Machine transcription
(٢٥٩)
( جلد دوم )
( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان )
( سراج التواریخ )
ذكر محبوس کردن نیمه سردار محمد اسلم خان * ( او را و فرار کردنش )
وهمچنان از قفای سردار محمد اعظم خان سردار محمد اسلم خان نیز پیش رفتن اختیار کرده چون در منزل اسفزار رسید خواست که با همراهانش از راه غورات داخل هزاره جات که جایگیرش بود شده با امیر شیر علیخان طرح معادات اندازد و همراهان رکابش از اندیشه ناصواب او خبر یافته روی از وی بتافتند و محبوسش ساخته بدو گفتند که هرگز مرتکب امرنك حرا می نشویم و بپادشاه راهی خلاف اطاعت نپوئیم و پس از قید کردن او ماجرا را بحضور امیر شیر علیخان معروض داشتند و او ایشیک آقاسی شیر دلخان را باسه هزار سوار از اردو فرستاده امر کرد که او را محبوساً به پیشگاه حضور حاضر سازد و هر گاه نوکرانش بممانعت پردازند همه را از دم تیغ گذراند و او سردار مذکور را از ده مغلان واقع قرب اسفزار با خود برداشته نزد امیر شیر علیخان حاضر کرد و نخست او را مورد عتاب فرموده بعد از راه برادری دلجوئی داده بحالت اولش برقرار داشت اما او از عداوتیکه نسبت با میر شیر علیخان در دل داشت خصمی و هم چشمی را فرو نگذاشت چنانچه از اسفزار تا منزل عمارت هر کار در همیار شده در شب ا آنجا با چهار سوار از اردو بیرون گشته تمامت مال و اسبابش را گذاشته از راه مقاطعه روی فرار بجانب هرات نهاد و از راه اوبه و خواجه چست داخل هزاره جات گردیده بسردار محمد حسین خان برادر اعیانی خود پیوست و امیر شیر علیخان فوج متعلقه او را با اسباب و ادواتش بسردار محمد عثمانخان سپرد که نگاهداری نماید و پس از وی دیگر سرداران که حاضر رکاب امیر شیر علیخان بودند بتحريك و التماس سردار محمد حسن خان بشفاعت سردار محمد اسلم خان برخاسته عرض و استدعا کردند که مشار الیه از جهالت باز وحشت جاده پیمای بطالت شده است برادرش سردار محمد حسن خان را باحسان نواخته روانه هزاره جات فرموده شود که او را با ورود موکب والا در کابل هدایت کرده شرفیاب حضور سازد و امیر شیر علیخان مسئول شان را بگوش قبول شنیده سردار محمد حسن خانرا از راه قندهار برخصت هزاره جات داد و در منزل مزار ملا عثمان واقع کرانی علاقه فراه سردار محمد شریف خان حکمران فراه از راه پذیره وارد اردوی معلی شده شرف پابوس دربار اعلیحضرت والا را حاصل کرد و شب را در محفل حضور بسر برده بامدادان رخصت مراجعت یافته جانب فراه معاودت کرد و امیر شیر علیخان منزل بمنزل طی مراحل کرده چون وارد منزل واشیر گشت و از سبب فرار کردن سردار محمد اعظم خان و سردار محمد اسلم خان در دل تشویشی داشت و هم سردار محمد امین خان حکمران قندهار را چنانچه از پیش رقم گشت با خویش مخالف می پنداشت پس باندیشه آنکه مبادا سردار محمد امین خانش از در آمدن قندهار مانع گردیده حادثه روی دهد لاجرم سردار خوشدل خان و قاضی عبدالرحمن خانعلوم را پیشتر از خود روانه قندهار فرمود که سردار محمد امین خانرا اگر هوای مخالفت در سر داشته باشد باندرز و نصیحت بشاهراه هدایتش آرند چنانچه ایشان از واشیر با نوار و شبگیر اسپ رانده وارد قندهار شده سردار محمد امین خان را همچنانکه امیر شیر علیخان فهمیده بود بر خلاف دیده بمواعظ دلپذیر از خیالیکه در دل داشت باز گردانیده باستقبال نمودن امیرش بر انگیختند چنانچه از در پذیره بیرون شده در منزل عاشقه واقع هفت کروهی شهر قندهار وارد اردوی امیر شیر علیخان گردیده شرف پابوسی دربار حاصل کرده از انجا با هم رهسپر شدند و چون وارد قندهار گشتند امیر شیر علیخان در باغ سردار محمد امین خان شرف نزول افگنده سردار محمد امین خان بارك در شد و در جایئنگاه روز دیگر که امیر شیر علیخان با سردار محمد رفیق خان و مستوفی میرزا عبدالرزاق خان در زیر خانه اندرون باغ خلوتانه صحبت داشت سردار محمد امین خان باراده سلام وملاقات حاضر شده خواست که بخلوتگاه در آید قاپوچی مانع گردیده از در آمدنش بازداشت و گفت که لحظه صبر و درنك كنند تا اذن دخول حاصل نماید و او ازین امر آزرده دل و خسته خاطر شده مراجعت کرد و از تمعنی ورنگی که از پیش در خاطر داشت بنای عداوت را با امیر شیر علیخان گذاشت و مختوم کرد که مکتوب فرستاده سردار محمد شریف خان برادر کهتر خودرا از فراه در قندهار خواسته ساز مخالفت با امیر شیر علیخان ساز کند و او ازین اراده سردار محمد امین خان آگاه
ذکر محبوس شدن سردار محمد اسلم خان و گریختنش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
