BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 138

Page 138

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 138 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

(۱۳۱) ( جلد اول ) ( ذکر وقایع عهد امارت امیر کبیر ) ( سراج التواريخ ) و غیره مواضع که پسرش را چنانچه از پیش رقم کشت فرستاده مدد خواسته بود طریق صلح پیش گرفتند که بهانه صلح شاه ایران را از تضییق دادن شهر باز دارند و انگاه که کمکيان در رسید ایشان از پیش و آنان از پس لشکر ایران را در میان گرفته بقتال و جدال پردازند پس کس نزد اعلیحضرت محمد شاه فرستاده طالب صلح شدند و شاه پاسخ نمود که شهزاده کامران با وزیر یار محمد خان همین قدر اقرار و اعتراف کنند که هرات خاک ایران است در ازای آن ولایت خواف را نیز بدیشان سپرده راه مراجعت بر گیریم بشرط آنکه شهزاده کامران با وزیر یار محمد خان یکی بپاس حرمت سلطنت از شهر حاضر آمده بامن ملاقات کند و هم میر عبدالرحمن خوش نویس را که در هرات بصیرت روز میگذراند بدولت ایران بسپارند که با اعزاز و اکرام کماش در ایران باستراحت حال بگذراند و ایشان این سخنان شاه ایران را که از خوف دولت انگلیس که عزم مدافعه کرده بود گفت پذیرفتند و قرار دادند که شاهزاده کامران نزد شاه ایران شود و میر عبدالرحمن خودش قبول رفتن ایران نکرده سرباز زد و ایتوقت پاتنجر انگلیس که از دربار بلباس ملائی و تدریس در هرات روی بدرس پرواز بدر برد گفتن خواهش شاه ایران آگاه شده لباس اسلامی را از خود دور کرده بلباس رسمی کیش خویش پیش شهزاده کامران و یار محمد خان شد و ایشان که تا ایتوقت او را ملا و مسلمان دانسته احترامش مینمودند متعجباً به استفسار حال کردند و او خود را پانجر انگلیس گفته از رفتن شهزاده کامران نزد شاه ایران و ادای متمینات آن مانع گردیده گفت که زنهار نرود و هم استعداد قلعه داری را از ایشان علم حاصل کرد که تا چند و تاکی پایداری خواهند توانست که بعد او بعلاج مدافعه پردازد ایشان بدو اظهار کردند که هفت ماه استواری و پایداری کرده زیاده بران نیرو و بازو نداریم و ثبات ورزیدن نتوانیم پاتنجر این را شنیده ایشانرا تأکید بر تشیید قلعه داری کرد و بر زبان راند که تا هفت ماه شاه ایران را از کنار هرات کنار کنم و برای گواه گفتارش اظهار کرد که فردا نامه مرتبه علم سفیدی در بین لشکر شاه ایران بلند و پست کشته اگر برقرار و استوار ماند همانا شاه قاجار بی نیل مرام رهسپار دیار خویش شود والا دست از چنگ باز نکشد روز دیگر بر طبق اظهار او جنرال مکنیل که از عزم شاه ایران واقف بود سه دفعه علم سفیدی را بر افراشته و فرود کرده دیگر بلند نساخت و شهزاده کامران با وزیر یار محمد خان گفتار پانجير را از در صدق دانسته از قراریکه باشاه داده بودند سرباز زده دل بحنگ دادند و معطل بتصویریکه از رسیدن کمک خوارزم و میمنه نمودند بآرمید و پاننجر دست بخرج زد گشوده از تجار يهوديه هرات مبالغ زیادی قرض گرفت و جنرال مکنیل که از طهران با اردوی شاه ایران همراه آمده بود راه هند برگرفت و شاه حسین خان نامی را مأمور سفارت لندن کرده از راه نهایت جلوس علیا حضرت وکتوریا بتخت سلطنت روانه ساخت تأشیات مکنیل را که مرقوم و مرسول داشته بود رفع کند و دولت انگلیس را با دولت ایران بهمان عهدیکه در میان انعقاد یافته بود متحد ساخته دفع مناقشه نماید و او از لندن بی نیل مقصود مراجعت نموده کار دولتین بمعادات کشید که انشاء الله در موقعش مسطور میگردد و شاه ایران از ابا نمودن شهزاده کامران که اشارت رفت بر آشفته تشدید محاصره کرد و همت بر فتح هرات گماشت و از صدور حکم شاه که در باب سخت نمودن محاصره کردامیر بهادر جنگ باجازت یورش خواست و شاه در جواب اولا و یبعی نگفته سکوت کرد و او سکوتش را حمل بر رضا نموده (۱) آهنگ یورش کرد و سوراخ نقبی را که بر ذمه او و پیروانش بود پیش برده بخندق وصل کرد و در تاریکی شب خندق را با مالهای قراپاپاق اسم میرز ارضای مهندس بدو نمود از خاک انباشته کرده لوای یورش بر افراشت و خودش جلو و پیروانش از قفا بجهد بزده طائفه ایست از خندق در گذشته زخمدار گردید و همراهانش بآواز خدار او برداشته پس نشستند و همچنین جماعه دیگر که سوراخ (۱۲) و معنی نقپ را تا خندق رسانیده بودند محب علیخان جراحت یافته خایبا به معاودت کردند و درین اثناء روزی جمعی از دلیران قراپاپاق سیاه افغان از شهر بیرون شده در جای بکنار دیوار شهر کمین گزیدند تا حامیان غلوته اردو را غارت کنند و لیکن مهدی خان کلاه می باشد قراپاپاق (۱) خبر یافته برایشان تاخت و بیست تن را مقتول و دستگیر ساخت و مقارن اینحال بیست و پنجمهزار روپیه از مالیات شاید نشان طون و طبس که در اردوی محمد شاه می آوردند و هم چیزی از قبوس فورنامه و غیره اسباب با خود داشتند شهریان خبر یافته طائفه مذکور جمعی از دلیران را بگماشته سی تن از محافظین را کشته نقد و جنس را بر گرفته مراجعت کردند و پس ازین سانحه میرزاجان کلاه سیاه باشد و یا بهمین مستوفی و سردار شمس الدینخان که قبل ازین چنانچه مذکور شد بشاه نامه و رسول فرستاده خواستار روی آوردنش اسم موسوم باشد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 138. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/138 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/138
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record