Machine transcription
(۳۸٤)
( جلد دوم ) ( ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
باز گشت و بامداد روز دیگر باز برپشته مذکوره فراز شده اثری از اسباب محاربه ندیده فرود شد و آسوده خاطر
ذکر کشکاش
هواخواهان
امیر شیر علی
خان
مواظبت امور مهمه سپاه و کاروبار خویش پرداخت - کشکاش کردن کار گذاران و هواخواهان امیر شیر علیخان
باینکه سردار محمد افضل خانرا ببرادر و پسرش سپرده کار را بمسالمت انجام کنند و در روز پس از صعود وهبوط
سردار عبدالرحمن خان بر پشته مزبوره و دولتخواهان امیر شیر علیخان خود را مغلوب دیده باهم مشورت کرده
قرار دادند که سردار ولی محمد خان را از زندان کشیده وعذر حبس اورا خواسته از راه طلب صلح نزد سردار
محمد اعظم خان وسردار عبدالرحمن خان بفرستند چنانچه از محبس کشیده عذر محبوسیتش را سردار محمد ابراهیم
خان بتقصیر گفتن خویش خواسته نزد سردار محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خانش فرستاده پیام دادند که
باسپاه در جلال آباد رفته زمستان در آنجا بسر برند تا از امیر شیرعلیخان کس فرستاده مملکت غنایم نقسم دار محمد
افضل خانرا روانه کابل نماید که تا مهد ترکستان رفته آن مملکت بقرار سابق از ان او باشد و کابل وهيرات و قندهار
و غزنین و جلال آباد را از امیر بوده قناعت ورزد و ایشان رها شدن سردار محمد افضل خان و رفتن ترکستان را
پذیرفته از رفتن در جلال آباد ابا کردند زیرا که بخود اندیشیدند که اگر در جلال آباد رویم از ترکستان دور میشویم و
انتظار ما بترکستانست پس اگر در جلال آباد باشیم و امیر شیر علیخان رای هواخواهانش را مسلم ندارد البته متساحل شده
بهیچ جانب دست ستیز و پای گریز نخواهیم داشت پس پیام دادند که از تره خیل کوچیده چهل روز در کوهستان
اقامت گزینم تا که احوال امیر شیر علیخان از قندهار رسد واقامت کوهستان را از بهر آن اختیار کردند که در
صورت عدم قبولیت امیر شیر علیخان صوابدید هواخواهانش را ومغلوبیت ایشان مانع در مراجعت جانب ترکستان
نداشته باشند و کابلیان قبولیت معنی کرده بحوالة ايشيك آقاسی شیردل خانزا در قندهار نزدا میر شیر علیخان فرستادند که سردار
محمد افضل خانرا با خود در کابل آرد وسردار محمد اعظم خان با سردار عبدالرحمن خان از تره خیل بجانب کوهدامن
کوچ داده سردار محمد اعظم در چاریکار و سردار عبد الرحمن خان در قریه قلسچاق کوهدامن فرود کشته
از دورا بدهات تقسیم کردند که از سرما آسیب وزیانی نبینند وعترصد رسیدن احوال از قندهار نشستند .
ذکر رفتن
سردار فتح
محمد خان در
جلال آباد
ذکر رفتن سردار فتح محمد خان
( وسردار یحیی خان مرحوم در جلال آباد )
و پس از احوال مذکوره قرار داد مزبور سردار فتح محمد خان و سردار یحیی خان با چهار فوج پیاده و يك فوج سواره
وشش ضرب توپ و سواره کشاده و جنرال میر حیدرخان و جنرال ولید محمد خان آهنگ رفتن جلال آباد کرده سردار محمد
یوسف خان را نیز تکلیفی همراهی کرد واو قبول کرده لیکن همعنانش نرفت و پس از انکه او وارد جلال آباد شده درباغ
سردار غلام حیدر خان مرحوم منزل گزید وی از عقب او رفته چندی با او بسر برده بعد در موضع کچ بجای عصمت
الله خان خاوی خود رفته گاه گاهی نزد سردار فتح محمد خان میشد و اننگاه که ماه رمضان بسر رسید وايشيك آقاسی شیردل
خان نزد امیرشیر علیخان شرف بار حاصل کرده از سبب وعده وقراریکه با سردار محمد اعظم خان وسردار عبدالرحمن
خان داده بودند مورد عتاب گشت و با مر او بغزنین مراجعت کرده خود امیر شیر علیخان بتهیه لشکر و بسیج سفر کابل
پرداخت و از سفر گفتن ایلچی خلاف قرارداد یکه خیر خواهان امیر شیر علیخان کرده بودند ظاهر گشته سردار
محمد اعظم خان وسردار عبدالرحمن خان در اواخر ماه حوت که دم سردی هو افرو نشست جانب کابل جیش در جنبش
آوردند و سردار محمد رفیق خان را با مردم الوسی تکاب و نجراب از راه تره خیل مأمور کرده خود با تمامت سپاه
وسردار محمد شریف خان راه کاریز میر بر گرفتند که از جانب پغمان وارد شهر کابل شده متصرف شوند
ذکر فتح قلعه
دوده مست
ذکر محاربه سردار عبد الرحمن خان
( وفتح قلعة دوده مست )
و پس از ورود در کاریز میر نخست سردار عبدالرحمن خان با دو هزار سوار و دو بیرق خاصه دار وشش ضرب توپ
صاعقه باره طبری بالای سرتیپ عزیز الله افغان که باده بیرق خاصه دار در قلعه دوده مست قرار داشت حمله نموده دیوار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
