Machine transcription
(۲۸۲)
( جلد دوم ) ( ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیرعلیخان ) ( سراج التواریخ )
که کشیده و بجهری که از دولت انگلیس دیده بود بیای برد و سردار عبدالرحمن خانش بمنزله پدر شمرده خــــدا
را بسی شکر و ثنا گفت و پس ازده روز باهم ابواب ارسال رسائل را بابزرگان مملکت گشوده از بامیان
برخواسته وارد غوربند شدند و سردمها استقبال همی نمودند -
( ذکر مخالفت نمودن سردار ولی محمد خان )
باامیر شیرعلی خان وفتنه او
و در خلال احوال مذکوره سردار ولی محمدخان که ازطرف امیر شیرعلی خان محکومت مأمور بود از ترك
سلطنت کردن امیر شیرعلی خان وورود سردار عبدالرحمن خان در ترکستان واطاعت کردن سردار فیض محمد خان با او
وبیرون شدن سردار فتح محمد خان از ترکستان خائف گشته از سبب مخالفت سردار فیض محمد خان برادرش او نیز
روی دل از امیرشیرعلی خان بر تافته بهوای ریاست افتاد وبزر گان کابل و اطراف را در خفا بدیده هزاران روپیه بذل کرد
تا که خبرگدار او بسمع گذشته در قندهاربامیر شیرعلی خان رسیده غیرت سلطنت گریبان گیرش شده زمام مهام امارت را که وا
گذاشته بود باز در کف گرفته بترتیب سپاه پرداخت و بکمال سرعت هشت فوج پیاده هشتصدی نظام مرتب ساخته با توپخانه
بسالاری صفدر علی خان برادر ناظر حسین علی خان قزلباش جانب کابل گسیل فرمودہ امر کرد که اگر سردار ولی
محمد خان منیت کج امن خلاق شود باتفاق سردار محمد یوسف خان که در کابلست و عصمت الله خان وارسلام خان جزای
کار او را در کنارش نهند و شهر واطراف را نيك محافظت کنند وانگاه که او بالشکر وارد کابل شد سردار ولی محمد خان از
تدبیربکه اندیشیده بود بازمانده دربالاحصار با دامەن اصطبار پیچید وسردار محمدیوسف خان باصفدر علی خان وعصمت الله خان
وارسلام خان بمحافظت شهر و بالاحصار و حراست سردار ولی محمدخان پرداخته نيك پاسداری همیکردند که جائی نرود
وفتنه نینگیزد واور اخوف مستولی شده از بالاحصار برآمده در باغ علیمردان بجای سردار زکریا خان اقامه گزید
وششصد تن از مردم کابل را نوکر گرفته بخود داری و پاسداری خویش مواظب گشت و که ومه را روپیه داده
در خفا با خود یارومددکار همی ساخت تا که سردار عبدالرحمن خان وارد غوری وبامیان وغوربند گشته امیرشیر
علیخان آگهی یافته سردار محمد رفیق خان و جنرال شیخ میررا با اکثر از سرداران که درقندهار بودند و چهارده
فوج پیاده هشتصدی و هشت رجت رساله چهار صدی بسالاری سردار محمد ابراهیم خان پسر خویش بعزم
مدافعه سردار محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خان ازقند هار حانب کابل گسیل فرمود واز انجمله سردار
محمد رفیق خان که امیر شیر علیخانش باعث قتل سردار محمد امین خان و سردار محمد علیخان میدانست چنانچه
بارها میگفتش که اینعداوت خانگی و اسباب خانه خرابی همه از تست از خود خایف بود که وقتی کیفر کارش
بکنارش نهاده خواهد شد خلاصه چون وارد کابل شدند سردار ولی محمد خان که با سردار محمد رفیق خان
الريش دوست وچون دومغز دريك پوست بود اورا از امیرشیر علیخان خائف یافته درخفا باخود متفق ساخت
وبواسطه او تمامت زرگان کوهستان و بعضی از اعیان طوائف غلجائی را دیده و افسران سه فوج پیاده را نیز
اغوا کرده همه را در فتنه باخود شريك و انباز نمود و بمخالفت سردار محمد ابراهیم خان برخواسته با همگنان
عهد ببست و پنج لك روپیه از خود بمردم ملکی ونظامی که اغوا کرده بود بتوسط سردار محمد رفیق خان
عطا کرد و از غفتی سردار محمد ابراهیم خان وجنرال شیخ میرآگاه گشته با دیگر هواخواهان امیرشیرعلیخان کنکاش
کرده قراردادند که سردار ولی محمد خان را بهانه امری طلبیده محبوس کنند چنانچه اورا در زندان انداخته
سردار محمد رفیق خان بشفاعتش برخواست و چون اورا در مخالفت با سردار ولی محمد خان متحد دانسته بودند
جنرال شیخ میرش از گریبان گرفته بخانه دیگر زندانش انداخت و سردار فتح محمدخان که او را مجرم نمیدانست زندان
انداختنش را حمل بر مناقشت و عداوت جنرال شیخ میر کرده نزد سردار محمد ابراهیم خان شده باووجنرال مذکور
گفت که چنین خادم راست کار را رنجر نمودن باعث ناامیدی دیگر خدم خواهد شد و شفاعتش کرده ایشان او را رها
داده درخانه خودش فرستادند و سردار فتح محمد خان ازقضای اورفته تسلی بسیارش داد و اسب عربی سواری خود را
باو بخشیده معاودت کرد و روز دیگر سردار محمد رفیق خان باتفاق سرفرازخان بابکر خیل حال سردار محمد سرور
ذکر فتنۀ
سردار ولی
محمد خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
