Machine transcription
(٢٥٨)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیرشیرعلی خان ) ( سراج التواريخ )
که قدم بمرحله چهار ده سالگی نهاده بود بحکومت هرات کاشته جرنیل فرامرز خان وجنرال ولی محمد خان را
بادو فوج پیاده هشتصدی از افواج کابل وسه هزار سوار از مردم درانی وغلجائی وقزلباش وغیره ودوازده ضرب
توپ كوچك ويكضرب توپ نه منی وتوپ چهارباری و ابواب سابقه هرات وهشت فوج پیاده نظام هراتی و خوانین
ملکی و سوارانش که در تحت رایت سردار سلطان احمد خان و اینوقت داخل سپاه او بودند نزد سردار محمد
یعقوب خان گذاشت وقاضي عبد السلام خان را بقضاوت وملا شاه محمد را بافتای محکمه شرعیه آنجا نامزد فرمود
وسردار محمد علی خان بن سردار سعید محمد خانرا باسردار عبد الله خان ناصری وناظر محمد نعيم خان وايشيك
آقاسی عطاؤ الله خان وايـشيك آقاسي عطا محمد خان وعبد الظاهر خان باركزائى بخدمتش تعين كرده میرزا غلام
صديق خان را بسر دفتری سرافراز ساخته امور دیوان را بدو تفویض فرمود وخود باهمه برادران وبقية سپاه راه
کابل بر گرفت و از جمله برادرانش سردار محمد اعظم خان بأنديشه معاندتیکه از امیر شیر علیخان در دل داشت
ببهانه امری در شهر درنك كرد كه از قضا جاده چا شود و امیر شیر علیخان که از او چیزی در خاطر نداشت
سه روز در پل مالان جهت رسیدن او توقف کرد که باهم رهسپار قندهار شوند چنانچه پس از وصول او
باردو از پل مذکور طبل کوچ نواخت وبمزاريكه حضرت ضياء الملة والدين مرحوم امير عبد الرحمن خان در
روزنامه خود نگار داده است که سردار محمد اعظم خان وسردار محمد امين خان وسردار محمد اسلم خان از حسديكه
امير شير عليخان بواسطه خدمات شایسته اش در محاصرة هرات وغیره نزد والد ماجدش عزیز ومحترم بود هر
سه تن از عناد او باسردار سلطان احمد خان طرح موافقت انداخته از تجني امير كبير را از خود آزرده ساخته
بودند و باامیر شیر علیخان سرگران بوده راه معاندت همی پیمودند فقط چنانچه سردار محمد اعظم خان پس از
رسیدنش در پل مالان از امیر شیر علیخان رخصت حاصل کرده در روضه باغ که دو کروه ازپل مزبور مسافت
داشت فرود شد و همچنان در وقت کوچیدن امیر موصوف از پل مذکور معطل نکرده رهسپار منزل میر داود
گشت و بامير شير عليخان پیام داد که من در منزل مسطور فرود گردیده حین وصول موكب پادشاهی با اردو
همعنان شوم و امير شير عليخان پیام او را صدق دانسته چیزی نفرمود واو وارد منزل میر داود شده بدون درنگ
آهنگ منزل دیگر کرد و برای امير شير عليخان که از حال خویش غافلش سازد باز پیام فرستاد که چون از اینجا
تا اسفزار آذوقه نیست ناچار بدون توقف رهسپار موقف دیگر شدم که علوفه بدست آرم و پس از فرستادن این پیام وقتیکه
باسفزار رسید تمامت همراهانش را باسامان واسبابیکه داشت در انجافرو گذاشته از جمله دویست و پنجاه سوار و بقدر کفاف
علوفه برداشته براه بلدی محمد حسین نام هراتی که از نوکران سردار محمد عظیم خان مرحوم بود بیراهه طریق فراز
اختیار کرد واز راه غورات و هزاره جات جانب كابل روی نهاد و چون وارد موضع کوده واقع علاقۀ دای
میرداد هزاره شد از خوف سردار محمد علیخان بن امير شير عليخان كه حكومت كابل داشت جرأت داخل شدن
در کابل نکرده از راه شیخ آباد علاقه وردك وارد برکی راجان علاقه لهو گرد گردید و اینوقت سردار محمد علیخان
حاکم کابل آگاه گشته سواره وپیاده بسیاری ازمردم ملکی علاقه چهاردهی وغیره نواحی کابل وشهر وچنداول
بسر کردگی ارسلان خان غلجائی و غیره بزرگان کوهستانی و کابلی وقزلباش در علاقه لهو گرد فرستاد
ولیکن سردار محمد اعظم خان قبل از رسیدن این لشکر ازخواهش خوانین وملکان لهو گرد که نزدش فراهم
شده خواستار آن شدند که با ازعلاقه لهو کرد بیرون شود نامردم آن علاقه موردعتاب وسیاست پادشاهی نگردند
پادست بسته بسردار محمد علیخانش سپارند توقف واقامت را درلهو کرد دشوار دانسته رو جانب خوست وزرمت
وکرم که محال جایگیرش بودند نهاد ولشکریکه سردار محمد علیخان مأمور کرده بود پس از بیرون رفتن سردار
محمد اعظم خان داخل لهو گرد شده ازحزم و احتیاط در انجا اقامت گزید تا اگر سردار محمد اعظم خان مصدر
فتنه گشته شورشی برپای کند سد راه او بوده نگذارد که پای بدان مرزار گذارد وامير شير عليخان که رهسپار
دیار قندهار بود از گریختن او هیچ در دل جای نداده بقية تبعة اورا که فرو گذاشته گریخته بود باخود برداشته
وهمه را تسلی ودلجوئی داده رو براه نهاد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
