Machine transcription
(٢٠٣)
(جلد دوم) (ذکر وقایع عهد سلطنت اعلیحضرت امیرکبیر) (سراج التواریخ)
در وتاله از قصبات پنجاب واقع قرب لاهور اقامت داشت واز سببیکه کرك سنگه سليم الحواس وصحيح المزاج
نبود پسرش نونهال سنگه که فهم وفراست کافی داشت و بزیور خرد و کیاست آراسته بود و رنجیت سنگه بپدر
حیات خویش میل خاطر جانب او داشته نوازش و تربیت میفرمود و از فرزندانش دوستتر میداشت دانست که
پدرش كرك سنگه نمیتواند کار سلطنت راست کند پس اندك اندك دست پدر را از کار سلطنت کوتاه کرده
جالس تخت و کامشده حکومت پرداخت تا که در ماه نوامبر سال ١٨٤٠ هزار و هشتصد و چهل میلادی كرك سنگه
بدرود جهان کرده نونهال سنگه پسرش باوزیر خویش جسد او را برسم و کیش اهل هنود بآتش سوخته در
وقت مراجعت باوزیر دست بدست گرفته پیاده رو بارگ نهاد و چون بدروازه قلعه سمن برج نزديك شده پایبش
گذاشت از قضای مبرم آلهی روز او بتبهی رسیده دفعه دو کنگره از کنگرههای زبر دروازه برسر شاه و وزیر
افتاده هردو را هلاك ساخت و هنوز آتشیکه برای سوختن جسد پدرش افروخته و خاموش نگشته بود او را نیز
سوختنگاه برده بسوختند و آن دو کنگره بیادگار همچنان خراب و تا کنون از مرمت بکنار است و پس از
فوت او مادرش رانی چند رکُور (١) بصواب دید اعیان مملکت بر مسند حکومت پسر نشسته چهار ماه بامضای (١) کور
مجلس شوری فرمان روائی کرد و در اثنای حکمرانی او راجه دھیان سنگه که از قوم دوگره و وزیرش بود بفتح کاف
بشیر سنگه نوشت که کار سلطنت چنانچه باید از دست رانی چندر کور بر نمیآید میباید راه لاهور برگرفته جالس بکیش برهمنان
نام ملك یعنی پادشاه
سریر حکومت شوی و همچنین تمامت اعیان دربار عرایض جداگانه نگار و نزد او ارسال نموده در لاهور دعوتش
کردند و شیر سنگه بنوشته وزیر ودیگر بزرگان از وتاله برخواسته باطمینان خاطر داخل لاهور شده
مردم شهر و بزرگان دربار پذیره اش کرده در سمن برجش فرود آوردند و بمجرد وصول بر مسند حکومت
نشسته مادر نونهال سنگه را که چهار ماه از حکومتش گذشته بود در سرایگاه نشیمن داشت نظر بند
فرمود و پس از چندی خدمهٔ خودش را امر کرد که شب هنگامی در خفا بالش بر دهنش نهاده بحبس نفس
هلاکش ساختند و پس ازان شیر سنگه بعیش وعشرت حکومت همیگرد تا که از دھیان سنگه وزیر
دلگیر شده خواست دیگر را در مقابل او بروی کار آورده دستش را از کار وزارت کوتاه کند چنانچه سردار
لہنا سنگه واجیت سنگه والیان سند را بهمین اراده نوازش می نمود و دھیان سنگه وزیر بفراست از ما فی الضمیر
او در یافته خفیة لہنا سنگه واجیت سنگه را اغوا کرده بدیشان اظهار والقانمود که در مکنت واقتدار شما
وشیر سنگه فرقی پدیدار نیست میباید او را عزل کرده بکار سلطنت پردازید و ایشان از خیال خام گفتار او را
پخته دانسته در کمین کارشدند تا که در سال ١٨٤٤ هزار و هشتصد و چهل و چهار میلادی شیر سنگه از لاهور چندی
برای سیر و تفرج بیرون شده در نواحی قریه لاهور چند روزه ییلاق گزید و در وقت بیرون شدن از شهر لہنا
سنگه واجیت سنگه را تاکید کرد که هريك صد سوار نوکر گرفته در سیرگاه آورده سان بدهند و ایشان پس از
فراهم کردن سوار در شب بدھیان سنگه اظهار کردند که فردا در وقت عرض دیدن سوار شیر سنگه را
خواهیم کشت چنانچه در روز موعود دھیان سنگه وزیر در سمن برج توقف کرده نزدشیر سنگه نرفت و آن دوتن
که کمر بسته قتل او بودند سواران خود را آراسته نزد شیر سنگه بردند و سواران را از سر پرده دور داشته
خود داخل سراپرده شدند و شیر سنگه تماشای لہنا سنگه را که جهت سان دادن بعزمیکه در دلش بود پر کرده
در دست داشت وصف کرده طلبید که مشاهده کند وی دهن آنرا بدست شیر سنگه نهاده آهسته کشکک را
بالا کشیده کشاد داد و گلوله آن برسینه شیر سنگه خورده هلاکتی ساخت بعد لہنا سنگه سرش را بریده واز
موی آن گرفته باجیت سنگه از سراپرده بیرون شده با سواران خود داخل باغیکه نزديك بارگاه شیر سنگه که
پرتاب سنگه پسر ده ساله اش در انجا بود شده او را نیز کشته سرش را اجیت سنگه بریده و از مویش گرفته
هر دو تن با سواران شان رو بشهر نهادند و چون بدروازه سمن برج رسیدند بنا بوعده که بدھیان سنگه داده
بودند او استقبال کرده خود سندی بسیار نمود و هردو تن قاتلان شیر سنگه و پسرش از اسپ فرود کشته باهم
رو بدروازه نهادند و چون بنزديك دروازه رسیدند لہنا سنگه و دھیان سنگه یکی همدیگر را تکلیف بسبقت دخول
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
