Machine transcription
(١٥٥)
(جلد اول)
( ذکر وقایع عهد سلطنت دومی شاه شجاع )
(سراج التواریخ)
اسیر کرد کی عبدالله خان اچکزائی و سالاری جارج مکریکر انگلیس از جلال آباد در کنر فرستاد که آنولایت را
از تصرف حاکمانه سیدهاشم کشیده سپرد سیدبهاء الدینخان که اوییز از سادات آنمکان است نمایند و سیدهاشم از توجه
لشکر جانب کنر خبریافته در استحکام قلعهداری پرداخت وفوج انگلیس که با مرشاه شجاع رو بدانجا نهاده بود داخل
جلگای کنر شده اطراف قلعه را گرفته سیدهاشم را بمحاصره انداخت و چند روز بمحاربه و مقاتله بسر برده چون
فیروز نگشت به نقب زدن پرداخته مصمم آن نبود که دیوار قلعه را بصدمۀ باروت از بن برانداخته بعد یورش برده
قلعه را مسخر سازد ولیکن در شب اول از کثرت باریدن باران و وزیدن باد بغایت تاریکی و دراهی نیافتند که از جائی
نقبزده زمین را بشکافند ناچار مراجعت کردند و سید هاشم در مقابل لشکر پادشاهی دريك رادر توانائی خود ندیده
بمجرد آنکه راه فرار برویش کشوده گفت از قلعه بیرون شده بذریعه جاله از نهر کنر گذشته راه فرار پیش گرفت و جارج
مکریکر علاقه کنر را تفویض سیدبهاءالدینخان کرده خود بامراء کینه خواهش در جلال آباد مراجعت کرد و هم
در خلال اینحال عبدالعزیز خان جبار خیل خسر زادۀ امیرکبیر که نخست شرفیاب حضور شاه شده مورد الطاف گشته
پس از چندی بخود خائف گردیده کوه نشینی اختیار کرد و شاهش هرچند طلب حضور نمود از بیم جان بارگاه شاهی راه
آمدن نپیمود پس شاه با سران سپاه انگلیس جزوی از فوج نظامی را مامور کرده قلعه او را خراب ساختند و مقارن اینحال
مردم خوگیانی طریق نافرمانی پیش گرفته از مالیه دیوانی سرباز زدند و شاه کافلی تام انگلیس را بافوج نظام بکوشمالی
مردم خوگیانی از جلال آباد فرستاد و مردم مذکور بی آنکه بجنك گرایند طریق اطاعت برداشته از حضور شاه التماس
تخفیف کردند و شاه مسئول شانرا بگوش قبول شنیده هزار و دوصد روپیه بمالیات ایشان تخفیف عطا کرد و هم پس
از قضایای مذکوره راه پیشاور و کابل را که پیوسته از دست برد غلجائیان دزد و سرقت پیشه در خطر بود محافظ در مواضع
لازمه مقرر کرده قوافل و تجار را مأمون ساخت و از ملکان ورؤسائی هر قبیله خط الزام گرفت که در حدود
هريك از ایشان دزدی و راهزنی واقع شود از غرامت مال التجاره وغیره که تلف شود ایشان برایند و تاوان دهند
سپس از جلال آباد بعزم زیارت مزار مهتر لام آهنگ لغمان فرمود و این مهتر لام که در لغمان مدفون و در نزد
مردم بپدر ( حضرت نوح ) علیه السلام مشهور است بقرار تحریر خود اعلیحضرت سراج الملة والدین که بسنه
ثبت کتاب شد پدر ( حضرت نوح ) علیه السلام نیست زیرا که پدر حضرت نوح علیه السلام قبل از طوفان فوت
شده بودند و بقبر از جسد مبارك ( حضرت آدم ) علیهالسلام دیگر جسدی در کشتی نوح برداشته نشده بود البته
مرقد مهترلام زیر آب طوفان شده بود پس این مرقد از لك نامی خواهد بود که سرسلسله خاندان لغکان است و خود
اسم لغمان هم در اصل بباعث اسم لك لكان شده بمرور ایام لغمان گردیده چنانچه الحال چند موضع در لغمان موجود
است بنام نورلك و بور لك ولوكرلك وشترك این اسامی شاید از اولادۀ مهترلك مذکور باشند الغيب عندالله تعالی
انتهی و در انجا میرزا ابراهیم خان منشی باشی که حاکم بود تمامت اردوی شاهی را خرج رسانی نموده از رضا مندی
خاطر اشرف مباهی گشت و شاه پس از ملاحظه لغمان بجلال آباد مراجعت کرده در روز هفدهم ماه صفر سنه ١٢٥٦
هزار و دویست و پنجاه و شش هجری باسران سپاه انگلیس و افواج ایشان راه معاودت جانب کابل بر گرفته وارد کابل شد
( ذکر اموریکه باعث اختلال کار ومورث زوال )
( روز کار شاه شجاع شد )
چون شاه شجاع از جلال آباد باز گشت فرموده وارد کابل شد باستصواب رای صاحبان انگلیس شهزاده محمدتیمور
را بافوجی از سپاه انگلیس مأمور نمود که در موضع اولنك رباط واقع راه غزنین و قندهار رفته قلعه استواری
احداث و آباد نماید چنانچه شهزاده در موضع مذکور پرتو نزول افگنده در مدت چند ماه از شهور سنه ١٢٥٦
هزار و دویست و پنجاه و شش هجری قلعه متینی برافراشته و چیزی از فوج نظامی دران گذاشته خود بکابل مراجعت
کرد و درین هنگام که راه زبان فاحشه بسوی لشکرگاه انگلیس باز شده بعضی از بیغیرتان دلالت زنان زانیه را
کرده خود بر اسپ سوار نموده نزد فرنگیان میبرد خیر خواهان دولت و رهروان آئین شریعت حضرت ختمی
مرتبت این امر قبیح را که در نفس الامر در بدن پردۀ ناموس دیندار نیست و رخنه انداختن بدیوار استوار حصار
ذکر اموریکه
باعث اختلال
کار شاه شد الخ
شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
