Machine transcription
( 154 )
( جلد اول ) ( ذکر وقایع عهد سلطنت دومی شاه شجاع ) ( سراج التواریخ )
در نیامدند بوی آسایش نشنیدند و شاه شجاع بعد از اطاعت طوائف اطراف چوبدست نشانده دولت انگلیس بود
مواظب باوصاف دولت مذکوره گشته مدام در نزد خاص وعام زبان برضامندی از معاونت دولت مزبوره کشوده همی ستود
واغیار در افواه سحر گردیده مردم افغان نسبت باوبد گمان شدند که چرا اینقدر ستایش دولت انگلیس را می نماید و در
ضمن اینحالات که شاه شجاع از حمایت دولت انگلیس فخر ومباهات میکرد بصوابدید افسران سپاه دولت موصوفه
اراضی واملاك مردم باژ گرانی را که معاند سلطنتش بود ضبط نکرده از بعضی فراریان طائفه جایبیه محمد زائی
خصوص برادران و برادر زاد کان امیر کبیر که هريك در سر هوای شاهی داشتند امیدوار امن وامان گشته از جمله
نواب محمد زمان خان با پسران و برادرزاد کان خویش چون سردار محمدعثمان بن نواب عبدالصمد خان و پسران سردار
امیر محمد خان بدرس بیم واندیش باز آمده باعزاز واکرام سابقه شان قرار یافتند وامور خودرا بواسطه کار گزاران
دولت انگلیس که با ایشان ملاحظت پلینگی داشتند اجرا میکردند وشاه شجاع از سبب آنکه خواطر صاحبان
انگلیس آزرده نشوند از رفتار و مدارا ایشان باخاندان سردار پاینده خان مرحوم چیزی بر زبان نيراند اگرچه
هواخواهان شاه موصوف در محافل ومجالس سخن از پسران سردار مغفور مذكور بزبان آورده شکوهامیکردند
و باهم میگفتند که عنقریب لوای بغواختلا خواهند دادوشاه تغافل کرده چیزی نمیگفت و همچنین ابوبیه نام فرانسوی
که شرح نوکر شدنش نزد مهاراجه رنجیت سنگهـ بقلم خجسته رقم خود اعليحضرت سراج الملة والدين از پیش رقم
گشت واینوقت از طرف مهاراجه مذکور حکومت پشاور داشت روزی از طرح حکومت وسلوك شاه شجاع با سران
ملك وسپاه از کسیکه باخبر اوضاع روز کارهالی کابل بود و نزد او راه داشت جویاشده این کلات را شنید که محمدزائیان
وغیره بارکزائیان اقصی الغایت باشاه شجاع وصاحب منصبان سپاه انگلیس مخالطت ومراودت بهمر سانیده در هر مجلس
ومحفل قرین وجليس ايشان میباشند وابونییه از شنیدن این سخنان بر زبان راند که شاه شجاع را خداونداش بیامرزد
و حاضرین در تعجب افتاده ازوی پرسیدند که شاه شجاع تا کنون حیاتست چگونه دعای مرد کان درباره او
برزبان راندید پاسخ داد که شخص ناموریکه خصمش در پهلوجای گیرند وعزت واحترام ببیند بناباین گفته فردوسی
زنده کی اواز تصور عقل بیرو نست
پدر کشتی وتخم کین کاشتی ـ پدر کشته را کی بود آشتی
تواتی کشی بچه اش پروری ـ خود از محض جهل است این دا وری
محاذا قتل سردار پاینده خان و وزیر فتح خان و فرار کردن امیر دوست محمد خان از کابل و سردار کهندل خان
از قندهار کاهی از آینه خواطر پسران و نبیره کان سردار پاینده خان زدوده نخواهد گشت و ثمره همة دشمنی که در بین
اتفاق افتاده ظاهر خواهد شد .
ذکر توجه شاه شجاع از کابل بعزم قشلاق جانب جلال آباد
چون از روز ورود شاه شجاع در كابل چهار ماه سپری شده زمان دی بآمد سردی وی در رسید
در روز بیست و چهارم ماه شعبان سنه ١٢٥٥ هزار و دوصدو پنجاه و پنج مجری بعزم قشلاق از کابل نهضت فرمای
جلال آباد گشت و بعضی از انگلیسان مانند الکسندر بارنس وغيره همکشانش در کابل مانده ملا عبدالشکور
را همچنان بنائب الحكومتی برحال داشته شهزاده محمد تیمور را بخطاب نائب السلطنت ممتاز فرموده
خود راه جلال آباد بر گرفت و در باغ منزل باره که از یاد کارهای شاهجهان است شهزاده محمدا کبر که از بطن مخدرة
محترمه خواهر امیر دوست محمد خان بود از عارضه ضیقی راه آخرت بپوید ونعش او را از انجادر بلغان حمل و نقل فرموده
بجوار فیض آثار حضرت مهتر لمك مدفون ساخت وشاه شجاع وارد جلال آباد شده بازقشلاق کشوده در هنگام
توقف خویش سید هاشم کنری را که دست نشانده امیر کبیر بود طلب حضور نمود و او از آمدن سرباز زده شاه را
از نیامدنش آشفته خاطر ساخت چنانچه جبری از سپاه انگلیس را با چند ضرب توپ وصدسو از از سواران افغانیه
ذکر توجه
شاه شجاع
جانب جلال
آباد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
