Machine transcription
( ۱۳۳ )
( جلد اول )
( ذکر وقایع عهد امارت امیر کبیر )
( سراج التواریخ )
جانب هرات شده بود با وجودیکه خواهرش زوجهٔ شهزاده کامران بود از راه فرار نزد شاه قاجار شتافت و شاه
هر دو تن را امر کرد که از قری و مزارع جلگای هرات آذوقه بلشکر رسانیده از بابت مال دیوانی رسید برعایا
بدهند و غائب پانزدهم ماه رمضان سنه ١٢٥٤ هزار و دو صد و پنجاه و چهار بطریق مذکور مرور یافته در شب مزبور
هنگامیکه آواز توپ وتفنك بالا بود وزیر یار محمد خان بر فراز برج حصار برشده خواستار امان گشت و خواهش کرد
که یکتن از ایرانیان بشهر در شده ما را از اتلاف مال وجان اطمینان خاطر دهد تا از در اطاعت نزدشاه آئیم وشاه
چنك را در يك ماده خمپارهدان سپردار گل سپاه را از راه القای او بشهر فرستاده او دو روز در شهر توقف کرده
روز سوم با جمعی از اعیان شهر و نامه شهزاده کامران و وزیر یار محمد خان که مشتمل بر رشته دوستی و اتحاد و فرستادن
زر نقد زیاد و التماس مراجعت لشکر از هرات بود نزد شاه شده پیام همرویان و نامهٔ شهزاده کامران و وزیر یار محمد خان را
بگذرانید وشاه همه را از کبدوشید دانسته همرویان را که با شیر نز خان رفته بود بدین میل مطلوب رخصت معاودت داده
حکم محاربه ومحاصره صادر فرمود و درین دفعه بصوابدید رأی و اشارهٔ حاجی آقاسی اصف شهر را حصار داده
تپهٔ دیگر را فرو گذاشته تمام احاطه نکردند که اگر شهریاب از غلبه داری ستوهیده شده باشند راه فرارشان مسدود
نباشد و دلیران افغان بخلاف پندار حاجی آقاسی شب هنگام از جائیکه لشکر احاطه نکرده بود بعزم شبیخون بیرون
شده دست و تیغ از خون ایرانیان گلگون کردند و هم چنین هر شب ایرانیان را بتیغ وغب مبادا خته تا که لشکر شاه
قاجار از دست برد دلیران شجاعت دثار افغان بطان آمده میرزا آقاخان وزیر لشکر حاجی آقاسی را از تمام
فرا نگرفتن اطراف شهر بستی رای منسوب کرده از طریق اعتراض باوی سخن آغاز نموده گفت که سه
دروازهٔ شهر را از آسیب لشکر معاف داشته خانهٔ امن را تاقیامت گذاشته اید زیرا که علوفه و آذوقه در شهر
برده متعسر نمیگردند و هم اگر معاونی از دیگر جا بیاید بیپامی بشهریان ملحق شود و اکثر از سران سپاه نیز درین
سخن شريك وزير لشكر شده حاجی آقاسی نخست گفتار همه را مسلم نداشته از تصوّر خویش برنگشته حجت آورد
که هرگاه تمام اطراف شهر در تنگنای محاصره انداخته شده راه آمد شد شهریان بسته شود هم آینه تن بمرك داده
در حراست خویش وحفاظت شهر بکوشند خصوص افغان که تا میرد دست از زدن و کشتن بر نگیرد واز این معنی
فتح میسر نگشته کار بطول انجامد پس راه فرار میباید باز باشد که چون کار برایشان سخت شود ناچار شهر را
وا گذار شده فرار شوند و در اخیر بعد ازین دلائل او نیز با دیگران موافقت کرده اطراف شهر را تمام فرا گرفته
رو بتسخیر نهادند و جانبین سرگرم ستیز و آویز بودند که دو هزار پیاده و سوار از مردم تایمنی بواسطه شیر زاده
نادر میرزای شهزاده کامران که برای استمداد رفتنش از پیش مرقوم گشت روی بسوی هرات نهاده در عرض راه
بانصر الله خان سر کشکجی باشی که با جمعی از سپاهیان علوفه بلشکر گاه شاه ایران می بردند دوچار شده با هم در آویختند
وزد و خوردی روی داده آخر الامر مردم تایمنیه که چند تن ایشان کشته و اسیر شد هزیمت یافته بمساکن خویش
رفتند و هم در خلال این احوال پینصد سوار کریده که خان خوارزم بالتماس شهزاده نادر میرزا بسالاری خلیفه
عبدالرحمن ترکمان با او همراه کرده بود وارد میمنه شدند
( ذکر مقابله شهزاده نادر میرزا وخلیفه عبدالرحمن ترکمان )
و مضر ابخان با آصف الدوله
ذکر مقابلهٔ
آصف الدوله
با مردم میمنه
وغیره
چون شهزاده نادر میرزا با سوار و خلیفه عبدالرحمن ترکمان داخل میمنه شد مضر اب خان والی میمنه نیز ازاند
خود و شیرغان و میمنه وغیره ششهزار سوار گرد کرده باشهراده همعنان گشت و همچنین شیر محمد خان هزاره چهار
هزار پیاده وسوار جرار از مردم درزی وفیروز کوهی و جمشیدی نزد خلیفه عبدالرحمن فرستاد بعد شهزاده با ساز
وبرك شایسته و لشکربایسته طریق رزم ایرانیان پیش گرفت واز آنسوی الله یار خان آصف الدوله که با دوازده
هزار سوار و نه عراده توپ چنانچه از پیش رقم کشت بامرشاه قاجار از تربت شیخ جام رخ راه بادغیس برگرفته
بود از جاده کاریز و کهسان و قوش رباط داخل بادغیسات و جورت قبائل جمشیدی شده در قریهٔ ببه خیبه زدو در وقت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
