جویای حال شد وجواب شنید که آحاد وافراد پیادهٔ نظام و توپچیانرا از شدت سرما رخصت لشکر گاه داده است و هردو باهم سرگرم این گفتگو بودند وهنوز اتواب را آماده نساخته ملازمان آنها تکاپوی مینمودند که بروی کار آرند که سپاه امیر شیرعلیخان در رسیده سرهای کوه را تمام فرا گرفته سه هزار سواران نظام را که در دامنهٔ کوه قیام داشتند هدف گلولهٔ توپ وتفنك ساخته تمام سپاه سردار عبدالرحمن خانرا در تزلزل واضطراب انداخت واز کثرت گلولههای توپ وتفنك سواران مذکوره تاب درنك نياورده راه هزیمت بر گرفتند و از مشاهدهٔ اینحال سوارانیکه حاضر رکاب سردار عبدالرحمن خان بودند نیز فرار اختیار کرده بجز ده سوار دیگران همه رفتند وسه صد سوار از سپاه امیر شیرعلیخان راه تعاقب بر گرفته بتاختن از سردار عبدالرحمن خان در گذشته او نیز با ایشان همعنان شد و ایشان که سرگرم تاخت و تاز بودند امتیاز ان نکردند که سردار عبدالرحمن خان همعنان ایشانست یا سالار خود ایشان وسردار مذکور همچنان اسپ میراند تا که از سواران متعاقبین امیر شیرعلیخان جدا گشته بسواران هزیمت یافتهٔ خویش که یکجا شده در جستجوی او بودند پیوست و پس از ملحق شدن او سواران شکست خورده اش از هر گوشه و کنار فراهم گردیده جمعی زیاد شده سواران امیر شیرعلیخان از جرات وجسارت بازمانده مراجعت کردند وسردار والا تبار پس از باز گشتن سواران امیر شیرعلیخان با همراهانش بتان ره نورد گشته بامیبر محمد اعظم خان که از بنواقعه بخبر بود پیوست آگاهش کرد و از سمر گشتن اینخبر سوارانیکه در رکاب امیر محمد اعظم خان بودند فرار کرده از تمامت سپاه سه صد سوار با ایشان همراه مانده دیگران همه سر خویش وطریق هزیمت پیش گرفتند وسردار عبدالرحمن خان در چنین حالت از عمش از چهل صندوق طلای مسكوك که در بنه داشت پرسیده جواب واقف نبودنش را از و شنیده ساکت شد ومقارن اینحال سوار بسیاری نمودار گشت که از عقب ایشان راه بر گرفته بودند پس امیر محمد اعظم خان با سوارانیکه حاضر بودند طریق فرار اختیار
(١) شب یکسرشین را میگویند کوه رکه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
