Machine transcription
(۲۱۸)
(جلد دوم) (ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر کبیر) (سراج التواريخ)
ذکر فوت سردار مهر دل خان و سردار کهندل خان
(وفاق سرداران قندهار)
در روز جمعه بیست و هفتم ماه جمادی الثانی سال ۱۲۷۱ هزار و دویست و هفتاد و يك هجری ایام عمر سردار مهر دلخان
سپری شده بعصر فضاء و بمصالح پدر و وجهان فانی کرد و در مزار حضرت جی صاحب مدفون گشت و پس از وی سردار
کهندلخان از مرض استسقاء در روز سه شنبه هفتم ماه ذیحجه سنه مذکوره بعمر شصت و سه سالگی از جهان در گذشته
در مزار حضرت جی صاحب واقع بیرون شهر قندهار مدفون و از خاکدان دون بیرون شد و از مسند حکومت در لحد
جای گزید و بعد از دفن او در بین سردار رحمدل خان و پسران سردار کهندل خان چون سردار محمد صدیق خان
و سردار سلطان علی خان و سردار عبدالله خان و سردار محمد عمر خان و سردار محمد عثمانخان در امر ایالت قندهار
نزاع افتاده سردار رحمدلخان خود را سزاوار حکومت قندهار دانسته خواست که بمسند ایالت نشسته کار حکومت
راست کند و پسران سردار کهندل خان مرحوم برسبیل ارث محتوم کردند که سردار محمد صدیق خان را بجای
پدر رو بسادهٔ حکومت تکیه داده دیگران در حمایت او مقر گیرند و اینمعنی باعث نفاق جانبین شده هريك در مقام
خویش بارادهٔ کینه جوئی همدیگر راه تهیهٔ اسباب حرب پیش گرفتند
وقایع سال هزار و دویست و هفتاد و دوی هجری سلم
و چند روز ببد گوئی و ستیزه جوئی بیکدیگر بسر برده هيچيك از جانبین امر دیگری را گردن ننهادند تا که
آلات و ادوات جنگ و پرخاش آماده گشته کار مقاتله استوار گردید و سردار غلام محی الدین خان که در هجر اور
شیرین بود از فوت پدرش آگاه شده از انجا در قندهار آمده ببرادرانش پیوست آنگاه نائرهٔ قتال شعله ور گشته
پسران سردار کهندل خان در اندرون ارك محالهٔ پدر شان جای گزیده بمر دار اینکه هواخواه سردار رحمدلخان
و نیز در ارك محالهٔ او مقام گرفته بودند بمقاتله پرداخته و در بیرون ارك نيز باجانب داران سردار رحمدل خان
طرح محاربه انداختند و دو طرفه ساز کار زار ساز کرده اسباب پیکار روی کار آوردند و از جانب دیگر سردار
رحمدل خان با سردار محمد علی خان و سردار غلام محمد خان طرزی پسران خویش از اندرون ارك و سردار میر
افضل خان و سردار عبدالرسول خان و سردار عبدالاحمد خان پسران سردار پردل خان و سردار خوشدل خان و محمد نور دل
خان و سردار شیر دل خان پسران سردار مهر دل خان و سردار غلام محمد خان بن سردار میر افضل خان هواخواهان سردار
رحمدل خان که خانهای شان در بين ارك و چارسوق واقع و از دیگر عمارات شهر بارك نزديك دشمنان مقیمهٔ ارك را
دافع بودند از خارج ارك و پشت بام خانهای خود بگوله اندازی تفنك پرداخته خانهای یکدیگر را هدف و آماج ساختند
و چند روزخانه جنگی کرده سردار غلام محمد خان بن سردار میرا فضل خان کشته گشته شهریان از کنج و راست جستن
گلوله و افتادنش بخانهای ایشان دلتنك شده علماء و سادات داخليهٔ شهر چند جلد کلام الهی را بسر برداشته از
راه دفع فتنه و طلب صلح و خیر خواهی جانبین و رفع شور و شین در میان شده درود خوانان و الامان گویان قرآن
را زد طرفین شفیع ساخته آتش قتال را خاموش کردند و پس از اطفای نائرهٔ نفاق همه علماء طریق وفاق را پیش
گرفته زبان صلح بیان را باتفاق هر دو جانب چنین گشودند که چون سردار رحمدل خان شخص سالخوردهٔ موسفید
و برادر سردار کهندل خان مبرور است میباید کار حکومت بدو مفوض بوده پسران سردار کهندل خان را حق
مداخلق نباشد اما از مالیات ولایت بقدر کفایت مؤنت و معیشت هريك تنخواه و مواجب داده شود و پسران
سردار کهندل خان نخست این قرار داد سرا از ذمه قبول نکردند و آخر الامر چون سردار رحمدل خان باسباب
مناسبه روی دل سردار غلام محی الدین خان را از برادرانش گردانیده بسوی خود کرده بود ناچار شفاعت
علماء و زیارت کلام الله را ظاهراً حجت قبول نمودن قرار داد مذکور ساخته دست از رشتهٔ مشاجره و پا از صفحهٔ
مکابره پس کشیده لب فرو بستند و باطناً چون بصلح راضی نبودند اینقدر سخن در میان آورده فیصلهٔ امر را
محول و موکول بصوابدید امیر کبیر نموده جانبین عرض پرداز پایهٔ سریر سلطنت شده التماس کردند که اعلیحضرت
ذکر فوت
سردار مهر
دل خان و سردار
کهندل خان
وقایع سنه
۱۲۷۲ هجری
سلم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
