Machine transcription
(۲۱۹)
( جلد دوم ) ( ذکر وقائع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر ) ( سراج التواریخ )
امیر کبیر از کابل در قندهار تشریف فرما شده هر چه رأی سعادت انتها در باب دفع نزاع اقتضا نماید معمول
داشته با جرا و انفصال فرماید قبول جانبین باشد خلاصه پس از امضای دائره نفاق و فرستادن عریضه بنزد کار کنان
سدهٔ علیه گردون رواق سردار محمد صدیق خان و سردار محمد عمر خان و سردار محمد عثمانخان از قندهار در
علاقهٔ پشت رود که جای گیر ایشان بود رفتند که کار آنجا را راست کرده در وقت پرتو وصول افگندن امیر
کبیر در قندهار مراجعت کنند
توجه اعلیحضرت امیر کبیر
ذکر مرحبه
بپاشدن امیر
کبیر بجانب
قندهار
( از کابل بجانب قندهار )
وازین سوی پس از رسیدن عریضهٔ مذکوره سرداران قندهار بحضور در بار والا تبار اعلیحضرت امیر کبیر
سردار شیرعلی خان حکمران غزنین بفرمان قبلهٔ امجدش مأمور قندهار شد چنانچه مشار الیه قبل از حرکت
موکب همایون بالشکر مرتب و محشوب و چند عراده توپ از غزنین رهسپار دیار قندهار گشت و پس ازوی امیر
کبیر سامان سفر ساز کرده از کابل رو بقندهار نهاد و چون سردار شیر علیخان نزدیک قندهار رسید سرداران
قندهار پذیره کرده مقدمش را گرامی داشته باعزاز و اکرام خود و لشکرش را در چپاول الکوزائی واقع گوشهٔ
غرب شمالی شهر قندهار فرود آورده خود ایشان در شهر بجایهای خود شدند و سردار شیر علیخان بکار مدبرانه
پرداخته هر روز که از لشکر گاهش بملاقات و بازدید قندهاریان داخل شهر میشد صدتن از پیادهٔ نظام را پوش
و مأبون در کان و شبر زادکان برکاب خویش بداشته بشهر در میآورد و روز را بملاقات و صحبت هر یک از سرداران
بدر برده شب هنگام که در اردو مراجعت میکرد پنجاه تن پیاده را در جای سردار میر افضل خان گذاشته
پنجاه تن دیگر را با خود در لشکر گاه میآورد تا که هشتصد تن پیادهٔ مسلح از نظام را داخل شهر کرده کسی
آگاه نگشت و همچنین شش ضرب توپ قاطری را نیز بکلیم و رخت خواب و غیره پیچیده بشهر در آورد و سرداران
قندهار که قرار داد علماء را که بشرح رفت استوار نپیدا ستند لاجرم منسوبان جانبین بکین بکین یکدیگر روز
بسر برده بصلح در آوی و بازار همی گشتند و این امر زیاده تر با دو روز دار شیر علیخان موافقت کرده بسرداران
قندهار اظهار تبوده مخلصانه بزبان راند که لشکر درم اندو ضرور است که از سبب خریدن اشیاء ضروریه که احتیاج
شوند در شهر و بازار شده رفع احتیاج کنند و ازین که شما را با هم دیگری هنوز اعتماد و اعتبار نیست کلید یکدروازهٔ
شهر بملازمان و منسوبان من تفویض شود تا اگر از راه عدم معرفت و شناسائی منسوبان هر یک شما خیال دیگری کرده
مناقشه روی دهد دروازه را کشوده رو بالشکر گاه خویش نهند و از آسیب بر کنار شوند مقندهاریان مسؤل
او را قبول کرده کلید يك دروازه را بکار گذاران رکاب سردار شیر علیخان سپردند و مقارن اینحال خبر نزديك
شدن امیر کبیر بالشکر سمر کشته در افواه افتاد و سرداران قندهار را که چشم انتظار براه وصول سرکار والاتبار
بود از قندهار تا کلات منزل بمنزل علوفه و آزوقه آماده کرده از ما کولات و حلویات هر چه لذیذ و گوارا تر و شایان
ماحضر خوان پادشاهی بود در لیل و نهار بمحفل بزم حضور همی رسانیدند تا که قلعهٔ اعظم فرود گاه موکب
شهریاری شد بتمام سرداران و خوانین و اعیان شهر قندهار از راه پذیره و استقبال بیرون کردیده در منزل مذکور
درك سعادت ركاب بوس نموده مراسم پذیره بجای آوردند و از انجا با هم رو بشهر نهاده امیر کبیر بکنار ده خواجه
فرو کش فرموده استقبالیان بشهر و جایهای خود شدند و روز دیگر امیر کبیر قاضی محمد سعید خان غلجائی را
که بدین لقب از طرف شاه محمود سرافرازی یافته و اینوقت از امر قضا معزول بود بخت روان پیش خوانده
پیش بنواخت و خلعت کمخواب و انعام الباس خانه خاص عطا فرموده بمنصب قضاوت قندهارش سرافراز ساخت
و تخت روانش بر نشانیده امر کرد که بنیازچی (۱) بجلو داخل شهر شده ندای محول قاضی ملاغلام که تا کنون بجالس
مسند قضاوت بود و نصب قاضی محمد سعید خان در داده تمامت مردم شهر را آگاه کرد و هم درینحال امیر کبیر سردار
رحمدل خان را پیام فرستاد که از باب واقعه خوانی سردار کهندلخان و سردار مهر دلخان مرحوممان بشهر در شوم
و لواعجاق پیاده نظام را که سردار شیر علیخان چنانچه مرقوم گشت بشهر در آورده و تا اینوقت مخفی بوده بالباس غیر
(۱) جار لفظ
ترکی است
بمعنی منادی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
