Machine transcription
(۲۸۳)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیاحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
خان و خسر سردار محمد علیخان پسر امیر شیر علیخان و خداویردیخان و یکران غلام بچه احمد علیخان بن سردار محمد
علیخان مرحوم و جان محمد خان بامیز خیل و منسوبان ایشان و ملک شیرگل خان و اکثری از دیگر الو سات جدران سردار
محمد رفیق خان را بهانه شرارت ساخته از راه کوه صافی در علاقه تگاب رفتند و مردم فتنه جوی آنجا و غیره
مفسده خویانرا بدورشان انجمن کرده سلسله جنبان شورش و آشوب شدند و مقارن اینحال امیر شیر علیخان
سپاه دیگر ترتیب داده بسالاری سردار محمد شریف خان و سردار احمد خان و سردار محمد زمانخان و سردار محمد
حسن خان و سردار محمد کریم خان و سردار جلال الدینخان و سردار محمد اسمعیل خان و همه سوارانیکه در قندهار
بودند و مجموع شش هزار تن میشدند امورات ملکی و نظامی کابل را نیز بسردار محمد شریف خان تفویض کرده
روانه کابل فرمود
ذکر لشکر کشیدن سردار محمد ابراهیم خان
( از کابل بعزم تقابل سردار عبدالرحمن خان )
و چون سردار محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خان بقراریکه ذکر شد وارد غوربند شدند سردار محمد
ابراهیم خان از جبهه چپ و دو فوج پیاده هشتمدی که حاضر دار السلطنه کابل بودند پانزده فوج را با چند
ضرب توپ و جمعی از سواران درانی و غلجایی و قزلباش بسالاری سردار فتح محمد خان و جنرال میر حیدر خان
از راه کوهستان مامور تتم دره و کتل چرنک ساخت که در آنجا رفته بعزم سدراه سردار عبدالرحمن خان و بخش
اقامه گزینند و خود با جمعی دیگر از خوانین چون حافظ جی صاحب و سردار شاه دوله خان و غیره و یازده فوج پیاده و چند
عراده توپ بافسری جنرال شیخ میر و اسوحی از سوران ملکی از شهر بیرون شده قلعه قاضی را لشکرگاه ساخت که
اگر سردار محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خان از راه سرچشمه روی بسوی کابل نهند بمدافعه پردازد
و مقارن اینحال سردار محمد شریف خان که از قندهار رو بکابل نهاده بود در رسیده سردار محمد ابراهیم خان
و تمامت بزرگان و منصبداران اردو در ارغنده بپذیره رفته باعزاز واکرام در لشکر گاه فرودش آوردند و شب را
بضیافت نگاهداشته روز دیگر سردار محمد شریف خان داخل کابل شده در جای سردار سلطان احمد خان واقع
خواب گاه که مملوک زوجه اش بود فرود کشت و روز دیگر سردار محمد ابراهیم خان و اعیان اردو از راه بازدید
در شهر آمده مراسم ملاقات بیای رفت ولشکر را بامر سردار محمد شریف خان از قلعه قاضی مراجعت داده در
باغ شاه فرود آورد و خود سردار محمد ابراهیم خان در باغ سردار غلام حیدر خان مرحوم جای گزید و پس از
سه روز سردار محمد شریف خان باسردار جلال الدینخان جهت دیدن آرایش سپاه مقیمه تمدوه و کتل چرنک
از کابل راه بر گرفته وارد چاریکار شد اما بعزم واراده اینکه اگر تواند جانبین را از محاربه باز داشته کار را
بمصالحه فیصله نماید تاخونها بهدر ریخته نگردد و چون وارد تمدوه شد نامه از سردار محمد اعظم خان نیز
بر وفق اندیشه واراده او رسیده لشکر را باسردار فتح محمد خان بعزم صلح از انجا جانب کابل کوچ داد و خود
از راه مصالحه در غوربند نزد سردار محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خان شد وازانجا باتفاق هم جانب کابل
کوچ داده وارد چاریکار شدند و سردار احمد خان و سردار محمد زمانخان که از قفای سردار محمد شریف خان
بهانه همراهی او از کابل بیرون شده در نجراب نزد سردار محمد رفیق خان که طریق مخالفت امیر شیر علیخان
بر گرفته بود رفته بودند با او و جمعیتی از قوم صافی و غیره آمده باردوی سردار عبدالرحمن خان پیوستند بعد با وجود کثرت
و فر از چاریکار رو براه نهاده وارد تره خیل شده در انجا اقامه گزیدند و در انجا ملا محی الدین افغانی و ملا میر آفتاب
کابلی از راه اطاعت شرفیاب حضور سردار محمد اعظم خان شده با آنکه حرف صلح در میان بود تسخیر کابل را
بعهده گرفته در ازای آن قاضی القضاتی و تولیت اوقاف را برای خود وعده گرفتند و پس ازان سردار عبدالرحمن
خان با هزار سوار بفر از تلیکه بقرب لشکر گاهش بود برشده سپاه کابل را که در باغ شاه و خواجه رواش فروکش
کرده بود بدور بین مشاهده کرده همه را آرام و آسوده دیده قراول برزیرتل گذاشته مطمئن خاطر بلسکر گاهش
ذکر لشکر
کشیدن سردار
محمد ابراهیم
خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
