Machine transcription
(١٣٣)
( جلد اول ) ( ذكر وقایع ایام فتور افغانستان ) ( سراج التواريخ )
معاونت ومعاضدت بدانوسوی شود و جانبین بهم در آویخته فراوان خون یکدیگر ریختند و چند دفعه يك بديگر هجوم
گشته در هر مرتبه سپاه سرداران را بستی روی داده با پس می نهادند و باز هجوم آورده مجلت می گراییدند تا که
در اخیر چنان هزیمت یافتند که مغلوباً از شهر و منزل باغ در گذشته سردار دوست محمد خان لشکریان را هر قدر
ترغیب بایستادن کرد کسی گوش بسخنان او نداده بپای فرار میدویدند و افواج شاهی از راه غلبه بقرب حصار قندهار
رسیده چهار ضرب توپ را متصرف شدند و چند مهیار شتر شیرخانه را باشيهيك جان زده و سربریده بدست آورده
باچند سر دیگر که از اعیان سپاه سرداران بریده بودند از حضور شاه گذرانیدند و بنظر همه حاضران فتح شاه را
حاصل و کار برمراد دانستند چنانچه خودش می نویسد که سردار دوست محمد خان رشته آمالك را تاريك وقند هاريان
روز اقبال شان را تاريك ديده آواز كنار قلعه دور شد و ایشان عيال خود را سوار اسب فرار کرده عزم
گریز کردند و در چنین حالت سرداران و اعیانی که مواضع مستعده واقعه اطراف سیاه شاه را جنانچه گذشت
گرفته بودند دست بشمشیر برلشکر شاه حمله کردند و ازان میان سردار میر افضل خان برسر خود شاه شجاع که
اینوقت از حربگاه برگشته در باغ عباس آباد نیاز کاهنی نشسته بود تاخته او را مغلوباً از باغ بیرون ساخت و شاه
از واهمه اینکه مبادا دست گیر شود از راه ادبار رو در بادیه فرار نهاد و لشکریش چون او را روی بگریز مشاهده
کردند لاجرم دست از ستیز کشیده بافاده هزیمت نهادند و همی کدام جانب موطن و مسکن خود راه بر گرفتند
و از جهۀ افسران نامی افواج نظامی شاه جنرال كمبل نام انکلیسی که خود را حامی شاه میشمرد دست گیر واسیر
سردار محمد افضل خان بن سردار دوست محمد خان كشت و تمام اسباب و مواشی و دواب و خیمه واثواب شاهی
متصرف سرداران قندهار و سردار دوست محمد خان در آمده شاه ببدستگاه با صد سوار بشبکیر وا بوار روی بسوی
هرات نهاد که شاید از انجا مکمتی حاصل کرده دوباره آهنگ تسخیر قندهار کند و بدین امید از رود هیرمند عبور
کرده بکار بز اسحق زائیان عطف عنان نموده در سایه درختان فرود آمد و استراحتی حاصل کرده روز دیگر
وارد منزل دوستک شد و در قلعه مددخان اسحق زانی روز را بسر برده هنگام شام راه بر گرفته جائی در نك نكرد
تا که بقلعه واشیر رسید و از انجا علوفه و آذوقۀ ضروریه برداشته داخل علاقه متعلقه علیخان بلوچ واقع سرحد
سیستان شده از انجا بدستیاری کد خدائین بلوچیه باقلعه لاش رسیده بجهروز درنك کرد بعد از انجا حرکت کرده
در عرض راه منزل اول علیخان بلوچ والی سیستان و غلام رسول خان بن صالح(١) خان اسحق زانی حاکم لاش
وجوین نزد شاه حاضر آمده تا موضع گده بملازمت رکابش برامده نور دیدند و در انجا خود علیخان حاضر گشته
درك ملاقات کرد و پس از سه چهار روز صالح خان نیز حاضر شده شاه را تکليف رفتن بلاش و جوین کرد و شاه علیخان را
بخلعت کران بها نواخته رخصت مراجعت بسیستان داده خودش با لتماس و تکلیفی که صالح خان کرد وارد لاش و جوین
شد و از انجا الله داد خان پیشخدمت را با مکتوب مشتمل بر رویداد واقعه قندهار نزد شهزاده کامران در هرات
فرستاد و او از ماجرای گذشته اندوهگین کشته حاجی فیروز خواجه سرا را که از دیگر اعیان نظر بمحرمیت در نزدش
فوقیت داشت با تحف وهدایا همراه فرستاده شاه کسیل کرده مکتوب نموده پیام داد که چون خط جدائی در بین
متصور نیست و همه رعایا فرمان بر اطاعتند میباید در دارالرقام راه شده اقامه گزیند و اگر خاطر آندین خود مرآمد نظر
داشته باشند نیز مضایقه نخواهم کرد و شاه دوماه در لاش و جوین روز بپگاه کرده در ایام توقفش اکثر از بزرگ
زادگان درانی چون علیم خان بن میر علم خان نور زائی با هم و برادر زا دگانش و محمد عظیم خان بن نور محمد خان
فوفل زائی وسيف الدين خان بن يحيى خان باسیزائی و آقا جانخان بن مسیر آخوند مهر علیخان اسحق زانی
وغلام نبی خان بن علم خان عبدالی و غيره بزرك و كوچك از راه اطاعت حاضر در گاه شاه شدند و پس
از انکه مکتوبات متوالیه و متتابعه شهزاده کامران در باب اقامه گزیدن شاه بهرات بمطالعه اش پیوست
از اصرار اولاش و جوین را ترك كرده وارد فراه شد و در انجا تصمیم عزم کرد که جمعیتی فراهم
آورده بخلاف آنانیکه در نزع هراتی از تصرف شهزاده کامران ترغیب و تحریص میکردند قصد قند هار نماید
ومقارن اينحال مكتوب خسرو ميرزا والى خراسان نیز از مشهد متابعاً بصالح خان هم رسید که شاه را با خود
(١) صالح
بلفظ افغانی
سالو تصغير
صالح است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
